إِقََامَةُ البَرَاهِينِ عَلَى
حُكْمِ مَنِ اسْتَغَاثَ بِغَيرِ اللهِ
برپاداشتن دلایل دربارهٔ حکم کسی که از غیر خدا طلب یاری میکند
لِسَمَاحَةِ الشَّيْخِ العَلَّامَةِ
عَبْدِ العَزِيزِ بْنِ عَبْدِ اللهِ بْنِ بَازٍ
رَحِمَهُ اللهُ
علامه شیخ
عبد العزيز بن عبد الله بن باز
رحمه الله
بِسْمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيمِ
نامه دوم:
در حکم مددخواهى از پیامبر صلی الله علیه و سلم
حمد و ستايش مخصوص الله متعال است، و صلوات و سلام بر رسول الله و آل واصحابشان باد و هركسى كه به هدايت وى راه يافته است.
اما بعد: روزنامهى "المجتمع کویت" در شمارهى ۱۵ خود، که در تاریخ ۱۹/۴/۱۳۹۰هـ.ق، منتشر شد، ابیاتی را تحت عنوان: (در یادبود میلاد نبوی شریف) منتشر کرد. این ابیات شامل استغاثه به پیامبر ﷺ و طلب یاری از او برای دریافتن امت و نصرت و رهایی آن از تفرقه و اختلاف بود، و با امضای کسی منتشر شد که خود را (آمنه) نامیده بود. این متن از ابیات مذکور است:
یا رسول الله، عالمی را دریاب... که جنگ را شعلهور میکند و در آتش آن میسوزد
یا رسول الله، امتی را دریاب... که در تاریکی شک، شبش به درازا کشیده است
یا رسول الله، امتی را دریاب... که در سرگشتگیهای غم و اندوه، رؤیاهایش گم شده است
تا آنجا که میگوید:
پیروزی را شتاب ببخش، همانگونه که ... در روز بدر شتاب بخشیدی، هنگامی که پروردگارت را ندا دادی
پس خواری به پیروزیِ شگفتانگیزی بدل شد... بهراستی که الله سپاهیانی دارد که آنها را نمیبینی
(این نویسنده اینچنین ندای استغاثه خود را به رسول الله صلى الله عليه وسلم میفرستد، از او درخواست میکند که با تعجیل در پیروزی، امت را دریابد، در حالی که فراموش کرده یا ناآگاه است که پیروزی تنها به دست الله است و نه به دست پیامبر صلى الله عليه وسلم و نه هیچ یک از مخلوقات دیگر، همانطور که الله متعال در کتاب روشنگر خود فرموده است:
﴿...وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ﴾
یعنی: (و پیروزيى نیست جز از جانب الله شکستناپذیر حکیم). [آل عمران: ۱۲۶]، و الله متعال میفرماید:
﴿إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ...﴾
یعنی: (اگر الله شما را یاری کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد و[لی] اگر شما را به خود واگذارد، کیست که پس از او یاريتان کند؟). [آل عمران: ۱۶۰].
و این عمل دعا و مددخواهى، انجام نوعی از انواع عبادت برای غیر الله متعال است؛ و به نص و اجماع معلوم شده است که این امر جایز نیست، و الله سبحانه و تعالى مخلوقات را خلق نموده تا او را عبادت کنند، و پیامبران را فرستاده و کتابهای آسمانی را نازل کرده و این برای بیان آن عبادت و دعوت به سوی آن است، چنانکه الله سبحانه و تعالى فرموده است:
﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ56﴾
یعنی: (و جن و انس را فقط برای این آفریدهام که مرا عبادت كنند) [ذاريات: ۵۶]، و الله متعال میفرماید:
﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ...﴾
یعنی: (یقیناً ما در هر امتی، پیامبری را [با این پیام] برانگیختیم که: الله یکتا را عبادت کنید و از طاغوت (معبودان غیر الله) دوری کنید) [نحل: ۳۶]، و الله متعال میفرماید:
﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ 25﴾
یعنی: (و ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر آنکه به او وحی کردیم که [به مردم بگوید]: معبودی [بهحق] جز من (الله) نیست؛ پس تنها مرا عبادت کنید). [انبیاء: ۲۵].
و الله متعال میفرماید:
﴿الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ1 أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ2﴾
یعنی: (الر (الف. لام. را). این [قرآن،] كتابى است كه آیات آن استحكام یافته است و سپس از جانب حكیمى آگاه، به روشنى بیان شده است * که جز الله را عبادت نکنید [که] بیتردید، من از سوی او برایتان بیمدهنده و بشارتگر هستم). [هود: ۱، ۲].
الله تعالی در این آیات محکم بیان کرده است که انسانها و جنیان را جز برای عبادت خود نیافریده است، بیآنکه شریکی برای او باشد، و روشن ساخته که پیامبران ـ علیهم الصلاة والسلام ـ را برای امر به این عبادت و نهی از ضد آن فرستاده است، و خبر داده که آیات کتابش را محکم و مفصل نموده است تا غیر او عبادت نشود.
و معلوم است که عبادت یعنی: توحید الله و اطاعت از او، با پیروی از اوامر او و ترک نواهی او، و الله متعال در آیات زیادی به این امر نموده و خبر داده است، از جمله: این سحق او سبحانه و تعالی که میفرماید:
﴿وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ...﴾
یعنی: (و آنان فرمان نیافتند جز اینکه الله را عبادت کنند در حالی که دین [خود] را برای او خالص گردانند [و از شرک و عبادت معبودان باطل] به توحید روی آورند). [بينه: ۵]. الله عزوجل می فرماید:
﴿وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ...﴾
یعنی: (و پروردگارت چنین فرمان داده است که: جز او را عبادت نکنید). [اسراء: ۲۳]، و اینکه میفرماید:
﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ فَٱعۡبُدِ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ2 أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُۚ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ مَا نَعۡبُدُهُمۡ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ3﴾
یعنی: (این کتاب را بهحق بر تو نازل کردیم؛ پس الله را مخلصانه عبادت کن. آگاه باشید که دین خالص [و خالی از شرک]، از آنِ الله است و افرادى كه غیر الله را [دوست و] كارساز خود انتخاب كرده اند [پندارشان این است كه:] «آنها را فقط به این دلیل عبادت میکنیم كه ما را به الله نزدیک گردانند [و منزلتمان را بیشتر کنند]. الله در مواردی که با هم اختلاف دارند میان آنان [و موحدانِ راستین] داورى خواهد كرد. بیتردید، الله كسى را كه دروغگوی ناسپاس باشد، هدایت نخواهد كرد). [زمر: ۲-۳].
آیات در این معنا بسیارند و همه دلالت بر وجوب اخلاص در عبادت فقط برای خداوند و ترک عبادت غیر از او اعم از پیامبران و دیگران دارند.
و بدون شک دعا از مهمترین و جامعترین انواع عبادت است، پس واجب است که آن را خالصانه تنها برای الله انجام داد؛ چنانکه الله عز وجل میفرماید:
﴿فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ14﴾
یعنی: ([تنها] الله را مخلصانه بخوانید؛ هر چند براى کافران ناخوشايند باشد). [غافر: ۱۴]، و الله عزوجل می فرماید:
﴿وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا18﴾
یعنی: (و اینکه مساجد از آنِ الله است، پس کسی را همراه با الله نخوانید). [جن: ۱۸]، و این راهنمایی به اختصاص دعا به الله شامل همهی مخلوقات از جمله پیامبران و دیگران میشود؛ و همچنین میفرماید:
﴿وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكَ وَلَا يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلۡتَ فَإِنَّكَ إِذٗا مِّنَ ٱلظَّٰلِمِينَ106﴾
یعنی: (و به جای الله، چیزى را كه سود و زیانى به تو نمىرساند [به عبادت و نیازخواهی] نخوان كه اگر چنین كنى، قطعاً از ستمكاران [مشرک] خواهی بود). [يونس: 106] و این گفته خطاب به پیامبر صلی الله علیه و سلم بوده و هدف از آن: هشدار دادن به دیگران است؛ زیرا معلوم است که الله سبحانه و تعالى رسولش را از شرک در امان داشته است، سپس الله تعالى در نهی و هشدار شدت بخشید؛ و فرمود:
﴿وَلَا تَدۡعُ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكَ وَلَا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ106﴾
یعنی: (و به جای الله، چیزى را كه سود و زیانى به تو نمىرساند [به عبادت و نیازخواهی] نخوان كه اگر چنین كنى، قطعاً از ستمكاران [مشرک] خواهی بود). [يونس: 106] و این گفته خطاب به پیامبر صلی الله علیه و سلم بوده و هدف از آن: هشدار دادن به دیگران است؛ زیرا معلوم است که الله سبحانه و تعالى رسولش را از شرک در امان داشته است، سپس الله تعالى در نهی و هشدار شدت بخشید؛ و فرمود:
﴿...فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ﴾
یعنی: (اگر چنین كنى، قطعاً از ستمكاران [مشرک] خواهی بود). و ظلم وقتی بهطور مطلق ذکر میشود، منظور از آن شرک اکبر است؛ چنانکه الله متعال میفرماید:
﴿...وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ﴾
یعنی: (وکافران همان ظالمانند). [البقرة: ۲۵۴] و الله متعال میفرماید:
﴿...إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ﴾
یعنی: (یقیناً شرک، ستم بزرگی است). [لقمان: ۱۳]. پس اگر رسول خدا؛ سرور فرزندان آدم علیه الصلاة والسلام غیر از الله را بخواند، از ستمکاران خواهد بود، چه رسد به دیگران؟!
از این آیات و غیره بر میآید که دعا و خواندن غیر از الله - اعم از مردگان و درختان و بتها و غیره - شرک به الله عز و جل بوده و با توحید الله در عبادت که هدف از خلقت جن و انس و ارسال پیامبران و نزول کتابها است، منافات دارد و با معنای لا إله إلا الله که عبادت را از غیر الله نفی و برای الله وحده اثبات میکند، در تعارض است، چنانکه الله سبحانه و تعالی فرموده است:
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡكَبِيرُ62﴾
یعنی: (این به سبب آن است که الله حق است و آنچه را که [مشرکان] جز او میخوانند [همه] باطل است و الله بلندمرتبهى بزرگ است). [الحج: ۶۲].
و این اصل دین و اساس ملت است و عبادات صحیح نمیشوند مگر پس از صحت این اصل، چنانکه الله تعالی فرمودهاند:
﴿وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ65﴾
یعنی: (به تو و پیامبرانِ پیش از تو وحى شده است كه: اگر شرک بورزى، [پاداشِ] کارهایت قطعاً بر باد خواهد رفت و زیانكار خواهى شد). [زمر: ۶۵]، و الله متعال میفرماید:
﴿...وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾
یعنی: (و اگر آنان شرک ورزیده بودند قطعاً آنچه انجام میدادند تباه میشد). [انعام: ۸۸].
و از آنچه گذشت روشن میشود که دین اسلام و گواهی: (أن لا إله إلا الله) دو اصل بزرگ دارند:
اول: کسی جز الله پرستش نشود، که شریکی برای او نیست؛ پس هرکس مردگان از پیامبران و غیر آنان را بخواند، یا بتها، یا درختان، یا سنگها، یا دیگر مخلوقات را بخواند، یا از آنان یاری بخواهد، یا با قربانیها و نذورات به آنان تقرب جوید، یا برای آنان نماز بخواند، یا سجده کند؛ آنان را اربابانی غیر از الله گرفته و آنان را همتای او سبحانه و تعالی قرار داده و معنای لا إله إلا الله را نقض و نفی کرده است.
دوم: نباید الله متعال را جز به شریعت پیامبر و رسولش صلی الله علیه وسلم عبادت کرد، پس هرکس در دین بدعتی ایجاد کند که الله به آن اجازه نداده است؛ معنای شهادت به اینکه محمد رسول الله است را محقق نکرده و عملش به او سودی نمیرساند و پذیرفته نمیشود، الله جل جلاله میفرماید:
﴿وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا23﴾
یعنی: (و به [بررسى] کارهایشان میپردازیم و همه را [همچون] غبارى پراكنده میسازیم). [فرقان: ۲۳]، و مقصود از اعمال مذکور در آیه: اعمال کسی است که در حال شرک به الله عزوجل بمیرد
و همچنین شامل آن میشود: اعمال بدعتآمیزی که الله به آنها اجازه نداده است، زیرا در روز قیامت به غباری پراکنده تبدیل میشوند، چون با شریعت پاک او موافق نبودهاند، چنانکه پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید: «مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنَا هَذَا مَا لَيْسَ مِنْهُ فَهُوَ رَدٌّ»، یعنی: «هر کس در این امر (دين) ما، چیزى جديد بیاورد که در آن نیست، [کارش] مردود است». (بخارى و مسلم) بر صحت آن اتفاق دارند.
خلاصهٔ سخن این است که این نویسنده استغاثه و دعای خود را به رسول الله صلی الله علیه و سلم متوجه کرده و از پروردگار جهانیان که پیروزی و زیان و سود در دست اوست و در دست غیر او چیزی از این امور نیست، روی گردانده است.
و شکی نیست که این ستمی بزرگ و وخیم است، و خدای عزوجل دستور داده که او را بخوانیم و به درگاه او دعا کنیم و وعده داده که دعای کسی که او را بخواند اجابت کند، و کسی که از آن تکبر ورزد را به ورود به جهنم تهديد كرده، همانطور که عز وجل فرمودهاند:
﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾
یعنی: (پروردگارتان فرمودهاند: مرا به دعا بخوانید، تا [دعای] شما را اجابت کنم. کسانی که از عبادت من سرکشی میکنند، به زودی با خواری به جهنم وارد میشوند). [غافر: ۶۰]، داخرین: یعنی خوار و ذلیل به جهنم در آیند. این آیه کریمه بر این دلالت دارد که دعا عبادت است و هر کس از آن تکبر ورزد، جایگاهش جهنم است. پس اگر این حال کسی است که از دعای الله تکبر ورزد، حال کسی که غیر او را به دعا بخواند و از او روی گرداند چگونه خواهد بود، در حالی که او سبحانه و تعالی نزدیک، مالک همه چیز و قادر بر هر چیز است، چنانکه خدای سبحان فرموده است:
﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ 186﴾
یعنی: (و [ای پیامبر] هرگاه بندگانم دربارهى من از تو بپرسند، [به آنان بگو] من نزدیکم و دعای دعاکننده را - هنگامی که مرا بخوانَد - اجابت میکنم؛ پس [آنان فقط] باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند؛ باشد که راه یابند). [بقره: ۱۸۶]، و پیامبر صلی الله علیه و سلم در حدیث صحیح خبر داده است که دعا همان عبادت است و به پسر عمویش عبدالله بن عباس رضی الله عنهما فرمودند: «احْفَظِ اللهَ يَحْفَظْكَ، احْفَظِ اللهَ تَجِدْهُ تُجَاهَكَ، إِذَا سَأَلْتَ فَاسْأَلِ اللهَ، وَإِذَا اسْتَعْنَتَ فَاسْتَعِنْ بِاللهِ»، یعنی: «الله را حفظ کن، تو را حفظ میکند؛ الله را حفظ کن، او را در مقابل خود خواهی یافت؛ اگر درخواست کردی از الله درخواست کن و اگر یاری خواستی، از الله یاری بخواه». به روایت ترمذی و دیگران.
و رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مَنْ مَاتَ وَهُوَ يَدْعُو لِلهِ نِدًّا؛ دَخَلَ النَّارَ»، يعنى: «هر كسى بميرد درحالی كه همراه الله شريک و انبازی میخواند، داخل آتش (جهنم) میشود». به روایت بخاری.
در صحیحین روایت است که از پیامبر صلی الله علیه و سلم پرسیده شد: کدام گناه بزرگتر است؟ فرمود: «أَنْ تَجْعَلَ لِلهِ نِدًّا وَهُوَ خَلَقَكَ»، یعنی: «اينكه براى الله همتايى قرار دهى، در حالی كه او تو را آفريده است». نِد: همان همتا و همانند است، پس هرکس غیر از الله را به فریاد خوانده یا از او مدد بخواهد یا برای او نذر کند یا برای او ذبح کند یا هر نوع عبادتی را که پیشتر ذکر شد به او اختصاص دهد، در واقع او را همتا و همانند الله متعال قرار داده است، خواه آن غیرالله نبی باشد یا ولی یا فرشته یا جن یا بت یا هر مخلوق دیگری.
و در اینجا ممکن است کسی بپرسد: حکم درخواست از انسان زنده و حاضر در آنچه که قادر به انجام آن است، و کمک خواستن در امور حسی که او قادر به انجام آن است، چیست؟ پاسخ: این از موارد شرک نیست، بلکه از امور عادی و جایز بین مسلمانان است، همانطور که خداوند در داستان موسی میفرمایند:
﴿...فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ...﴾
یعنی: (پس کسی که از قوم او بود، علیه دشمنش از او (موسی) یاری خواست). [قصص: ۱۵]، و همچنین در داستان موسی نیز میفرمایند:
﴿فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ...﴾
یعنی: (پس [موسی] ترسان و مراقب از آنجا بیرون رفت). [قصص: ۲۱]. و همانطور که انسان در جنگ و دیگر اموری که برای مردم پیش میآید و به یکدیگر نیازمند هستند، از یارانش کمک میخواهد.
و الله تعالی به پیامبرش صلی الله علیه وسلم امر فرمود که به امت خود بگوید که او مالک نفع و ضرری برای کسی نیست؛ الله متعال میفرماید:
﴿قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا21 قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا22﴾
یعنی: (بگو: «بیگمان، من نه میتوانم زیانی به شما برسانم و نه خیر و سودی»).[جن: ۲۱، ۲۲]، و الله متعال میفرماید:
﴿قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ188﴾
یعنی: ([ای پیامبر،] بگو: من مالکِ سود و زیانى براى خویشتن نیستم، مگر آنچه را که الله بخواهد؛ و اگر غیب میدانستم، خیر [و سود] بسیاری [برای خود] فراهم میساختم و هیچ بدی [و زیانی] به من نمیرسید. من [کسی] نیستم، مگر بیمدهنده و بشارتدهندهى [دلسوز] برای گروهی که ایمان دارند). [اعراف: ۱۸۸].
و آیات در این معنا بسیارند.
و از جمله امور معلوم و روشن این است که پیامبر صلی الله علیه وسلم جز پروردگارش را نمیخواند، چنانکه ثابت شده که در روز بدر از خداوند متعال طلب یاری میکرد و از او نصرت و پیروزی بر دشمنش را میخواست و در این امر اصرار میورزید و میگفت: «یا رب! آنچه را که به من وعده دادهای، به انجام رسان». تا اینکه صدیق اکبر ابوبکر رضی الله عنه گفت: کافی است ای رسول خدا، زیرا که خداوند آنچه را به تو وعده داده، به انجام خواهد رساند. خدای سبحان در این باره آیه نازل فرمود:
﴿إِذۡ تَسۡتَغِيثُونَ رَبَّكُمۡ فَٱسۡتَجَابَ لَكُمۡ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلۡفٖ مِّنَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ مُرۡدِفِينَ9﴾
یعنی: ([روز بدر را به یاد آورید؛] آنگاه كه از پروردگارتان فریادرسى [و یارى] مىخواستید و او [درخواستِ] شما را پذیرفت [و فرمود:] بیگمان، شما را با هزار فرشته که پیاپی فرود میآیند یاری میکنم). [انفال: ۹]. خداوند در این آیه استغاثهٔ آنها را برایشان یادآور شده و خبر داده که دعایشان را اجابت نموده و با فرشتگانش به یاریشان شتافته است؛ برای بشارت به پیروزی و آرامش. و بیان نموده است که پیروزی از جانب فرشتگان نیست، بلکه پیروزی از جانب اوست، پس فرمود:
﴿وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ...﴾
یعنی: (و پیروزی جز از جانب الله نیست). [آل عمران: ۱۲۶]، و الله متعال میفرماید:
﴿وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ123﴾
یعنی: (و [ای مؤمنان،] بیگمان، الله شما را در [جنگ] بدر در حالی یاری کرد که [به سبب کمبود افراد و اسلحه] ناتوان بودید؛ پس از الله پروا کنید؛ باشد که شکر [نعمتهایش را] به جای آورید). [آل عمران: ۱۲۳] الله متعال در این آیه بیان میکند که او سبحانه و تعالی یاریدهنده آنان در روز بدر بود، و از این دانسته میشود که آنچه از سلاح و قدرت به آنان عطا کرد و آنچه از فرشتگان به یاریشان فرستاد، همه اینها از اسباب پیروزی و بشارت و آرامش است، و پیروزی از آنها نیست، بلکه تنها از جانب الله است. پس چگونه این نویسنده یا دیگران جرأت میکنند پیامبر صلی الله علیه وسلم را به فریاد بخوانند و از ایشان درخواست پیروزی کنند و از پروردگار جهانیان که مالک و قادر بر همه چیز است رویگردان شوند؟
بدون شک این از زشتترین جهالتها و بلکه از بزرگترین شرکها است، پس بر نویسنده واجب است که به درگاه الله سبحانه و تعالی توبهٔ نصوح کند، و توبهٔ نصوح شامل چند امر است، که عبارتند از: نخست: پشیمانی بابت گناهانی که از او سر زده. دوم: دست کشیدن از آنچه رخ داده، سوم: عزم جدی برای عدم تکرار آن، به منظور بزرگداشت خدا و اخلاص برای او، و پیروی از دستوراتش، و برحذر بودن از آنچه نهی کرده است، این است توبه نصوح. و یک امر چهارم نیز وجود دارد که ویژهٔ زمانی است که در حق انسانها بدی روا داشته باشد و آن: چهارم: بازگرداندن حق به مستحق آن، یا طلب حلالیت از او است.
الله متعال بندگانش را به توبه امر کرده و وعدهى پذیرش آن را داده است، چنانکه فرموده است:
﴿وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ31﴾
یعنی: (و ای مؤمنان همگی به سوی الله توبه کنید؛ باشد که رستگار گردید). [نور: ۳۱]، و در مورد نصرانیان میفرماید:
﴿أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ74﴾
یعنی: (آیا به سوی الله بازنمیگردند و از او طلب آمرزش نمیکنند؟ حال آنکه الله آمرزندهى مهربان است). [مائدة: ۷۴]، و الله متعال میفرماید:
﴿وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا68 يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا69 إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا70﴾
یعنی: (و[بندگان رحمان] کسانی هستند که معبودی دیگر با الله نمیخوانند و کسی که الله [کشتنش را] حرام کرده است، جز به حق نمیکشند و زنا نمیکنند؛ و هر کس این [گناهان] را مرتکب شود، کیفرِ گناه [خویش] را میبیند.
روز قیامت، عذابش دوچندان میگردد و با خواری در آن [عذاب] جاودان میماند.
مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کاری شایسته انجام دهد؛ اینانند که الله بدیهایشان را به نیکیها تبدیل میکند و الله همواره آمرزگاری مهربان است). [فرقان: ۶۸-۷۰]. و الله متعال میفرماید:
﴿وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ25﴾
یعنی: (اوست که توبهى بندگانش را میپذیرد و از بدیها درمىگذرد و آنچه انجام مىدهيد را مىداند). [شورى: ۲۵].
و در حدیث صحیحی از رسول خدا صلى الله عليه و سلم روایت است که فرمودند: «الإِسْلَامُ يَهْدِمُ مَا كَانَ قَبْلَهُ، وَالتَّوْبَةُ تَجُبُّ مَا كَانَ قَبْلَهَا»، یعنی: «الإسلام يَهدم ما كان قبله، والتوبة تَجبُّ ما كان قبلها» يعنى: «اسلام هر آنچه قبل از آن بوده را از بین میبرد و توبه نیز هر آنچه قبل از آن بوده را پاک میکند».
و این کلمات مختصر را نگاشتهام؛ به دلیل بزرگی خطر شرک و اینکه شرک از بزرگترین گناهان است، و همچنین از بیم اینکه عدهای فریب این نویسنده را بخورند، و به دلیل وجوب خیرخواهی برای [دین] الله و بندگانش. از الله جل جلاله میخواهم که آنرا سودمند بگرداند، و احوال ما و احوال همهٔ مسلمانان را اصلاح کند، و بر ما و همهٔ مسلمانان فقه در دین و ثبات بر آن ارزانی دارد، و ما و مسلمانان را از شرارتهای نفس و بدیهای اعمالمان پناه دهد، همانا او ولی و قادر بر این امر است.
و درود و سلام و برکات الله بر بنده و پیامبرش، پیامبرمان محمد و آل و اصحابشان باد.
***
بِسْمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيمِ
نامه سوم:
در مورد حکم مددخواهى از جن و شیاطین و نذر برای آنها
از عبدالعزیز بن عبدالله بن باز به هر مسلمانی که این را میبیند، الله من و ایشان را برای تمسک به دینش و پایداری بر آن توفیق دهد، آمین.
سلام و رحمت اللهى و بركاتشان بر شما باد.
اما بعد: برخی از برادران از من دربارهى اعمالی که برخی از جاهلان انجام میدهند، پرسیدند؛ از جمله دعا کردن و حاجت خواستن از غیر خداوند سبحان، و درخواست کمک در امور مهم؛ مانند دعا و استغاثه و فریادخواهی از جن، نذر کردن برای آنها و ذبح کردن برای آنها. و از جمله این نیز، سخن برخی از آنها است که میگویند: (ای هفت نفر)، یعنی: هفت نفر از سران جن او را بگیرید، استخوانهایش را بشکنید، خونش را بنوشید، او را قطعه قطعه کنید، ای هفت نفر با او چنین کنید، یا این گفتهٔ برخی از آنها: (بگیریدش ای جنهای ظهر، ای جنهای عصر)، و این در برخی مناطق جنوبی بسیار دیده میشود، و از جمله موارد مرتبط با این موضوع: دعا کردن و حاجت خواستن از مردگان اعم از پیامبران و صالحان و دیگران، و دعا کردن و درخواست کمک از فرشتگان است، همهٔ آنچه بیان شد و سخنان مشابه آن از سوی کسانی سر میزند که منتسب به دین اسلام هستند، و از روی نادانی و یا تقلید از پیشینیان این کلمات را بر زبان جاری میسازند و شاید برخی از آنان در این موضوع سهلانگاری نموده و به این گفته استناد کنند: آنچه میگوییم سخنی است که بر زبان جاری میشود و اعتقاد و باوری به آن نداریم.
و همچنین از من پرسید: دربارهى حکم ازدواج با کسانی که به انجام این اعمال شناخته شدهاند، و ذبایح آنها و نماز خواندن بر آنان و پشت سر آنان و تصدیق جادوگران و فالگيران؛ مانند کسی که ادعای شناخت بیماری و علل آن را صرفاً با مشاهدهى چیزی دارد که بدن بیمار را لمس کرده است؛ مانند عمامه، شلوار، مقنعه و امثال آن.
پاسخ: ستایش تنها از آن الله است و درود و سلام بر آنکه پیامبری پس از وی نیست و بر آل و اصحابشان و تمام کسانی باد که تا روز قیامت به پيروى از ایشان راه یافتند.
اما بعد: الله سبحانه وتعالى ثقلین [جنیان و انسانها] را خلق نموده است تا او را عبادت کنند و هیچ چیزی جز او را عبادت نکنند و او را در دعا و مددخواهى، ذبح و نذر و سایر عبادات مختص نمایند. الله متعال پیامبران را با این رسالت فرستاده و آنها را به این امر فرمان داده است و کتابهای آسمانی که بزرگترین آنها قرآن کریم است را برای بیان این موضوع و دعوت به آن نازل کرده است، و مردم را از شرک به الله و عبادت غیر او برحذر داشته است. و این پایهای ترین اصل و اساس امت و دین است، و این همان معنای گواهی لا اله الا الله و حقیقت: هیچ معبود بر حقی جز الله وجود ندارد است، که الوهیت و عبادت را از غیر الله نفی کرده و آن را - یعنی عبادت - فقط برای الله اثبات میکند، و نه هیچکسی جز او از سایر مخلوقات. و ادله بر این موضوع از کتاب خدا و سنت رسول الله صلى الله عليه وسلم بسیار فراوان است، از جمله: سخن الله جل جلاله که:
﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ56﴾
یعنی: (و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا عبادت کنند). [ذاريات: ۵۶]، و اینکه میفرماید:
﴿وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ...﴾
یعنی: (و پروردگارت چنین فرمان داده است که: جز او را عبادت نکنید و به پدر و مادر [تان] نیکی کنید). [اسراء: ۲۳]، و اینکه میفرمایند:
﴿وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ...﴾
یعنی: (و به آنان فرمان داده نشد، جز اینکه الله را عبادت کنند در حالی که دین [خود] را برای او خالص گردانند [و از شرک و عبادت معبودان باطل] به توحید روی آورند). [بينه: ۵]. و اینکه میفرمایند:
﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ60﴾
یعنی: (پروردگارتان فرمود: مرا به دعا بخوانید، تا [دعای] شما را اجابت کنم. کسانی که از عبادت من سرکشی میکنند، به زودی با خواری به جهنم وارد میشوند). [غافر: ۶۰]، و الله متعال میفرماید:
﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ...﴾
یعنی: (و [ای پیامبر،] هرگاه بندگانم دربارهى من از تو بپرسند، [به آنان بگو] من نزدیکم و دعای دعاکننده را - به هنگام خوانَدن من - اجابت میکنم). [بقره: ۱۸۶].
خداوند سبحان در این آیات بیان کرده است که انسانها و جنیان را برای عبادتش آفریده و در قرآن محکم و بر زبان رسولش صلی الله علیه وسلم به بندگانش امر و توصیه کرده است که جز پروردگارشان را عبادت نکنند.
و الله جل وعلا بیان نمود که دعا عبادتی بزرگ است، و هر کس از آن تکبر ورزد، وارد آتش میشود. و بندگانش را امر نمود که تنها او را به دعا بخوانند، و خبر داد که او نزدیک است و دعای آنان را اجابت میکند. بنابراین بر همهى بندگان واجب است که تنها پروردگارشان را به دعا اختصاص دهند؛ زیرا این نوعی از عبادت است که برای آن آفریده شدهاند و به آن امر شدهاند. و فرمودهاند:
﴿قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ162 لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ163﴾
یعنی: (بگو: «بیتردید، نمازم و قربانیهای من و زندگی و مرگم همه برای الله پروردگار جهانیان است.
بگو: بیتردید، نمازم و قربانیهای من و زندگی و مرگم همه برای الله ـ پروردگار جهانیان ـ است (۱۶۲) شریکی برای او نیست و به این مأمور شدهام و من نخستین مسلمانم). [انعام: ۱۶۲، ۱۶۳].
پس خداوند به پیامبر خود صلی الله علیه وسلم دستور داده که به مردم اعلام کند که نماز و نسکشان - که همان ذبح و قربانی کردن حیوان است - و زندگی و مرگشان برای الله پروردگار جهانیان است که شریکی ندارد. بر این اساس، هر کس برای غیر الله قربانی کند، به الله شرک آورده است، همانطور که اگر برای غیر الله نماز بخواند؛ زیرا خداوند سبحان نماز و قربانی کردن را در کنار هم ذکر نموده و بیان کرده است که این دو تنها برای الله است که هیچ شریکی ندارد. پس هر کس برای غیر الله اعم از جن و فرشتگان و مردگان و دیگران قربانی کند و به این وسیله به آنان تقرب جوید، مانند کسی است که برای غیر الله نماز میخواند. و در حدیث صحیح آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَعَنَ اللهُ مَنْ ذَبَحَ لِغَيْرِ اللهِ»، یعنی: «الله متعال كسى را كه براى غير الله قربانى مى كند، لعنت كرده است». و همچنين امام احمد با سند "حَسَن" از طارق بن شهاب رضی الله عنه روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مرَّ رَجُلَانِ عَلَى قَومٍ لَهُم صَنَمٌ لَا يَجُوزُهُ أَحَدٌ حَتَّى يُقرِّبَ لَهُ شَيئًا، فَقَالُوا لِأَحَدِهِمَا: قَرِّبْ. قَالَ: لَيسَ عِندِي شَيءٌ أَقَرِّبُهُ، قَالُوا: قَرِّبْ وَلَوْ ذَبَابًا، فَقَرَّبَ ذُبَابًا، فَخَلُّوا سَبِيلَهُ، فَدَخَلَ النَّارَ، وَقَالُوا لِلآخَرِ: قَرِّبْ. قَالَ: مَا كُنْتُ لِأُقَرِّبَ لِأَحَدٍ شَيْئًا دُونَ اللهِ جَلَّ جَلَالُهُ، فَضَرَبُوا عُنُقَه، فَدَخَلَ الجَنَّةَ»، یعنی: «دو مرد از نزد قومی گذشتند و آنان بتی داشتند که هیچکس از آن نمیگذشت، مگر اینکه چیزی برایش قربانی کند، به یکی از آن دو گفتند: قربانی کن. گفت: چیزی ندارم که قربانی کنم، گفتند: حتی مگسی هم باشد قربانی کن، پس مگسی قربانی کرد و راهش را باز کردند، پس وارد دوزخ شد، و به دیگری گفتند: قربانی کن. گفت: هرگز برای کسی جز الله جل جلاله چیزی قربانی نمیکنم، پس گردنش را زدند و وارد بهشت شد».
اگر کسی با قربانی کردن مگس و امثال آن برای بت و مانند آن سعی در تقرب داشته باشد مشرک شده و سزاوار ورود به آتش می گردد، پس چگونه است حال کسی که جن و فرشتگان و اولیا را میخواند و از آنها یاری میطلبد و برای آنها نذر میکند و با قربانی کردن حیوانات به آنها تقرب میجوید به امید حفظ مال، یا شفای بیمار خود، یا سلامتی چهارپایان و زراعتش؟ و چگونه است حال کسی که این کارها را از ترس شر جن یا امثال آن انجام میدهد؟! بدون شک کسی که این اعمال و امثال آن را انجام میدهد، سزاوارتر است که مشرک شده و مستحق ورود به آتش باشد نسبت به آن مردی که مگس را برای بت قربانی کرد.
و از جمله كلام الله جل جلاله که در این باره نازل شده:
﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ فَٱعۡبُدِ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ2 أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُۚ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ مَا نَعۡبُدُهُمۡ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ3﴾
یعنی: (همانا ما قرآن را بهحق بر تو نازل کردیم، پس الله را در حالی که دین خود را برای او خالص گرداندهای عبادت کن.
بیگمان ما [این] کتاب را به حق بر تو نازل کردیم، پس الله را پرستش کن و دین را برای او خالص گردان، آگاه باشید که دین خالص [و خالی از شرک]، از آنِ الله است و افرادى كه غیر الله را [دوست و] كارساز خود انتخاب كردهاند [پندارشان این است كه] آنها را فقط به این دلیل عبادت میکنیم كه ما را به الله نزدیک گردانند [و منزلتمان را بالاتر ببرند]. الله در مواردی که با هم اختلاف دارند میان آنان [و موحدانِ راستین] داورى خواهد كرد. بیتردید، الله كسى را كه دروغگوی ناسپاس باشد، هدایت نخواهد كرد). [زمر: ۲-۳]، و الله متعال میفرماید:
﴿وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ18﴾
یعنی: (و [مشرکان] به جای الله چیزهایی را عبادت میکنند که نه به آنان زیانی میرساند و نه سودی به آنان میبخشد و میگویند: اینها، [واسطهها و] شفاعتگرانِ ما نزد الله هستند. [ای پیامبر] بگو: آیا [به گمان خود،] الله را از چیزی (شریکی) آگاه میسازید که در آسمانها و زمین [برایش قائلید و خود] نمیداند؟ او تعالی منزّه است و از چیزهایی که با وی شریک میسازند، برتر است).
[يونس: ۱۸].
خداوند سبحان در این دو آیه خبر میدهد که مشرکان به غیر از خداوند برای خود اولیایی از میان مخلوقات برگزیدهاند و همراه با خداوند آنها را از طریق ترس، امید، قربانی، نذر، دعا و امثال آن عبادت میکنند، به این گمان که آن اولیا کسانی که عبادتشان میکنند آنها را به خدا نزدیک میکنند و نزد او از آنها شفاعت میکنند. سپس خداوند سبحان آنها را تکذیب کرده و بطلان ادعایشان را روشن ساخته و آنان را دروغگو، کافر و مشرک نامیده و خود را از شرکشان منزه دانسته است، و فرموده:
﴿...سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ﴾
یعنی: (او منزّه است و از چیزهایی که با وی شریک میسازند برتر است). [نحل: ۱]. پس دانسته شد که هر کس پادشاهی، یا پیامبری، یا جنی، یا درختی، یا سنگی را به همراه الله متعال بخواند و از او یاری طلبد و به او با نذر و ذبح تقرب جوید، به امید شفاعتش نزد الله، یا نزدیکی به او، یا امید بهبودی بیمار، یا حفظ مال، یا سلامتی غایب، یا اموری مشابه؛ به این شرک عظیم و بلای وخیم گرفتار شده است که الله متعال درباره آن فرموده است:
﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا48﴾
یعنی: (بیگمان، الله این گناه را که به او شرک آورده شود نمیبخشد و غیر از آن را - برای هرکس بخواهد - میبخشد؛ و هرکس به الله شرک ورزد، یقیناً گناهی بزرگ بربافته است). [نساء:۴۸]، و الله متعال میفرماید:
﴿إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ72﴾
یعنی: (بیتردید، هرکس به الله شرک آورَد، الله بهشت را بر او حرام کرده است و جایگاهش دوزخ است و ستمکاران را یاوری نیست). [مائده: ۷۲].
و شفاعت تنها در روز قیامت برای اهل توحید و اخلاص حاصل میشود، نه برای اهل شرک، چنانکه پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند وقتی به او گفته شد: ای رسول خدا، چه کسی سعادتمندترین مردم به شفاعت شماست؟ فرمود: «مَنْ قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ خَالِصًا مِنْ قَلْبِهِ»، یعنی: «کسی که «لا اله الا الله» را خالصانه از دلش بگوید». و رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «لِكُلِّ نَبِيٍّ دَعْوَةٌ مُسْتَجَابَةٌ، فَتَعَجَّلَ كُلُّ نَبِيٍ دَعْوَتَهُ، وَإِنِّي اخْتَـبَأْتُ دَعْوَتِي شَفَاعَةً لِأُمَّتِي يَومَ القِيَامَةِ، فَهِيَ نَائِلَةٌ إِنْ شَاءَ اللهِ مَن مَاتَ مِنْ أُمَّتِي لَا يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا»، یعنی: «هر پیامبری دعایی مستجاب دارد که آن را به درگاه خداوند استفاده کرده و اجابت شده است؛ و من دعایم را براى شفاعت امتم در روز قیامت ذخیره کردم و این شفاعت ـ ان شاء الله ـ شامل حال کسی میشود که از امتم بمیرد و هیچ چیزی را شریک خداوند قرار ندهد».
و مشرکان نخستین به این ایمان داشتند که الله پروردگار و خالق و رازق آنهاست، اما به انبیا و اولیا و ملائکه و درختان و سنگها و امثال آن متوسل میشدند، به امید شفاعت آنها نزد الله و نزدیک گردیدن به او، همانطور که در آیات پیشین آمده است، پس خداوند آنها را به این دلیل معذور ندانست، بلکه در کتاب بزرگ خود این کار آنها را مردود دانسته و آنان را کافر و مشرک نامید و ادعای آنها را که این معبودان برایشان شفاعت میکنند و آنها را به الله نزدیک میگردانند، تکذیب کرد. و پیامبر خدا صلی الله عليه وسلم نیز آنها را معذور ندانست، بلکه پیامبر صلی الله عليه وسلم با آنها بر سر این شرک جنگید تا عبادت را خالصانه برای الله یکتا انجام دهند، و به این فرمودهٔ خداوند عمل کردند:
﴿وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ...﴾
یعنی: (و با آنها بجنگید تا فتنه [= شرک] باقی نمانَد و دین، [خالصانه] از آنِ الله گردد. پس اگر دست برداشتند، [ستم نکنید که] ستم، جز بر ستمکاران روا نیست). [بقره:۱۹۳]. و رسول الله صلی الله علیه و سلم میفرمایند: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ، وَيُؤتُوا الزَّكَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُم وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الإِسْلَامِ، وَحِسَابُهُم عَلَى اللهِ»، یعنی: «امر شدهام با مردم بجنگم تا آنکه شهادت دهند معبودی [به حق] جز الله نیست و اینکه محمد فرستادهى الله است و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند، پس چون چنین کردند، جانها و اموالشان را از من حفظ کردهاند مگر به حق اسلام؛ و حسابشان با الله است».
و معنای سخن رسول خدا صلی الله علیه و سلم: «حَتَّى يَشْهَدُوا أَن لَا إِلهَ إِلَّا اللهُ»، یعنی: «تا گواهی دهند که معبودی به حق نیست جز الله». یعنی: تا عبادت را تنها برای الله خالص گردانند و هیچکس دیگر را در آن شریک نسازند.
و مشرکان از جنها میترسیدند و به آنها پناه میبردند؛ الله متعال در این باره آیه نازل فرمود:
﴿وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا6﴾
یعنی: (و اینکه مردانی از آدمیان به مردانی از جنیان پناه میبردند، پس آنها به گمراهی و سرکشیشان افزودند). [جن: ۶]. اهل تفسیر در مورد این آیه کریمه میفرمایند: معنای آن چنین است:
﴿...فَزَادُوهُمْ رَهَقًا﴾
یعنی: وحشت و ترس؛ زیرا جنها در خود تعظیم و تکبر میکنند، هنگامی که میبینند انسانها به آنها پناه میبرند، و در این هنگام بر ترساندن و وحشتافکنی آنها میافزایند، تا عبادت و پناهبردن به آنها را بیشتر کنند.
و الله متعال به مسلمانان به جای آن، استعاذه به خود و به کلمات تمام و كاملش را عطا کرده است و در این باره فرموده است:
﴿وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ200﴾
یعنی: (و اگر وسوسهای از سوی شیطان به تو رسید، به الله پناه ببر [که] بیتردید، او شنوای داناست). [اعراف: ۲۰۰]، و الله جل جلاله میفرمایند:
﴿قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ1﴾
یعنی: ([ای پیامبر،] بگو: به پروردگار سپیدهدم پناه میبرم). از رسول خدا صلی الله علیه و سلم به صورت صحیح روایت شده است که فرمودند: «مَنْ نَزَلَ مَنْزِلًا فَقَالَ: (أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ)؛ لَم يَضُرَّهُ شَيءٌ حَتَّى يَرْتَحِلَ مِنْ مَنْزِلِهِ ذَلِكَ»، یعنی: «هر کسی در جایی اتراق کرد و گفت: يعنى: (پناه میبرم به کلمات تمام و کامل الله متعال از شر آنچه آفریده است)، هیچ چیزی به او زیان نمیرساند تا زمانی که از آن مکان كوچ كند».
از آیات و احادیثی که پیشتر ذکر شد، طالب نجات و کسی که خواهان حفظ دین خود و رهایی از شرک است، دقایق و جلیات آن را درمییابد؛ که تعلق به مردگان و فرشتگان و جن و دیگر مخلوقات، و دعا و مددخواهى به آنها و امثال آن، از اعمال اهل جاهلیت مشرکان است و از زشتترین انواع شرک به الله سبحانه و تعالى میباشد، بنابراین واجب است که آن را ترک کرده و از آن حذر نمود و به ترک آن توصیه کرد و بر کسی که آن را انجام میدهد، انکار نمود.
چنانچه در میان مردم کسی که به این اعمال شرکآمیز شناخته شده باشد: نه ازدواج با او جایز است، و نه خوردن ذبیحهاش، و نه نماز خواندن بر او، و نه نماز خواندن پشت سر او، تا زمانی که به درگاه الله سبحانه و تعالی از آن کردههای خود توبه کند و دعا و عبادت را خالصانه برای الله متعال انجام دهد، و دعا همان عبادت است، بلکه مغز آن است، چنانکه پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الدُّعَاءُ هُوَ العِبَادَةُ»، یعنی: «دعا همان عبادت است». و از او -صلی الله علیه و سلم- در لفظ دیگری روایت شده که فرمود: «الدُّعَاءُ مُخُّ العِبَادَةِ»، یعنی: «دعا اساس و هستهى عبادت است». اما در مورد ازدواج با مشرکان: خداوند متعال میفرماید:
﴿وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ221﴾
یعنی: (و [ای مؤمنان] با زنان مشرک تا ایمان نیاوردهاند ازدواج نکنید؛ و بیگمان، کنیزِ مؤمن، از زنِ [آزادِ] مشرک بهتر است؛ گرچه [زیبایی یا داراییاش] مورد پسندتان واقع گردد؛ و [زنان مسلمان را] به ازدواج مردان مشرک درنیاورید، مگر آنکه ایمان بیاورند؛ و قطعاً بردهى مؤمن، از مردِ [آزاد] مشرک بهتر است؛ گرچه شیفتهى [دارایی و موقعیتِ] او شده باشید. آنان به سوی آتش [دوزخ] فرا میخوانند و الله به فرمان [و توفیق] خویش به سوی بهشت و آمرزش دعوت میکند و آیات [و احکام] خویش را برای مردم روشن میسازد؛ باشد که پند گیرند). [بقره: ۲۲۱]، الله سبحانه و تعالى مسلمانان را از ازدواج با زنان مشرک، از جمله عبادتکنندگان بتها، جن، فرشتگان و غیره، نهی کرده است تا زمانی که به اخلاص عبادت برای الله یکتا ایمان آورند و رسول الله صلی الله علیه و سلم را در آنچه آورده است، تصدیق کنند و از راه او پیروی نمایند. و از ازدواج مردان مشرک با زنان مسلمان نهی کرده است تا زمانی که به اخلاص عبادت برای الله یکتا ایمان آورند و رسول الله صلی الله علیه و سلم را تصدیق کنند و از او پیروی نمایند.
و الله سبحانه و تعالى خبر داده است که کنیز مؤمن بهتر از زن آزاد مشرک است، حتی اگر کسی که به او نگاه میکند و سخنش را میشنود، به خاطر زیبایی و حسن کلامش از او خوشش بیاید؛ و بردهى مؤمن بهتر از مرد آزاد مشرک است، حتی اگر شنوندهى وصفش و بینندهاش به خاطر زیبایی، فصاحت و شجاعت و دیگر ویژگیهایش از او خوشش بیاید. سپس دلایل این برتری را با گفتار خود روشن میسازد.
﴿...أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ...﴾
یعنی: (آنان به سوی دوزخ فرا میخوانند). [بقره: ۲۲۱]. یعنی: مردان و زنان مشرک؛ زیرا آنان با گفتارها، کردارها، سیرت و اخلاقشان دعوتکنندگان به سوی آتشاند، اما مردان و زنان مؤمن با اخلاق، اعمال و سیرتشان دعوتکنندگان به سوی بهشتاند، پس چگونه اینان و آنان یکسان باشند!
و اما در مورد نماز بر مشرکان: الله متعال در شأن منافقان میفرماید:
﴿وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ84﴾
(و هرگز بر هیچ مُردهای از آنان نماز نخوان و [برای دعا خواندن و طلب آمرزش] بر سر قبرش نایست؛ [چرا که] بیتردید، آنان به الله و پیامبرش کفر ورزیدهاند و در حالی مُردند که نافرمان بودند). [توبه: ۸۴]، الله متعال در این آیهى کریمه روشن ساخته است که بر منافق و کافر نماز خوانده نمیشود؛ به دلیل کفرشان به الله و رسولش، و همچنین پشت سر آنها نماز خوانده نمیشود و آنها به عنوان امامان مسلمانان قرار داده نمیشوند؛ به دلیل کفرشان و عدم امانتداريشان، و به خاطر دشمنی بزرگی که بین آنها و مسلمانان وجود دارد؛ زیرا آنها در زمرهى اهل نماز و عبادت نیستند؛ زیرا کفر و شرک هیچ عملی را باخود باقی نمیگذارند، از الله متعال براى ارتكاب اين گناهان عافیت میطلبیم. و اما خوردن گوشت حیوانی که مشرکان قربانی کردهاند: الله جل جلاله در بیان تحریم مردار و ذبایح مشرکان فرموده است:
﴿وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ121﴾
(و [ای مؤمنان،] از آنچه [هنگام ذبح] نام الله بر آن برده نشده است نخورید؛ چرا كه آن [کار] قطعاً نافرمانى است؛ و در حقیقت، شیاطین به دوستان خود القا مىكنند که با شما [در این مورد] مجادله نمایند؛ و اگر از آنان اطاعت كنید، قطعاً شما [نیز در زمرهى] مشرکان هستید). [انعام: ۱۲۱]. پس الله جل جلاله مسلمانان را از خوردن مردار و قربانی مشرک نهی کرده است؛ زیرا نجس است و قربانی او حکم مردار را دارد، حتی اگر نام الله بر آن برده شود؛ زیرا نام بردن از الله توسط او باطل بوده و اثری ندارد؛ زیرا قربانی کردن عبادت است و شرک عبادت را باطل میکند، تا زمانی که مشرک به سوی الله سبحانه و تعالی توبه کند. و جز این نیست که الله جل جلاله غذای اهل کتاب را در این سخن حق تعالی حلال کرده است:
﴿...وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ...﴾
(و [ذبایح و] غذای اهل کتاب برای شما حلال است). [مائده: ۵]. زیرا که آنها به دینی آسمانی منتسب میشوند و ادعا میکنند که پیروانان موسی و عیسی هستند، هرچند که در این ادعا دروغ میگویند و خداوند دین آنها را با بعثت محمد صلی الله علیه و سلم به سوی مردم به طور عام نسخ و باطل کرده است. اما خداوند جل وعلا غذای اهل کتاب و زنانشان را برای ما حلال کرده است؛ به خاطر حکمتی كامل و اسراری که اهل علم آن را روشن کردهاند، برخلاف مشرکان از عبادتکنندگان بتها و مردگان، از پیامبران و اولیا و غیره؛ زیرا دین آنها هیچ اصلی ندارد و هیچ شبههای در آن نیست، بلکه از اساس باطل است، بنابراین ذبیحهى اهل آن مردار است و خوردن آن جایز نیست.
و اما گفتار شخص به مخاطبش که: «جن تو را گرفته»، «جن تو را برده»، «شیطان تو را ربوده»، و امثال آن، این از باب دشنام و ناسزا است و این بین مسلمانان جایز نیست، مانند سایر انواع دشنام و ناسزا و این از باب شرک نیست، مگر اینکه گویندهى آن معتقد باشد که جنها بدون اذن و مشیت الله در انسانها تصرف میکنند، پس هر کس چنین اعتقادی دربارهى جن یا دیگر مخلوقات داشته باشد، با این اعتقاد کافر است؛ زیرا الله سبحانه و تعالى مالک همه چیز و قادر بر هر چیزى است و اوست که نفع و ضرر میرساند و هیچ چیزی جز به اذن و مشیت و تقدیر پیشین او وجود ندارد، همانطور که الله جل جلاله به پیامبرش صلی الله علیه و سلم امر فرمود که این اصل بزرگ را به مردم اعلام کند:
﴿قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ188﴾
یعنی: ([ای پیامبر،] بگو: من مالکِ سود و زیان خویشتن نیستم، مگر آنچه را که الله بخواهد؛ و اگر غیب میدانستم، خیر [و سود] بسیاری [برای خود] فراهم میساختم و هیچ بدی [و زیانی] به من نمیرسید. من [کسی] نیستم، مگر بیمدهنده و بشارتدهندهى [دلسوز] برای گروهی که ایمان دارند). [اعراف: ۱۸۸]، پس اگر سرور و برترين مخلوقات، محمد ـ علیه الصلاه والسلام ـ برای خود مالک هیچ نفع و ضرری نیست، مگر آنچه که الله متعال بخواهد، چه رسد به دیگر مخلوقات؟! و آیات در این معنا بسیار است.
و اما پرسیدن از غیبگویان، جادوگران، منجمان و امثال آنان که ادعای خبر از غیبیات دارند، منکر است و جایز نیست، و تصدیق آنان شدیدتر و انکارآمیزتر است، بلکه این از شعبههای کفر است؛ به دلیل فرمودهى پیامبر صلی الله علیه وسلم: «مَنْ أَتَى عَرَّافًا فَسَأَلَهُ عَنْ شَيءٍ؛ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِينَ يَومًا»، یعنی: «هرکس نزد عَرّاف و غیبگویی برود و از او در مورد چیزی سوال کند، به مدت چهل روز، هیچ نمازی از او قبول نمیشود». اين حديث را مسلم در صحیح خود روایت کرده، و در صحیحش ـ نیز ـ از معاویه بن حکم سلمی رضی الله عنه: «أَنَّ النَّبيَّ ﷺ نَهَى عَنْ إِتْيَانِ الكُهَّانِ وَسُؤَالِهِم»، یعنی: «پیامبر صلی الله علیه و سلم از رفتن نزد فالگیران و پرسیدن آنان نهی کردند».
و اهل سنن از رسول خدا صلی الله علیه و سلم روایت کردهاند که فرمودند: «مَنْ أَتَى كَاهِنًا، فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ؛ فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ ﷺ»، یعنی: «هرکس نزد غيبگويى برود و او را در آنچه میگوید تصدیق کند، درحقیقت به آنچه بر محمد صلى الله علیه و سلم نازل شده، کفر ورزیده است».
و احادیث در این معنا فراوان است. واجب بر مسلمانان این است که از سوال کردن از غيبگويان و فالگيران و سایر جادوگران که به اخبار از غیبیات و فریب دادن مسلمانان مشغولند، چه به نام طبابت و چه غیر آن، پرهیز کنند، زیرا پیامبر صلی الله علیه و سلم از این کار نهی کرده و نسبت به آن هشدار دادهاند. مشمول این موضوع میشود: ادعای غیبدانی است که برخی بهنام طبابت و درمان مطرح میکنند، وقتی عمامه بیمار یا روسری بیمار را بو میکنند یا چیزی شبیه به آن، میگویند: این بیمار یا آن بیمار چنین کرده و چنان کرده، از امور غیبی سخن میگویند که در عمامه بیمار و مانند آن دلالت و علامتی بر آن نیست، بلکه هدف از این کار فریب دادن عوام است تا بگویند: او در طب و انواع بیماری و علتهای آن آگاه است، و شاید چیزی از داروها به آنها بدهد و شاید به خواست خدا آن دارو مؤثر واقع شود و گمان کنند که به سبب داروی او بوده است. و شاید بیماری به سبب برخی از جنها و شیاطین باشد که به آن مدعی طبابت خدمت میکنند و او را از برخی امور غیبی که بر آنها مطلع میشوند، آگاه میسازند. او نیز بر این اساس تکیه میکند و جن و شیاطین را با عبادتی که مناسب آنهاست، راضی میسازد، و در نتیجه آنها از آن بیمار دست میکشند و آنچه از اذیت و آزار با او داشتهاند، رها میکنند. این چیزی است که دربارهى جن و شیاطین و کسانی که آنها را بهكار میبرند، شناخته شده است.
بر مسلمانان واجب است که از آن پرهیز کنند و یکدیگر را به ترک آن توصیه نمایند و بر خداوند سبحان توکل نموده و در همهٔ امور به او اعتماد کنند. استفاده از رقیههای شرعی و داروهای مجاز اشکالی ندارد و درمان نزد پزشکانی که با استفاده از روشهای حسی و معقول به معاینهٔ بیمار و اطمینان از بیماری او میپردازند، جایز است.
از پیامبر صلی الله علیه و سلم بهطور صحیح نقل شده که فرمودند: «مَا أَنْزَلَ اللهُ دَاءً إِلَّا أَنْزَلَ لَهُ شِفَاءً، عَلِمَهُ مَنْ علِمه، وَجَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ»، یعنی: «الله دردی نازل نکرده مگر آنکه برایش درمانى نازل کرده است، هر آنکه (به آن پى برد و) دانست، دانست و هر آنکه (به آن پى نبرد و) ندانست، ندانست».
و رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «لِكُلِّ دَاءٍ دَوَاءٌ، فإِذَا أُصِيبَ دَوَاءٌ الدَّاءَ بََرَأَ بِإِذْنِ اللهِ»، یعنی: «برای هر دردی دوایی است، پس هرگاه دوای درد پیدا شود، به اذن الله بهبودی حاصل میشود». و رسول خدا صلی الله علیه ورسلم فرمودند: «عِبَادَ اللهِ، تَدَاوَوا وَلَا تَدَاوَوا بِحَرَامٍ»، یعنی: «ای بندگان الله، مداوا کنید و با آنچه حرام است درمان نكنيد». و احادیث در این معنا فراوان است.
از الله جل جلاله خواهانیم که احوال همه مسلمانان را اصلاح کند، و قلبها و بدنهایشان را از هر بدی شفا دهد، و آنان را بر هدایت جمع کند، و ما و آنان را از فتنههای گمراهکننده و از پیروی شیطان و اولیای او پناه دهد، همانا او بر هر چیزی تواناست، و هیچ حول و قوهای نیست مگر به الله علی عظیم.
و درود و سلام و برکات الله بر بنده و پیامبرش، پیامبرمان محمد و آل و اصحابشان باد.
***
بِسْمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيمِ
نامهٔ چهارم:
در حکم عبادت کردن با خواندن اذکار و اوراد بدعی و شرکی
از سوى عبدالعزیز بن عبدالله بن باز، به حضور برادر مکرم (.........)، الله او را براى انجام هر خیری موفق بدارد، آمین.
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
اما بعد: نامهى گرامی شما به دستم رسید، الله شما را شامل هدایتش گرداند، و آنچه در آن ذكر شده بود که در سرزمین شما افرادی هستند که به اورادی پایبندند که الله هیچ دلیلی برای آن نازل نکرده است، برخی از آنها بدعتآمیز و برخی شرکآمیز است، و این را به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب رضی الله عنه و دیگران نسبت میدهند، و این اوراد را در مجالس ذکر یا در مساجد پس از نماز مغرب میخوانند، به این گمان که این کار موجب تقرب جستن به الله است، مانند گفتن: به حق الله، ای مردان الله، با کمک الله به ما یاری رسانید و با الله یارمان باشید. و همچون گفتارشان: ای قطبها، ای سروران، ای کسانی که به ما مدد میرسانید، پاسخ دهید و نزد الله شفاعت کنید، این بندهتان ایستاده و بر درگاهتان معتکف بوده و از کوتاهیاش هراسان است، ای رسول الله، به فریادمان برسید، و جز شما کسی را ندارم که نزدش بروم، و حاجت از سوى شما برآورده میشود، و شما اهل الله هستید، به حق حمزه سید الشهداء، و از شما برای ما مدد رسانيد، ای رسول الله، به فریادمان برسید. و چنانکه میگویند: بارالها، بر کسی که او را سبب انشقاق اسرار جبروتی و انفلاق انوار رحمانیات قرار دادی، درود بفرست؛ تا او نایب حضرت ربانی و خلیفهى اسرار ذاتیات گردد.
و تمایل شما به بیان اینکه چه چیزی بدعت است و چه چیزی شرک، و آیا نماز پشت سر امامی که این دعا را میخواند صحیح است، همه اینها معلوم بود؟
پاسخ: ستایش تنها از آن الله است، و درود و سلام بر آنکه پیامبری پس از وی نیست و بر آل و اصحابشان باد و بر تمام کسانی که تا روز قیامت به هدایت او راه یافتند.
اما بعد: بدان ـ الله توفيقت بدهد ـ که الله مخلوقات را خلق نموده و پیامبران علیهم الصلاه والسلام را فرستاده تا تنها او را عبادت کنند، بیآنکه شریکی برای او در نظر گرفته شود، چنانکه الله تعالی فرموده است:
﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ56﴾
یعنی: (و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا عبادت کنند). [ذاریات: ۵۶].
و عبادت -چنان که پیشتر بیان شد- عبارت است از: اطاعت از خداوند سبحان و اطاعت از پیامبر او محمد صلی الله علیه و سلم؛ با انجام آنچه خدا و رسولش به آن دستور دادهاند و ترک آنچه خدا و رسولش از آن نهی کردهاند، از روی ایمان به خدا و رسولش و اخلاص در عمل برای خدا، همراه با نهایت محبت به خدا و کمال فروتنی تنها در برابر او نه در برابر هیچ کسی دیگر؛ چنان که خداوند تعالی فرموده است:
﴿وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ...﴾
یعنی: (و پروردگارت چنین فرمان داده است که: جز او را عبادت نکنید). [اسراء: ۲۳]. یعنی امر و توصیه نموده که تنها او عبادت شود، و الله متعال میفرماید:
﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ2 الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ3 مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ4 إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ5﴾
یعنی: (تمام ستایشها [و سپاسها] از آنِ الله پروردگار جهانیان است؛ بخشندۀ مهربان است؛ مالک روز جزا، تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یار می جوییم). [فاتحه: ۲-۵].
الله متعال با این آیات روشن ساخت که تنها او شایستهٔ عبادت و یاری خواستن است. چنانکه میفرماید:
﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ فَٱعۡبُدِ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ2 أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُ...﴾
یعنی: (این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم؛ پس الله را با خلوص اعتقاد عبادت کن.
آگاه باشید که دین خالص [و خالی از شرک]، از آنِ الله است). [زمر: ۲-۳]، و الله متعال میفرماید:
﴿فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ14﴾
یعنی: ([تنها] الله را با خلوصِ اعتقاد بخوانید؛ هر چند کافران خوششان نیاید) [غافر: ۱۴]، و الله متعال میفرماید:
﴿وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا18﴾
یعنی: (و اینکه مساجد از آنِ الله است، پس کسی را با الله نخوانید). [جن: ۱۸]، آیات در این معنا بسیارند و همه دلالت بر وجوب یگانگی الله در عبادت دارند.
و معلوم است که دعا با انواعی که دارد عبادت محسوب میشود، پس جایز نیست که هیچ انسانی کسی جز پروردگارش را به دعا بخواند، و جز او را به یاری و فریاد بخواهد، و به این آیات کریمه و دیگر آیاتی که در این معنا آمده عمل کند. و این در غیر از امور عادی و اسباب حسی است که مخلوق زنده و حاضر قادر به انجام آن است؛ زیرا این از عبادت محسوب نمیشود، بلکه بنابر نص و اجماع جایز است که انسان از انسان زنده و قادر در امور عادی که او قادر به انجام آن است، کمک بخواهد؛ مانند اینکه از او کمک بخواهد یا به فریاد او برسد در دفع شر فرزندش یا خدمتکارش یا سگش و امثال آن. و مانند اینکه انسان از انسان زنده و حاضر قادر، یا غایب، به واسطه اسباب حسی مانند مکاتبه و امثال آن در ساختن خانهاش یا تعمیر ماشینش یا امثال آن کمک بخواهد، و از مصادیق آن، فریادخواهی انسان از یارانش در جهاد و جنگ و امثال آن است. و از این باب سخن الله متعال در داستان موسی علیه الصلاة و السلام:
﴿...فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ...﴾
یعنی: (کسی که از قوم او بود، علیه دشمنش از موسی یاری خواست). [قصص: ۱۵].
اما استغاثه و فریادخواهی از مردگان، جن، فرشتگان، درختان و سنگها: این از شرک اکبر و از جنس عمل مشرکان نخستین با معبودانشان مانند عزی و لات و غیره است. همچنین یاریطلبی و بهفریاد خواهی از زندگانی که باور به ولایت آنها در اموری دارند که فقط الله متعال قادر به انجام آن است؛ مانند شفای بیماران، هدایت قلوب، ورود به بهشت، نجات از آتش و امثال آن.
آیات پیشین و دیگر آیات و همچنین احادیثی که در این معنا آمده است: همه دلالت بر وجوب رویکردن دلها به سوی خداوند در تمامی امور و اخلاص در عبادت فقط برای خداوند دارند؛ زیرا بندگان برای این آفریده شدهاند و به این امر شدهاند -چنانکه در آیات پیشین آمده است- و همانطور که خداوند سبحان میفرماید:
﴿وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا...﴾
یعنی: (و الله را عبادت کنید و چیزی را با او شریک نگردانید). [نساء: ۳۶]، و اینکه میفرماید:
﴿وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ...﴾
یعنی: (و [به چیزی] امر نشدند، مگر آنکه الله را عبادت کنند در حالی که دین را برای او خالص گردانند و به توحید روی آورند). [بينه: ۵]. و سخن پیامبر صلی الله علیه و سلم در حدیث معاذ رضی الله عنه: «حَقُّ اللهِ عَلَى العِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَلَا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا». يعنى: «حق الله بر بندگان این است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند». [صحت این روایت مورد اتفاق است]. و رسول خدا صلی الله علیه و سلم در حدیث ابن مسعود رضی الله عنه فرمودند: «مَنْ مَاتَ وَهُوَ يَدْعُو لِلهِ نِدًّا؛ دَخَلَ النَّارَ»، يعنى: «هر كسى بميرد درحالی كه همراه الله شريک و انبازی مىخواند، داخل آتش (جهنم) مىشود». به روایت بخاری. و در صحیحین از حدیث ابن عباس رضی الله عنهما آمده است که پیامبر صلی الله علیه و سلم هنگامی که معاذ را به یمن فرستاد به او فرمود: «إِنَّكَ تَأْتِي قَومًا أَهْلَ كِتَابٍ، فَلْيَكُنْ أَوَّلَ مَا تَدْعُوهُم إِلَيهِ شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلهَ إِلَّا اللهُ»، یعنی: «تو به نزد گروهی از اهل کتاب میروی، پس اولین چیزی که آنان را به سويش دعوت میکنی، شهادت لا اله الا الله باشد». و در لفظی ديگر آمده است: «اُدْعُهُمْ إِلَى شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلهَ إِلَّا اللهُ وَأَنِّي رَسُولُ اللهِ»، يعنى: «آنان را به گواهی دادن به اینکه معبودی به حق نیست جز الله و اینکه من فرستاده الله هستم دعوت کن». و در روایتی ديگر از بخاری آمده که: «فَلْيَكُنْ أَوَّلَ مَا تَدْعُوهُم إِلَى أَنْ يُوَحِّدُوا اللهَ»، يعنى: «پس اولین چیزی که آنان را به سوی آن دعوت میکنی این باشد که خدا را به یگانگی عبادت کنند». و در صحیح مسلم از طارق بن اَشْیَم اَشجَعی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مَنْ قَالَ: لَا إِلهَ إِلَّا اللهُ، وَكَفَرَ بِمَا يُعْبَدُ مِن دُونِ اللهِ؛ حَرُمَ مَالُهُ وُدَمُهُ، وَحِسَابُهُ عَلَى اللهِ جَلَّ جَلَالُهُ»، يعنى: «کسی که «لا اله الا الله» بگوید و به آنچه جز الله عبادت میشود کفر ورزد؛ مال و خونش حرام میشود و حساب او بر عهدهٔ الله جل جلاله خواهد بود». و احادیث در این معنا فراوان است.
و این توحید اصل دین اسلام و اساس امت اسلامی است، و رأس امر و مهمترین فرائض است، و حکمت از خلقت انسانها و جنیان و حکمت از ارسال تمامی پیامبران علیهم الصلاة و السلام است، همانطور که آیاتی که دلالت بر این موضوع دارد پیشتر بیان شد، از جمله: گفتهٔ خداوند سبحان:
﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ56﴾
یعنی: (و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا عبادت کنند). [ذاريات: ۵۶]، از دیگر دلایل این مساله، این سخن الله -جل جلاله- است که:
﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ...﴾
يعنى: (یقیناً ما در هر امتی، پیامبری را [با این پیام] برانگیختیم که: فقط الله را عبادت کنید و از طاغوت (معبودان غیر الله) دوری کنید) [نحل: ۳۶]، و الله متعال میفرماید:
﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ25﴾
يعنى: (و ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر آنکه به او وحی کردیم که [به مردم بگوید]: معبودی [به حق] جز من نیست؛ پس تنها مرا عبادت کنید) [الأنبياء: ۲۵]. و الله جل جلاله درباره نوح و هود و صالح و شعیب علیهم الصلاة و السلام میفرماید که به اقوام خود گفتند:
﴿...اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ...﴾
يعنى: (الله را عبادت کنید که برای شما معبودی جز او نیست) [الأعراف: 59]، و این دعوت همهٔ پیامبران است، چنانکه دو آیهٔ پیشین بر آن دلالت دارند، و دشمنان پیامبران اعتراف کردند که پیامبران آنان را به عبادت الله بهیگانگی و ترک معبودان دیگر امر کردهاند، چنانکه در داستان عاد، الله جل جلاله میفرماید که آنان به هود علیهالسلام گفتند:
﴿...أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا...﴾
يعنى: (آیا به سوی ما آمدهای که فقط الله را عبادت کنیم و آنچه را پدرانمان عبادت میکردند رها کنیم؟) [اعراف: ۷۰]، و الله متعال دربارهٔ قریش میفرماید هنگامی که پیامبر ما محمد صلی الله علیه و سلم آنان را به عبادت الله بهیگانگی و ترک عبادت فرشتگان، اولیاء، بتها، درختان و غیره دعوت کرد:
﴿أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ5﴾
يعنى: (آیا معبودان [مختلف] را [تبدیل به] معبودی یگانه کرده است؟ این واقعاً چیز عجیبی است) [ص: ۵]. و الله متعال در مورد آنها میفرماید:
﴿إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ35 وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوٓاْ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٖ مَّجۡنُونِۭ36﴾
يعنى: (آنان بودند كه وقتی به آنان گفته می شد: «معبودی [به حق] جز الله نیست» سرکشی [و تکبر] میکردند.
آنان بودند كه وقتی به آنان گفته مىشد: «معبودی [بهحق] جز الله نیست» سرکشی [و تکبر] میکردند * و میگفتند: آیا ما معبودانمان را به خاطر (سخن) شاعری دیوانه رها کنیم؟!) [الصافات: 35-36]. آیات دلالتکننده بر این معنا بسیارند.
با توجه به آیات و احادیثی که ذکر کردیم: برایت روشن میشود ـ خداوند من و تو را توفیق فهم دین و بصیرت در حق پروردگار جهانیان عنایت کند ـ که این دعاها و انواع استغاثه و فریادخواهی -که در سوالت بیان کردی-، همه از انواع شرک اکبر هستند؛ زیرا عبادت غیر خداوند و درخواست اموری است که فقط او قادر به برآورده نمودن آنها است، از مردگان و غایبان، از شرک پیشینیان زشتتر است؛ زیرا پیشینیان تنها در حال آسایش شرک میورزیدند، و اما در هنگام سختیها، عبادت را خالصانه برای الله متعال انجام میدهند؛ زیرا میدانستند که او ـ سبحانه و تعالى ـ تنها کسی است که میتواند آنها را از سختی نجات دهد و نه دیگری، چنانکه الله متعال در کتاب مبین خود دربارهى آن مشرکان میفرمایند:
﴿فَإِذَا رَكِبُواْ فِي ٱلۡفُلۡكِ دَعَوُاْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّىٰهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ إِذَا هُمۡ يُشۡرِكُونَ65﴾
يعنى: (وقتی [مشرکان] در کشتی سوار میشوند، الله را با اخلاص میخوانند؛ اما چون آنان را به خشکی میرسانَد و [از خطرِ غرق شدن] میرهانَد، آنگاه [باز هم] شرک میورزند). [عنكبوت: ۶۵]. و الله سبحانه و تعالی در آیهى دیگری آنها را چنین مورد خطاب قرار میدهد:
﴿وَإِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ فِي ٱلۡبَحۡرِ ضَلَّ مَن تَدۡعُونَ إِلَّآ إِيَّاهُۖ فَلَمَّا نَجَّىٰكُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ أَعۡرَضۡتُمۡۚ وَكَانَ ٱلۡإِنسَٰنُ كَفُورًا67﴾
يعنى: (و آنگاه که در دریا گزندی به شما میرسد، هر کس را [به حاجتخواهی] مىخوانید، ناپدید [و فراموش] مىگردد، مگر [ذات پاکِ] او؛ اما وقتی شما را [از خطر مرگ] رهاند و به خشکی رساند، [از عبادت الله به یگانگی] رویگردان مىشوید؛ و انسان همواره ناسپاس است). [اسراء: ۶۷].
پس اگر یکی از این مشرکان متأخر بگوید: ما باور نداریم آنها به خودی خود و بهطور مستقل به ما سود میرسانند و یا بیماران ما را به خودی خود شفا دهند، یا به خودی خود به سود و زیان میرسانند، بلکه از آنها میخواهیم در رابطه با این قضایا برای ما نزد خداوند شفاعت کنند.
پاسخ این است که به او گفته شود: این همان مقصود و هدف کفار نخستین است، و آنها بر این باور نبودند که معبودانشان آفریننده یا روزیدهنده هستند و یا به خودی خود نفع یا ضرری میرسانند، زیرا آنچه الله متعال در قرآن درباره آنان ذکر کرده، این تصور را باطل میکند، بلکه آنان خواستار شفاعت و مقام و نزدیک کردن آنها به الله بودند، همانطور که الله متعال فرموده است:
﴿وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡ وَيَقُولُونَ هَٰٓؤُلَآءِ شُفَعَٰٓؤُنَا عِندَ ٱللَّهِ...﴾
يعنى: (و [مشرکان] به جای الله چیزهایی را عبادت میکنند که نه به آنان زیانی میرساند و نه سودی به آنان میبخشد و میگویند: اینها، [واسطهها و] شفاعتگرانِ ما نزد الله هستند). [يونس: ۱۸]. و الله متعال در پاسخ به آنها فرمودند:
﴿...قُلۡ أَتُنَبِّـُٔونَ ٱللَّهَ بِمَا لَا يَعۡلَمُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾
يعنى: ([ای پیامبر،] بگو: «آیا [به گمان خود،] الله را از چیزی (شریکی) آگاه میسازید که در آسمانها و زمین [برایش قائلید و خود] نمیداند؟» الله تعالی منزّه است و از چیزهایی که با وی شریک میسازند، برتر است). [يونس: ۱۸]. پس خدای سبحان روشن ساخت که در آسمانها و زمین شفیعی نزد او به آن صورتی که مشرکان به آن روی میآورند، وجود ندارد؛ و آنچه الله از وجودش آگاه نیست، وجود ندارد؛ زیرا هیچ چیزی از خداوند سبحان پوشیده نمیمانَد. و الله متعال میفرماید:
﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ 1 إِنَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ فَٱعۡبُدِ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ2 أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُۚ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ مَا نَعۡبُدُهُمۡ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ3﴾
يعنی: (نزول [این] کتاب از جانب الله شکستناپذیرِ حکیم است.
این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم؛ پس الله را با خلوص اعتقاد عبادت کن.
آگاه باشید که دین خالص [و خالی از شرک]، از آنِ الله است و افرادى كه غیر الله را [دوست و] كارساز خود انتخاب كرده اند [پندارشان این است كه:] «آنها را فقط به این دلیل عبادت میکنیم كه ما را به الله نزدیک گردانند [و منزلتمان را بیشتر کنند]. الله در مواردی که با هم اختلاف دارند میان آنان [و موحدانِ راستین] داورى خواهد كرد. بیتردید، الله كسى را كه دروغگوی ناسپاس باشد، هدایت نخواهد كرد). [زمر: ۱-۳].
و معنای دین در اینجا: عبادت است، یعنی: طاعت الله و طاعت پیامبر او صلی الله علیه و سلم همانطور که قبلا بیان شد و شامل آن میشود: دعا و استغاثه، و ترس و امید، و ذبح و نذر، همچنین شامل آن میشود: نماز و روزه، و دیگر چیزهایی که الله و رسولش به آن دستور دادهاند. پس خداوند سبحانه و تعالی بیان کرد که عبادت تنها برای اوست و بر بندگان واجب است که آن را برای او جل جلاله خالص گردانند؛ زیرا دستور خداوند به پیامبرش برای خالص گرداندن عبادت برای او، دستوری برای همهٔ پیروان این امت است.
پس از آن، خداوند در رابطه با کفار چنین بیان میدارد:
﴿...وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ مَا نَعۡبُدُهُمۡ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ...﴾
يعنى: (و افرادى كه غیر الله را [دوست و] كارساز خود انتخاب كردهاند [پندارشان این است كه:] آنها را فقط به این دلیل عبادت میکنیم كه ما را به الله نزدیک گردانند) [زمر: ۳]. خداوند در پاسخ به آنها میفرماید:
﴿...إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ﴾
يعنى: (الله در مواردی که با هم اختلاف دارند میان آنان [و موحدانِ راستین] داورى خواهد كرد. بیتردید، الله كسى را كه دروغگوی ناسپاس باشد، هدایت نخواهد كرد). [زمر: ۳]. الله متعال در این آیه کریمه خبر داده است که کافران از پرستش اولیا در کنار خداوند هدفی ندارند جز اینکه آنها را به الله نزدیک گردانند؛ و این همان هدف کافران در گذشته و حال است، و الله متعال با سخنان خود این باور را باطل نموده است در آنجایی که میفرماید:
﴿...إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ﴾
يعنى: (الله در مواردی که با هم اختلاف دارند میان آنان [و موحدانِ راستین] داورى خواهد كرد. بیتردید، الله كسى را كه دروغگوی ناسپاس باشد، هدایت نخواهد كرد). [زمر: ۳]. خداوند سبحانه و تعالی به روشنی دروغ بودن ادعای آنان که میگویند معبودانشان آنها را به خدا نزدیک میکنند و همچنین کفرشان بخاطر عبادتی که به آن معبودان اختصاص دادهاند را بیان کرده است. و بدین ترتیب، هر کسی که اندکی قدرت تشخیص داشته باشد، میداند که کفر کافران نخستین برای این بود که انبیا و اولیا، درختان و سنگها و دیگر مخلوقات را بهعنوان واسطه و شفیع میان خود و خداوند قرار میدادند. و این اعتقادشان که آنان بدون اذن و رضایت او سبحانه و تعالی، نیازهایشان را برآورده میکنند، همانگونه که وزرا نزد پادشاهان شفاعت میکنند، پس او جل جلاله را با پادشاهان و رهبران قیاس کردند. و گفتند: همانگونه که اگر کسی خواستهای از پادشاه و رهبر داشته باشد، نزدیکان و وزرایش را شفیع و واسطه قرار میدهد، ما هم با توسل به عبادت پیامبران و اولیا به خداوند نزدیک میشویم، و این از باطلترین باطلها است؛ زیرا خداوند سبحان هیچ شبیهی نداشته و با مخلوقاتش قیاس نمی شود، و هیچ کسی نزد او شفاعت نمیکند جز با اذن و ارادهٔ او، و او نیز به کسی جز اهل توحید اجازهٔ شفاعت نخواهد داد، و خدای سبحان بر هر کاری توانا و بر هر چیزی داناست و او مهربانترین مهربانان است، از کسی بیم و هراس ندارد زیرا او بر بندگانش چیره بوده و هر گونه بخواهد در مورد آنها تصرف میکند. بر خلاف پادشاهان و رهبران زیرا آنها قادر به هر کاری نیستند بنابر این نیاز به وزیران و نزدیکان و سربازانی دارند که در مواردی که ناتوان هستند به آنها کمک کنند، کما اینکه نیاز دارند که نیاز نیازمندانی که خود از نیازشان آگاه نیستند را به آنها برسانند، پس نیازمند وزرا و نزدیکانی هستند که برای جلب لطف و رضایت آنها تلاش کنند. اما خدای عزوجل از همهى آفریدگانش بینیاز بوده و از مادرانشان به آنان مهربانتر است. او حاکم دادگستر است که هر چیزی را بر اساس حکمت و علم و قدرتش در جای خود قرار میدهد، بنابراین، به هیچ وجه نمیتوان او را با آفریدگانش مقایسه کرد. و به همین دلیل، الله متعال در کتابش بیان نموده که مشرکان اقرار کردهاند که او خالق و روزی دهنده و تدبیرگر است و اوست که به درمانده پاسخ میدهد و بدی را برطرف میکند و زنده میکند و میمیراند و دیگر کارها را انجام میدهد. و در واقع نزاع و درگیری میان مشرکان و پیامبران بر سر خالص گرداندن عبادت برای الله بوده است، چنانکه الله جل جلاله میفرماید:
﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَهُمۡ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ...﴾
يعنى: (و اگر از آنها (مشرکان) بپرسی: چه کسی آنها را آفریده است؟ به طور قطع خواهند گفت: الله ما را آفریده است).
[زخرف: ۸۷].
و الله متعال میفرماید:
﴿قُلۡ مَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أَمَّن يَمۡلِكُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَمَن يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ وَيُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَۚ فَسَيَقُولُونَ ٱللَّهُۚ فَقُلۡ أَفَلَا تَتَّقُونَ31﴾
يعنى: ([ای پیامبر، به مشرکان] بگو: كیست كه از آسمان و زمین به شما روزى مىبخشد؟ یا كیست كه بر گوشها و دیدگان حاكم است؟ و كیست كه [موجودِ] زنده را از [مادۀ] بیجان بیرون مىآورد و [مادۀ] بیجان مرده را از [موجودِ] زنده خارج مىسازد؟ و كیست كه كار [جهان و جهانیان] را تدبیر مىكند؟ خواهند گفت: «الله». پس بگو: آیا پروا نمىكنید؟) [يونس: ۳۱].
و آیات در این معنا بسیارند.
قبلا به آیاتی که ثابت میکند که نزاع و درگیری میان پیامبران و امتهایشان بر سر خالص گرداندن عبادت برای الله بوده اشاره شد، چنانکه خداوند سبحان میفرماید:
﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ...﴾
يعنى: (یقیناً ما در هر امتی، پیامبری را [با این پیام] برانگیختیم که: فقط الله را عبادت کنید و از طاغوت (معبودان غیر الله) دوری کنید). [نحل: ۳۶]، و همچنین آیات دیگری که در این معنا آمده است. و الله سبحانه در مواضع بسیاری از کتاب کریمش شأن شفاعت را تبیین نموده است؛ چنانکه میفرماید:
﴿...مَن ذَا ٱلَّذِي يَشۡفَعُ عِندَهُۥٓ إِلَّا بِإِذۡنِهِ...﴾
يعنى: (کیست که نزد او جز به فرمانش شفاعت کند؟)
[بقره: ۲۵۵].
و الله عزوجل می فرماید:
﴿وَكَم مِّن مَّلَكٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ لَا تُغۡنِي شَفَٰعَتُهُمۡ شَيۡـًٔا إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ أَن يَأۡذَنَ ٱللَّهُ لِمَن يَشَآءُ وَيَرۡضَىٰٓ26﴾
يعنى: (و چه بسیار فرشتگانی که در آسمانها هستند که شفاعت آنها هیچ سودی نمیبخشد، مگر پس از آنکه الله برای هرکس که بخواهد اجازه دهد و راضی باشد). [نجم: ۲۶].
و در وصف فرشتگان فرمود:
﴿...وَلَا يَشۡفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ٱرۡتَضَىٰ وَهُم مِّنۡ خَشۡيَتِهِۦ مُشۡفِقُونَ﴾
يعنى: (و آنان جز براى كسى كه [الله] بپسندد [و از او راضی باشد] شفاعت نمىكنند و خود از بیم او هراسانند). [انبیاء: ۲۸].
و الله متعال خبر داده است که کفر را از بندگانش نمیپسندد و تنها شکر را از آنان میپسندد، و شکر همان توحید و عمل به طاعت اوست؛ الله متعال میفرماید:
﴿إِن تَكۡفُرُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمۡۖ وَلَا يَرۡضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلۡكُفۡرَۖ وَإِن تَشۡكُرُواْ يَرۡضَهُ لَكُمۡ...﴾
يعنى: (اگر ناسپاسی کنید، [بدانید که] الله از شما بی نیاز است و هرگز ناسپاسیِ بندگانش را نمی پسندد؛ و اگر شکر او را به جای آورید، این کار را برایتان می پسندد). [زمر: ۷].
و بخاری در صحیح خود از ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده که گفت: ای رسول خدا! سعادتمندترین مردم به شفاعت شما چه کسی است؟ فرمود: «مَنْ قَالَ: لَا إِلهَ إِلَّا اللهُ خَالِصًا مِنْ قَلْبِهِ»، يعنى: «کسی که «لا اله الا الله» را خالصانه از دل بگوید». یا فرمودند: «مِنْ نَفْسِهِ». «از خودش».
و در صحیح از انس رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «لِكُلِّ نَبِيٍّ دَعْوَةٌ مُسْتَجَابَةٌ، فَتَعَجَّلَ كُلُّ نَبِيٍّ دَعْوَتَهُ، وَإِنِّي اخْتَبَأْتُ دَعْوَتِي شَفَاعَةً لِأُمَّتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ، فَهِيَ نَائِلَةٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ مَنْ مَاتَ مِنْ أُمَّتِي لَا يُشْرِكُ بِاللَّهِ شَيْئًا»، يعنى: «هر پیامبری دعایی مستجاب دارد که آن را (در دنيا) تعجيل کرده و اجابت شده است؛ و من دعایم را برای شفاعت امتم در روز قیامت ذخیره کردم و این شفاعت ـ ان شاء الله ـ شامل حال کسی از امتم میشود که بدون شرک به خداوند از دنیا برود». و احادیث در این معنا فراوان است.
و تمام آیاتی که ذکر کردیم و احادیثی که آمدهاند، همه دلالت بر این دارند که عبادت تنها حق الله است و نباید هیچ بخشی از آن را به غیر الله اختصاص داد، نه به پیامبران و نه به غیر آنان؛ و شفاعت ملک خداوند جل جلاله است، همانگونه که میفرماید:
﴿قُل لِّلَّهِ ٱلشَّفَٰعَةُ جَمِيعٗا...﴾
يعنى: (همهى شفاعتها برای الله است). [زمر: ۴۴]. و هیچکس شایستهی آن نیست مگر با اجازهی او برای شفاعتکننده و رضایت او از کسی که شفاعت برای وی انجام میشود، و او سبحانه و تعالى جز توحید را نمیپسندد همانطور که قبلا ذکر شد. بنابراین: مشرکان سهمی در شفاعت ندارند و الله متعال این را در این فرمودهٔ خود بیان کرده است:
﴿فَمَا تَنفَعُهُمۡ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ 48﴾
يعنى: (پس شفاعتِ شفاعتکنندگان سودی به آنها نمیبخشد). [مدثر: ۴۸]، و الله متعال میفرماید:
﴿...مَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ حَمِيمٖ وَلَا شَفِيعٖ يُطَاعُ﴾
يعنى: ([در آن روز] ستمگران نه دوستى مهربان دارند و نه شفیعی كه سخنش پذیرفته شود). [غافر: ۱۸].
و مشخص است که هر گاه ظلم بهطور مطلق ذکر شود منظور از آن همان شرک ورزیدن به الله متعال است، چنانکه الله متعال میفرماید:
﴿...وَٱلۡكَٰفِرُونَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾
يعنى: (و کافران همان ظالمان هستند). [بقره: ۲۵۴]، و الله متعال میفرماید:
﴿...إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ﴾
يعنى: (همانا شرک ظلمی بس بزرگ است) [لقمان: ۱۳].
اما آنچه در سؤال ذکر کردید: از قول برخی از صوفیها در مساجد و غیره: بارالها، بر کسی که او را سبب شکافتن اسرار جبروتی و تابیدن انوار رحمانیات قرار دادی، تا جایی که حضرت ربانی و خلیفهى اسرار ذاتیات گشته درود بفرست...الخ
پاسخ این است: باید گفت که این سخن و امثال آن از جمله تکلف و افراط است؛ که پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم از آن برحذر داشته است؛ چنانکه مسلم در صحیح خود از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت کرده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هَلَكَ المُتَنَطِّعُونَ» قَالَهَا ثَلَاثًا، يعنى: «اهل سختگیری [و غلو] هلاک شدند» این را سه بار تکرار نمود.
امام خطابی رحمه الله گفتهاند: المتنطع: کسی که در امری به تعمق فرو میرود و به تکلف در جستجوی آن میپردازد؛ بر اساس مذاهب اهل کلام که وارد اموری میشوند که به آنها مربوط نیست و در مسائلی که عقلشان به آن نمیرسد، به بحث و جدل میپردازند.
و ابو السعادات ابن اثیر گفتهاند: آنان کسانی هستند که در سخن گفتن به افراط و غلو میپردازند و با ته حلق خود سخن میگویند. این اصطلاح از «نطع» گرفته شده که به معنای سقف بالایی دهان است، و سپس در مورد هر کسی که در گفتار و کردار به تعمق فرو میرود، به کار رفته است.
و با آنچه این دو امام زبانشناس و لغوی ذکر کردهاند، برای تو و هر کسی که اندک بصیرتی دارد، روشن میشود که این شیوه در درود و سلام بر پیامبر و سرور ما رسول الله صلی الله علیه وسلم از جمله تکلف و افراطی است که از آن نهی شده است. آنچه برای مسلمان در این رابطه مشروع است این است که جویای کیفیت نمازی که از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده و روش سلام و درود فرستادن بر ایشان باشد، اینها برایش کافی بوده و نیاز به چیز دیگری ندارد.
و از جمله: آنچه بخاری و مسلم در کتابهای صحیح خود از کعب بن عُجره رضی الله عنه روایت کردهاند، که صحابه رضی الله عنهم گفتند: ای رسول الله! خداوند ما را امر کرده که بر شما درود بفرستیم؛ پس چگونه بر شما درود بفرستیم؟ ایشان فرمودند: «قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبرَاهِيمَ وَعَلَى آلِ إِبرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ، وَبَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبرَاهِيمَ وَعَلَى آلِ إِبرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ»، يعنى: بگویید: (یا الله، بر محمد و آل محمد درود بفرست، همانطور که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، تو ستوده و بزرگواری و بر محمد و آل محمد برکت بفرست، همانطور که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت فرستادی، تو ستوده و بزرگواری).
و در صحیحین از ابوحُمید ساعدی رضی الله عنه روایت است که گفتند: یا رسول الله! چگونه بر شما درود بفرستیم؟ ایشان فرمود: «قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى أَزْوَاجِهِ وَذُرِّيَّتِهِ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى آلِ إِبرَاهِيمَ، وَبَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى أَزْوَاجِهِ وَذُرِّيَّتِهِ كَمَا بَارَكْتَ عَلَى آلِ إِبرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ»، یعنی: بگویید: (یا الله، بر محمد درود بفرست و بر همسران و ذریتش، چنانکه بر آل ابراهیم درود فرستادی و بر محمد و بر همسران و ذریتش برکت ارزانی دار، چنانکه بر آل ابراهیم برکت ارزانی داشتی، همانا تو ستوده شده و بسیار بلند مرتبهای).
و در صحیح مسلم از ابومسعود انصاری رضی الله عنه روایت است که بشیر بن سعد گفت: ای رسول الله! خداوند به ما امر کرده که بر شما درود بفرستیم؛ پس چگونه بر شما درود بفرستیم؟ ایشان سکوت کردند سپس فرمودند: «قُولُوا: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ؛ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى آلِ إِبرَاهِيمَ، وَبَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ؛ كَمَا بَارَكْتَ عَلَى آلِ إِبرَاهِيمَ فِي العَالَمِينَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ، وَالسَّلَامُ كَمَا عَلِمتُم»، یعنی: بگویید: (یا الله، بر محمد و آل محمد درود بفرست، همانطور که بر آل ابراهیم درود فرستادی و بر محمد و آل محمد برکت بفرست، همانطور که بر آل ابراهیم در میان جهانیان برکت فرستادهای، تو ستوده و بسیار بلند مرتبهای و سلام، آنگونه است که دانستهاید).
پس شخص مسلمان باید این الفاظ و امثال آنها و دیگر الفاظی که از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده است را در سلام و درود فرستادن بر رسول الله صلی الله علیه وسلم به کار ببرد؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم داناترین مردم به آن چیزی است که شایسته است در حق او بهکار برده شود، همانطور که او داناترین مردم به الفاظی است که بنده بایستی در برابر پروردگار خود بهکار ببندد.
اما گفتار متکلف و نوظهور و الفاظی که احتمال معنای نادرست دارند؛ مانند الفاظی که در سؤال ذکر شده است، نباید به کار برده شوند؛ زیرا در آنها تکلف وجود دارد و ممکن است به معانی باطل تفسیر شوند، و با الفاظی که رسول الله صلی الله علیه و سلم برگزیده و به امت خود ارشاد نموده است، مخالف هستند، در حالی که او داناترین و خیرخواهترین و دورترین از تکلف در میان خلق است، بر او از جانب پروردگارش بهترین درودها و سلامها باد.
امیدوارم ادلهای که در بیان حقیقت توحید و شرک و تفاوت میان باورهای مشرکان نخستین و مشرکان متأخر در این باب ذکر کردیم، و کیفیت مشروع درود فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه وسلم کافی بوده و برای حقجویان قانع کننده باشد. اما کسی که تمایلی به شناخت حق ندارد؛ این شخص تابع هوای نفس خود است، الله جل جلاله میفرمایند:
﴿فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡۚ وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّنِ ٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ بِغَيۡرِ هُدٗى مِّنَ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ50﴾
يعنى: (پس اگر [این سخن] تو را نپذیرفتند، بدان که آنها فقط از هوسهای خود پیروی میکنند، و گمراهتر از آن کس که هوای نفس خویش را بدون [هیچ] هدایتی از [سوی] الله پیروی میکند؛ کیست؟! بیگمان الله گروه ستمکاران را هدایت نمیکند). [قصص: ۵۰].
و الله متعال در این آیهٔ کریمه بیان نموده که: مردم در برابر هدایت و دین حقی که برای پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم فرستاده است به دو گروه تقسیم میشوند:
یکی از آن دو: آنانی که خدا و رسولش را استجابت کردهاند.
و دوم: تابع هوای نفس خود است؛ سپس خدای سبحان بیان نمود که هیچکس گمراهتر از کسی نیست که بدون هدایت الهی از هوای نفس خود پیروی کند.
از الله جل جلاله خواهانیم که ما را از پیروی هوا و هوس مصون دارد و ما و شما و سایر برادرانمان را از کسانی قرار دهد که ندای الله و پیامبرش صلی الله علیه وسلم را اجابت میکنند و شریعت او را بزرگ میدارند و از هر آنچه با بدعتها و خواهشهای نفسانی که با شریعت او مخالف است برحذر میشوند. او بخشنده و سخاوتمند است.
و درود و سلام الله بر بنده و رسولش؛ پیامبر ما محمد و بر خاندان و اصحاب او و پیروانش که به نیکی از او پیروی کردند تا روز قیامت.
fa397v4.0 - 09/02/2026