حُكْمُ السِّحْرِ وَالكِهَانَةِ
وَمَا يَتَعَلَّقُ بِهَا
حکم سحر و فالبینی و هر آنچه بر آنها تعلق می گیرد
لِسَمَاحَةِ الشَّيْخِ العَلَّامَةِ
عَبْدِ العَزِيزِ بْنِ عَبْدِ اللهِ بْنِ بَازٍ
رَحِمَهُ اللهُ
نویسنده جناب شيخ
عبد العزيز بن عبد الله بن باز
بِسْمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيمِ
رسالۀ نهم:
حکم سحر و فالبینی و هر آنچه بر آنها تعلق می گیرد1
الحمد لله وحده، والصلاة والسلام على من لا نبي بعده، أما بعد:
با توجه به افزایش فزایندۀ جادوگران در این اواخر که ادعای طبابت دارند و از طریق جادو یا فال بینی درمان می کنند، و گسترش آنان در برخی از کشورها، و بهره گیری آنها از افراد ساده لوح که اکثراً نادان هستند؛ من از باب نصیحت برای الله متعال و بندگانش لازم دانستم تا آنچه را که در آن برای اسلام و مسلمانان خطر بزرگ پنداشته می شود بیان نمایم؛ زیرا در آن دلبستگی به غیر الله، و تخطی از فرمان و دستور وی و رسولش (صلی الله علیه وسلم) می باشد.
پس من با طلب کمک از الله متعال می گویم: تداوی کردن به اتفاق همه جایز است، و مسلمان می تواند نزد طبیب امراض داخله، جراحی، اعصاب یا مانند آنان مراجعه کند؛ تا اینکه بیماری وی را تشخیص و با داروهای مناسب که از لحاظ شرعی مباح و در علم طبابت پذیرفته باشد معالجه نمایند؛ زیرا این همه از جمله موارد استفادۀ اسباب عادی می باشد و منافاتی با توکل بر الله متعال ندارد، و الله- سبحانه و تعالی- چون بیماری را نازل نموده است شفای آن را نیز نازل فرموده است؛ کسانی که آن را دانستند آن را می دانند، و کسانی که از آن غافل بودند آن را نمی دانند، اما او - سبحانه و تعالی - شفای بندگانش را در آنچه که آنرا حرام گردانیده است قرار نداده است.
پس برای بیمار جایز نیست که نزد فالبینان که ادعای علم غیب می کنند برود تا دربارۀ بیماری خود از آنها اطلاع حاصل کند، چنانچه جایز نیست به آنچه به او می گویند آنها را باور کند، زیرا آنان از روی گمان و بدون دلیل سخن می گویند، و یا جنیات را احضار میکنند که برای آنچه میخواهند از آنان کمک بطلبند، و حکم این گونه افراد اگر ادعای علم غیب داشته باشند، کفر و گمراهی است.
امام مسلم رحمه الله در صحیح خویش روایت می کند که رسول الله ﷺ فرمودند: «کسی که نزد فالبینی برود و از او چیزی بپرسد، چهل روز نمازش قبول نمیشود».
و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هر که نزد کاهنی برود و آنچه را میگوید تصدیق کند، همانا برآنچه بر محمد ﷺ نازل شده کافر گردیده است». روایت ابو داود و اهل سنن اربعه آن را نقل کردهاند و حاکم آن را با این لفظ از پیامبر -صلی الله علیه وسلم- صحیح دانسته است: «هر که نزد عراف و یا کاهن برود و آنچه را میگوید تصدیق کند، همانا برآنچه بر محمد ﷺ نازل شده، کافر گردیده است».
و از عمران بن حصین رضی الله عنه روایت است گفت که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «كسى كه فال بگيرد يا برايش فالگيرى شود، يا پيشگويی کند، يا برای او پيشگويی شود، يا جادوگرى كند يا برايش جادوگرى شود از ما نيست؛ و هر كسى نزد كاهنى برود و سخن او را تصديق كند، همانا به آنچه كه بر محمد - صلى الله عليه و سلم - نازل شده، كافر شده است» این حدیث را امام بزاز با اسناد جید روایت کرده است.
در این احادیث شریف نهی از رفتن به عرافان، فال بینان و ساحران و امثال آنان، و پرسیدن از آنان و تصدیق آنان، و هشدار در این مورد می باشد.
پس جایز نیست که فریب راستگویی آنان را در برخی موارد خورد، و نه این که مردم زیاد نزد آنان مراجعه می کنند؛ زیرا آنان جاهلان اند و مردم نباید فریب آنان را بخورند؛ چون پیامبر صلی الله علیه وسلم بنا بر منکر و خطر بزرگ و عواقب ناگواری که آن در پی دارد، و همچنان به دلیل اینکه آنان دروغگویان و فاجران هستند از رفتن نزد آنان و پرسیدن از آنان و تصدیق شان منع نموده است،
همچنین در این احادیث دلیل بر کفر فالبین و جادوگر وجود دارد، زیرا آنها مدعی علم غیب هستند و آن کفر است، و آنان به اهداف خویش نمی رسند مگر اینکه به خدمت و عبادت جن بغیر از الله متعال بپردازند، و آن كفر و شرک با الله متعال می باشد، و تصدیق کنندۀ ادعاهای آنان در رابطه به علم غیب همانند ایشان می باشد، و هر که به این امور رو آورد و این اعمال را انجام داد رسول الله -صلى الله عليه وسلم- از وی بی زار می باشد.
چنانچه برای مسلمان جایز نیست برای مداوا به آنچه که آنان مدعی می شوند تسلیم شود، از قبیل بیهوش کردن آنها توسط طلسم ها یا ریختن سرب و خرافه های دیگر که انجام می دهند، زیرا اینها از جمله کارهای فالبینی و فریب دادن مردم است، و هر که با این کار راضی باشد آنان را در باطل و کفرشان یاری کرده است.
و همچنین جایز نیست که هیچ یک از مسلمانان نزد آنان برود و از آنان بپرسد که پسر یا خویشاوندش با چه کسی ازدواج می کند، و یا بین زن و شوهر و خانواده هایشان از محبت و وفاداری، یا دشمنی و جدایی و مانند آن چه اتفاق رخ خواهد دهد؛ زیرا؛ این موارد غیبی است که جز الله متعال کسی دیگر آن را نمی داند.
بر حاكمان و اهل حسبه و ديگران كه قدرت و اختيار دارند، واجب است که رفتن به فالبینان و عرافان و مانند آنان را منع کنند، و کسانی را که در بازارها و جاهای دیگر این نوع کارها را انجام می دهند بشکل جدی نکوهش و منع نمایند، و نیز کسانی را که نزد آنان مراجعه می کنند منع نمایند،
و همچنان سحر یکی از کارهای حرامیست که منجر به کفر می گردد؛ چنانچه الله متعال در مورد دو فرشته فرموده است:
﴿...وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنۡ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَآ إِنَّمَا نَحۡنُ فِتۡنَةٞ فَلَا تَكۡفُرۡۖ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنۡهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَيۡنَ ٱلۡمَرۡءِ وَزَوۡجِهِۦۚ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنۡ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡۚ وَلَقَدۡ عَلِمُواْ لَمَنِ ٱشۡتَرَىٰهُ مَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنۡ خَلَٰقٖۚ وَلَبِئۡسَ مَا شَرَوۡاْ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمۡۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ﴾
ترجمه:(و این دو هیچ کسی را چیزی نمیآموختند مگر آنکه میگفتند: ما وسیله آزمایش شما هستیم، پس کافر مشو. و مردم از آنان چیزی میآموختند که با آن بین مرد و همسرش جدایی میافگندند و آنان به کسی زیانی نمی رساندند مگر به اذن الله و چیزی را میآموختند که به آنها زیان میرساند و به آنها سودی نمیرساند. و به خوبی میدانستند که هرکس خریدار آن باشد در آخرت بهرۀ ندارد، و چه بد بود آنچه به جان خریدند اگر میدانستند) [البقرة: 102].
این آیات کریمه دلالت دارد بر اینکه سحر کفر است و جادوگران انسان را از همسرش جدا می کنند. همچنین بیانگر این است که سحر به خودی خود تأثیری بر منفعت و ضرر ندارد، بلکه به خواست و ارادۀ کَونی و قدری الله متعال تأثیر می گذارد، زیرا الله سبحانه و تعالی آفرینندۀ خیر و شر است.
همچنین آیه کریمه بر این اشاره می کند کسانی که سحر می آموزند جز آنچه را که به آنها ضرر می رساند و سودی برایشان نمی رسد چیزی دیگر نمی آموزند، و این که نزد الله متعال هیچ حظ و نصیب ندارند و این هشدار بزرگی است که بر شدت زیان آنان در دنیا و آخرت دلالت می کند، و اینکه خود را به کمترین قیمت فروختند، و به همین دلیل الله متعال در این قول خویش آنان را نکوهش فرمودند:
﴿...وَلَبِئۡسَ مَا شَرَوۡاْ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمۡۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ﴾
ترجمه:(و چه بد بود آنچه به جان خریدند اگر میدانستند). [البقرة: 102]، و اینجا الشراء بمعنی بیع و فروختن است.
و هر آئینه ضرر بزرگ، و مصیبت توسط این افترا کنندگان شدید گردید؛ کسانی که این علوم را از مشرکین به میراث برده و با آن بر مردم ضعیف العقل امر را مشتبه ساختند، پس ما از الله هستیم و به سوی او باز می گردیم، و الله متعال برای ما کافیست و بهترین کفالت کننده است.
از الله متعال از شر ساحران و فالبینان و سایر جادوگران عافیت و سلامتی مسئلت می نماییم، و از الله سبحان می خواهیم که مسلمانان را از شر آنان در امان بدارد، و حاکمان مسلمان را یاری دهد تا از آنها برحذر باشند و حکم الله متعال را در مورد آنان اجرا کنند، تا بندگان از زیان و اعمال بدشان آسوده گردند، او سخاوتمند و کریم است.
الله متعال برای بندگان خویش اموری را تشریع نموده که توسط آن از شر سحر قبل از وقوع آن خود را حفاظت نمایند، و به آنان توضیح داده است که پس از وقوع آن چه رفتاری داشته باشند که این خود رحمت، احسان و تکمیل کردن لطف و نعمت از جانب الله متعال بالای بندگانش می باشد.
در ذیل بیان مطالبی است که از خطر سحر قبل از وقوع آن جلوگیری می کند، و بیان مطالبی از امور مباح شرعی است که بعد از وقوع به آن معالجه صورت می گیرد، و بیان آن قرار ذیل است:
اولاً: آنچه که توسط آن از خطر سحر قبل از وقوع آن مصئون مانده می شود؛ و مهمترین و سودمندترین آن: محفوظ داشتن خود با اذکار مشروع، و مناجات و معوذات ماثور می باشد، و از آن جمله تلاوت: آیۀ الکرسی -و آن بزرگترین آیه در قرآن کریم است- پس از هر نماز فرضی بعد از سلام گفتن، و آن این قول او -سبحانه و تعالی- می باشد:
﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡحَيُّ ٱلۡقَيُّومُۚ لَا تَأۡخُذُهُۥ سِنَةٞ وَلَا نَوۡمٞۚ لَّهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ مَن ذَا ٱلَّذِي يَشۡفَعُ عِندَهُۥٓ إِلَّا بِإِذۡنِهِۦۚ يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيۡءٖ مِّنۡ عِلۡمِهِۦٓ إِلَّا بِمَا شَآءَۚ وَسِعَ كُرۡسِيُّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَۖ وَلَا يَـُٔودُهُۥ حِفۡظُهُمَاۚ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡعَظِيمُ255﴾
ترجمه: (الله آن ذاتی است که هیچ معبودی برحق غیر از او وجود ندارد (که) همیشه زنده و پایدار است (تدبیر تمام کائنات در دست اوست)، او را نه پینکی میآید و نه خواب (یعنی از کائنات یک لحظه غافل نمیباشد) هرچه در آسمانها و هر چه در زمین است خاص از اوست، کیست که نزد او شفاعت کند مگر به اجازه او، آنچه را که پیش (روی) آنها است و آنچه را که پشت سر آنها است میداند (یعنی از احوال حاضر و آینده انسانها باخبر است) و مردم از علم او آگاهی نمییابند، مگر آن مقداری که او بخواهد. کرسی او آسمانها و زمین را فرا گرفته است، و نگهداری آنها (آسمانها و زمین) او را خسته نمیسازد، و او عالیتر و بزرگتر است) [البقرة: 255]، و تلاوت آن نیز هنگام خواب، چنانکه در روایت صحیح از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل شده است که می فرمایند: «هر کس آیۀ کرسی را در شب بخواند الله متعال او را محافظت می کند و شیطان تا صبح به او نزدیک نمی شود».
و از آن جمله تلاوت سوره های ذیل است:
﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ1﴾
ترجمه: ((ای پیامبر)! بگو: او الله یگانه است.
﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ1﴾
ترجمه: (ای پیامبر)! بگو: پناه میبرم به پروردگار صبح (سپیده دم).
﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ1﴾
ترجمه: (ای پیامبر)! بگو: پناه میبرم به پروردگار مردم)، در عقب هر نمازهای فرض و سه بار خواندن این سه سوره در آغاز روز بعد از نماز فجر، و در آغاز شب بعد از نماز مغرب.
و از آن جمله: تلاوت دو آیه از آخر سورۀ بقره در اول شب می باشد، که آن دو آیه این فرمودۀ الله متعال می باشد:
﴿ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيۡهِ مِن رَّبِّهِۦ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَۚ كُلٌّ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَكُتُبِهِۦ وَرُسُلِهِۦ لَا نُفَرِّقُ بَيۡنَ أَحَدٖ مِّن رُّسُلِهِۦۚ وَقَالُواْ سَمِعۡنَا وَأَطَعۡنَاۖ غُفۡرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيۡكَ ٱلۡمَصِيرُ285﴾
ترجمه:( پیامبر به آنچه که به او از طرف پروردگارش نازل شد ایمان آورد، و مؤمنان، همگی به الله و فرشتگان وی و به کتابهای وی و به پیامبران وی ایمان آوردند (و گفتند که در ایمان آوردن) در میان هیچ یک از پیامبران او فرق نمیآوریم، و گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم (قبول کردیم احکام الله را)، ای پروردگار ما! ما از تو آمرزش میخواهیم! و بازگشت بهسوی تو است (یعنی به روز آخرت نیز ایمان داریم). تا پایان سوره.
چون از پیامبر ﷺ روایت شده که فرمودند: «هر کس دو آیه اخیر سوره بقره را در شب بخواند برای او کفایت می کند». معنای آن اینست، الله متعال داناتر است: از هر بدی او را کفایت می کند، و از آن جمله زیاد گفتن ( اعوذ بكلمات الله التامات من شر ما خلق)، (یعنی پناه می برم به کلمات کامل الله متعال از شر آنچه آفریده است) در شب و روز، و هنگام مسکن گزین شدن در هر خانه ای در ساختمان، صحرا، فضا یا دریا می باشد، زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هر کس در منزلی فرود آید و بگوید: "أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِن شَرِّ ما خَلَقَ"، یعنی پناه می برم به کلمات کامل الله از شر آنچه آفریده است، تا زمانی که آن منزل را ترک نکند، هیچ چیزی به او ضرر نمی رساند».
و از آن جمله این که مسلمان در اول روز و اول شب سه مرتبه بگوید: «بِسْمِ اللهِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيءٌ فِي الأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ، وَهُوَ السَّمِيعُ العَلِيمُ».
«بنام الله که با (خواندن) نامش چیزی در زمین و (هم) در آسمان گزند نمیرساند و اوست شنوا و دانا»
این به سبب تشویق بر آن است كه از سوی رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد، و این دلیلی است برای سلامت بودن از هر آسیبی.
دوم: معالجه سحر بعد از وقوع آن، و آن نیز به چندین امر صورت می گیرد:
اول: زیاد تضرع نمودن به درگاه الله متعال، و از او سبحانه طلبیدن که ضرر را برطرف نماید، و سختی را از بین ببرد.
دوم : تلاش برای پی بردن به مکان سحر در زمین و یا کوه و غیره اماكن؛ پس زمانی که معلوم گردید، بیرون آورده شده و از بین برده شود، سحر باطل می شود، و این از سودمندترین علاج سحر است.
سوم: رقیه با اذکار و اوراد شرعی، که بسیار اند؛ از آن جمله:
از قول ثابت رسول الله ﷺ: «اللَّهُمَّ رَبَّ النَّاسِ، أَذْهِبِ الْبَأْسَ، وَاشْفِ أَنْتَ الشَّافِي، لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لَا يُغَادِرُ سَقَمًا»«بار الها، ای پروردگار مردم، بیماری را برطرف کن، و شفا ده که تنها شفادهنده تویی، هیچ شفایی نیست جز شفای تو، شفایی که هیچ بیماری را باقی نگذارد» سه بار بخواند.
از آن جمله رقیۀ (دَم كردن) است که جبرئیل پیامبر صلی الله علیه وسلم را به آن رقیه (دَم) نمود، و آن عبارت است از: «بِسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ، مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يُؤْذِيكَ، وَمِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللَّهُ يَشْفِيكَ، بِسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ»«به نام الله تو را رقیه (دَم) می کنم از هر چیزی که به تو اذیت و ضرر می رساند، و از شر هر نفس بد یا چشم حسود، الله تو را شفا بدهد، به نام الله تو را رقیه (دَم) می کنم» و این را سه بار تکرار کند.
و از آن جمله - كه واقعا علاج سودمند برای کسی است که به خاطر همبستر شدن با خانواده اش منع (حبس) شده باشد-: این است که هفت برگ سبز سدر را بگیرد و با سنگ یا مانند آن آنها را بکوبد، و آن را در ظرفی بگذارد، و روی آن به اندازۀ آب بریزد که برای غسل نمودن کفایت کند و بر آن بخواند:
آیۀ کرسی، و
﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ1﴾
بگو: ای کافران. [الكافرون: 1]، و
﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ1﴾
(ای پیامبر)! بگو: او الله یگانه است. [الإخلاص:1]، و
﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ1﴾
(ای پیامبر)! بگو: پناه میبرم به پروردگار صبح (سپیده دم). [الفلق: 1]، و
﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ1﴾
(ای پیامبر)! بگو: پناه میبرم به پروردگار مردم. [الناس: 1]،
و آیه های سحر که در سوره اعراف، که آن این قول سبحانه و تعالی است:
﴿وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَلۡقِ عَصَاكَۖ فَإِذَا هِيَ تَلۡقَفُ مَا يَأۡفِكُونَ117 فَوَقَعَ ٱلۡحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ118 فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَٱنقَلَبُواْ صَٰغِرِينَ119﴾
(و در عین حال) به موسی وحی كرديم که عصای خود را بينداز (چون انداخت) پس ناگهان جادوهای دروغینشان را فرو میبرد.117
پس حق (معجزۀ موسی) به ثبوت رسید (روشن شد) و آنچه جادوگران میکردند، باطل شد. 118
پس در آنجا مغلوب شدند (شکست خوردند جادوگران و اتباع فرعون)، و خوار و ذلیل برگشتند. 119 [الأعراف: 117-119].
و آیه هاى سورۀ یونس، که این قول سبحانه و تعالی است:
﴿وَقَالَ فِرۡعَوۡنُ ٱئۡتُونِي بِكُلِّ سَٰحِرٍ عَلِيمٖ79 فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلۡقُواْ مَآ أَنتُم مُّلۡقُونَ80 فَلَمَّآ أَلۡقَوۡاْ قَالَ مُوسَىٰ مَا جِئۡتُم بِهِ ٱلسِّحۡرُۖ إِنَّ ٱللَّهَ سَيُبۡطِلُهُۥٓ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُصۡلِحُ عَمَلَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ81 وَيُحِقُّ ٱللَّهُ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُجۡرِمُونَ82﴾
و فرعون گفت: هر جادوگر دانا (و ماهر) را نزد من بیاورید.
و چون جادوگران (برای مقابله) آمدند، موسی به آنها گفت: آنچه را میخواهید بيفگنید، (در میدان) بیندازید.
پس چون (عصاها و ریسمانهای خود را) انداختند، موسی گفت: آنچه را که شما آوردهاید همه جادوست، یقینا الله آن را به زودی باطل خواهد کرد، چون الله کار مفسدان را درست (و سودمند) نمیکند.
والله حق را به سخنهای خود ثابت میکند، هر چند مجرمان نپسندند. [يونس: 79-82].
و آیه های سورۀ طه:
﴿قَالُواْ يَٰمُوسَىٰٓ إِمَّآ أَن تُلۡقِيَ وَإِمَّآ أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنۡ أَلۡقَىٰ65 قَالَ بَلۡ أَلۡقُواْۖ فَإِذَا حِبَالُهُمۡ وَعِصِيُّهُمۡ يُخَيَّلُ إِلَيۡهِ مِن سِحۡرِهِمۡ أَنَّهَا تَسۡعَىٰ66 فَأَوۡجَسَ فِي نَفۡسِهِۦ خِيفَةٗ مُّوسَىٰ67 قُلۡنَا لَا تَخَفۡ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡأَعۡلَىٰ68 وَأَلۡقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلۡقَفۡ مَا صَنَعُوٓاْۖ إِنَّمَا صَنَعُواْ كَيۡدُ سَٰحِرٖۖ وَلَا يُفۡلِحُ ٱلسَّاحِرُ حَيۡثُ أَتَىٰ69﴾
(جادوگران در آغاز مبارزه) گفتند: ای موسی! یا تو (اول عصایت را) میاندازی يا ما اولین کسی باشیم که میافگند؟
[موسی] گفت: «بلکه شما بیفگنید» پس ناگهان [با افگندن] ریسمانها و چوب دستهایشان به خاطر سحرشان [چنین] در نظرش آمد که آنها [مانند مارها] شتابان میخزند
پس موسی در دل خود احساس ترس کرد (ولی آن را پنهان داشت).
گفتیم: نترس، بدون شک تو غالب و برتری.
وآنچه را که در دست راست داری بیانداز، تا هر چه را ساختهاند ببلعد، در حقیقت آنچه را که ساخته اند، نیرنگ جادوگر است. و جادوگر هرجا برود پیروز نمیشود. [طه: 65-69].
و پس از خواندن در آب آنچه که ذکر شد سه جرعه از آن نوشیده و با بقیه غسل نماید، و بدین ترتیب مرض ان شاءالله برطرف می شود، و اشکال ندارد اگر نیاز به استعمال آن دو بار یا بیشتر از آن باشد تا زمانی که بیماری از بین برود.
این اذکار، معوذات و روش ها از بزرگترین اسباب و ابزارها برای دفع شر سحر و سایر بلاها می باشد، و همچنین بزرگترین سلاح برای رفع سحر پس از وقوع آن است؛ برای کسی که آن را با اخلاص، ایمان، توکل و اعتماد بر الله متعال، و با دلی شاد بر آنچه دلالت می کند، بشکل مداوم بخواند.
این داشته ها مواردی از امور جلوگیری و علاج سحر بود که برای ما بیان آن میسر بود، و الله متعال توفیق دهنده است.
و در اینجا یک مسئله مهم مطرح می شود، و آن علاج جادو با عمل ساحران است که از طریق نزدیک شدن به جن توسط ذبح یا عبادت های دیگر صورت می گیرد؛ این جایز نیست؛ زیرا این عمل شیطان است؛ بلکه شرک بسا بزرگ شمرده می شود؛ چنانچه درمان آن با پرسیدن از فالبینان، عرافان و جادوگران و استفاده از گفته های آنان جایز نیست؛ به دلیل این که آنان مومنان نیستند، بلکه آنان دروغگویان فاسق هستند که ادعای علم غیب دارند و مردم را فریب می دهند، و همانطور که قبلاً در ابتدای این پیام توضیح داده شد که رسول الله صلی الله عیله وسلم از رفتن نزد آنان، پرسیدن و تصدیق آنان برحذر داشته است، پس پرهیز از آن واجب است، و از رسول الله صلی الله علیه وسلم ثابت است که از وی در مورد النشرة پرسیده شد، ایشان فرمودند: «او کار شیطان است»، امام احمد و ابو داود به اسناد جید روایت نموده اند.
و "النشرة" به معنی رفع سحر از کسی است که بر او سحر شده است. و مراد او -صلى الله عليه وسلم- از قول اش این است که: نشرهای (رفع سحر) که اهل جاهلیت از آن استفاده میکردند، و آن عبارت است از: درخواست از ساحر برای رفع سحر، یا رفع سحر با سحر دیگری از سوی ساحر دیگر.
و اما حل (بازکردن) کردن آن از طریق رقیه و معوذات شرعی و داروهای حلال اشکالی ندارد چنانچه قبلا گفته شد، و این موضوع را علامه ابن القیم و شیخ عبدالرحمن بن حسن (رحمهما الله) در فتح المجید، و علمای دیگر نیز بیان کرده اند.
و از الله متعال خواهانیم که مسلمانان را توفیق دهد تا از بدی در امان باشند، و دین شان را برایشان حفظ کند، و فهم و درک دین را به آنان عنایت فرماید، و از هر چیزی که با شریعت وی منافات دارد عافیت بخشد.
وصلى الله وسلم على عبده ورسوله محمد، وعلى آله وصحبه.
***
prs397v4.0 - 04/07/2026
این وصیت در کتابچه ای به شماره 17 از طرف ریاست عمومی ادارات تحقیقات علمی، فتوا، دعوت و ارشاد در سال 1402هـ به نشر رسیده است.