ابزارهای سودمند برای زندگی خوشبخت (فارسی دری)

  • earth زبان
    (فارسی دری)
  • earth نویسنده:
    الشيخ عبدالرحمن بن ناصر السعدي

ترجمه های دیگر 71

ta تاميلي- தமிழ் bn بنغالي- বাংলা tr تركي- Türkçe zh صيني- 中文 ha هوسا- Hausa ar عربي- العربية ur أردو- اردو hi هندي- हिन्दी ms ملايو- Melayu en إنجليزي- English ps بشتو- بشتو fr فرنسي- Français ru روسي- Русский sw سواحيلي- Kiswahili fa فارسي- فارسي uz أوزبكي- Ўзбек id إندونيسي- Indonesia tl فلبيني تجالوج- Tagalog gu غوجاراتية- ગુજરાતી te تلغو- తెలుగు si سنهالي- සිංහල as آسامي- অসমীয়া es إسباني- español bs بوسني- bosanski pt برتغالي- português ro روماني- română rw كينيارواندا- Kinyarwanda pl بولندي- polski ml مليالم- മലയാളം mg ملاغاشي- Malagasy lt ليتواني- lietuvių am أمهري- አማርኛ ka جورجي- ქართული ku كردي- Kurdî kn كنادي- ಕನ್ನಡ it إيطالي- italiano cs تشيكي- čeština prs دري- فارسی دری sr صربي- Српски lo لاو- ພາສາລາວ dv ديفهي- ދިވެހި dyo جوالا- Jóola snk سوننكي- Soninke ky قرغيزي- Кыргызча nl هولندي- Nederlands pa بنجابي- ਪੰਜਾਬੀ th تايلندي- ไทย mk مقدوني- македонски vi فيتنامي- Tiếng Việt ceb بيسايا- Bisaya hu هنجاري مجري- magyar ne نيبالي- नेपाली yo يوربا- Èdè Yorùbá km خميرية- ភាសាខ្មែរ my بورمي- ဗမာ bg بلغاري- български sl سلوفيني- slovenščina uk أوكراني- українська sv سويدي- svenska sn الشونا- Shona mfe كريولي- créole ko كوري- 한국어 mos موري- Mõõré af أفريقاني- Afrikaans zu زولو- isiZulu ig إيجبو- Igbo tg طاجيكي- тоҷикӣ ny شيشيوا- Chichewa ki كيكويو- Gĩkũyũ mnk مندنكا- Mandinka wo ولوف- Wollof
PHPWord

 

 

 

الوَسَائِلُ المُفِيدَةُ لِلحَيَاةِ السَّعِيدَةِ

 

ابزارهای سودمند برای زندگی خوشبخت

 

الشَّيْخُ عَبْدُ الرَّحمَنِ بْنُ نَاصِرٍ السَّعْدِيُّ

رَحِمَهُ اللهُ

 

شيخ عبد الرحمن بن ناصر السعدی (رحمه الله)

 

 

 


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

ابزارهای سودمند برای زندگی خوشبخت

پیشگفتار نویسنده

الحمد لله الذي له الحمد كله، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، وأشهد أن محمداً عبده ورسوله، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه وسلم.

اما بعد: آسایش دل و آرامش و شادی آن و رفع غم و نگرانی آن، چیزی است که همه به دنبال آن هستند، و توسط آن زندگی پسندیده حاصل شده شادی و سرور بدست می آید، و برای آن اسباب دینی، طبیعی و عملی وجود دارد، ولی جمع كردن همۀ آنها جز برای مؤمنان برای دیگران ممكن نيست، اما اگر برای غیر مومنان از یک جهت و سبب و به تلاش عاقلان آنان حاصل گردد، جوانب و و جوهات سودمندتر، ثابت تر، حالت و نتیجۀ بهتر را از دست می دهند.

ولی من در این کتابم اسبابی را تذکر می دهم که برای این مطلب بزرگ در ذهنم می رسد، همان مطلبی که هر فرد به دنبال آن است.

برخی از آنان حصۀ بیشتر آنها را حاصل نمودند و زندگی خوش و آسودۀ داشتند، و برخی از آنان نتوانستند آن را کسب نمایند و زندگی سخت و بدبختی داشتند، و برخی از آنان در میان این دو گروه قرار گرفته اند، بنابر موفق شدن در کسب آن. و الله متعال توفیق دهنده است و در طلب هر کار نیک و دفع هر کار شر از او کمک خواسته می شود.

فصل

1- و بزرگترین سبب، اصل و اساس آن، ایمان و عمل صالح است، الله متعال فرمودند:

﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً ۖ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ 97﴾

هر کس ـ مرد یا زن ـ که کار نیک کند و مؤمن باشد، قطعاً او را [در دنیا] به زندگانی پاک و پسندیده‌ای زنده می‌داریم و [در آخرت نیز] بر اساس نیکوترین [طاعت و] كارى كه مى‌كردند، به آنان پاداش می‌دهیم. سورة النحل آيه :97.

پس الله متعال به کسانی که ایمان و عمل نیک را با هم جمع نموده اند به زندگی پاک و پسندیده در این دنیا، و با پاداش نیکو در این دنیا و در آخرت وعده داده است.

و سبب این امر روشن است، مؤمنان به الله متعال ایمان درست دارند، که ثمرۀ آن عمل نیک که برای قلب، اخلاق، دنیا و آخرت صالح و مصلح بوده واقع گردد، آنان دارای اصول و مبانی هستند که همه اسباب شادی و سرور، و همچنین اسباب اضطراب، نگرانی و غم را در آنها دریافت می نمایند.

آنان موارد خوب و خوشایند را می پذیرند، و از بابت آن سپاسگزاری می نمایند، و از آن برای آنچه که سودمند است استفاده می نمایند، هرگاه به این نحوه از آن استفاده نمایند برای آنان شادمانی رخ داده و امیدوار بقا و برکتش می شوند، و در امید داشتن به پاداش شکرگزاران، موارد بزرگی نهفته است که از خیر و برکت هایش از این شادی های که این ثمره های آن می باشد بالا تر است.

و آنان سختی ها، آسیب ها، اندوه ها و غم ها را با مقاومت در برابر آنچه می توانند تحمل کنند، و کاهش آنچه را که می توانند کاهش بدهند، و شکیبایی زیبا در برابر آنچه که وقوع آن حتمی می باشد دریافت می نمایند، بنابراین از آثار سختی، مقاومت مفید، تجربه ها و قدرت، و از صبر و انتظار اجر و پاداش چیزهای بزرگی به دست می آورند که با آن سختی ها از بین می رود، و مسرات و امیدهای نیکو جایگزین آن می شود، و نیز طمع ورزیدن به فضل و پاداش الله متعال صورت می گیرد، چنانکه پیامبر صلی الله علیه وسلم آن را در این حدیث صحیح بیان فرمودند:

(عَجَبًا لِأَمْرِ الْمُؤْمِنِ، إِنَّ أَمْرَهُ كُلَّهُ خَيْرٌ، إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ فَكَانَ خَيْرًا لَهُ، وَإِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ فَكَانَ خَيْرًا لَهُ، وَلَيْسَ ذَلِكَ لِأَحَدٍ إِلَّا لِلْمُؤْمِنِ)

(شگفتا از حال مؤمن که همه ی اوضاع و احوالش برای او خير است و کسی جز مؤمن، چنين وضعی ندارد: اگر با امر خوشايندی مواجه شود شکر می کند، و اگر دچار زيان و امر ناگواری گردد صبر می نمايد؛ و اين برای او خير است، این مورد برای کسی جز مؤمن صدق نمی کند). (روایت از مسلم)

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: که پاداش و نیکی ها و ثمره های اعمال مؤمن در همه خوشی ها و سختی هایی که بر او می آید چند برابر می شود. از این روست که هر دو را رویدادی از رویدادهای خیر و یا شر می رسد ولی در دریافت و پذیرفتن آن هر یک بر حسب تفاوت در ایمان و عمل نیک شان از هم متفاوت می باشند. شخص موصوف با این دو صفت دارد خیر و شر را با آنچه که از شکر و شکیبایی و آنچه در پی دارد استقبال می نماید، بنابر این شادی و سرور برایش اتفاق می افتد، و سبب زوال نگرانی، پریشانی، اضطراب، تنگی سینه، و بدبختی زندگی گردیده، و در این سرای زندگی نیکو برای او حاصل می گردد. و شخص دیگر موارد پسندیده را با شرارت و تکبر و ظلم استقبال می کند. پس اخلاق او منحرف می شود، و آنها را همانطور که حیوانات با حرص و هیجان آنها را قبول می کنند، با وجود این دلش آسوده نبوده، بلکه از بسیاری جهات حواسش پریشان می باشد، از یک سو ترس از دست دادن موارد دلخواهش پریشان می باشد، و نیز بابت تعارض های فراوانی که اغلب از آن ناشی می‌شود، و از سوی دیگر نفسش در هیچ حدی توقف نمی‌کند، بلکه همچنان در آرزوی چیزهای دیگری می باشند، که ممکن اتفاق بیافتد و ممکن اتفاق نیافتد، بالفرض اگر اتفاق بیافتد او نیز نگران موارد متذکر می باشد، و موارد مشکل و دشوار را با اضطراب و نگرانی و ترس و عصبانیت استقبال می کند، پس از آنچه بر او می گذرد از لحاظ بدبختی زندگی و بیماری های فکری و عصبی هیچ نپرس، و ترسی که ممکن است او را به بدترین حالت ها و وحشتناک ترین چیزهای آزاردهنده برساند، زیرا او امیدی به پاداش ندارد. و هیچ نوع شکیبایی ندارد تا سبب تسلیت او گردیده و مصیبتش را آسان نماید.

همۀ اینها توسط تجربه مشاهده گردیده، و یک نمونه از این دسته، اگر در آن تأمل کنید و آن را در حالت های مردم به کار ببرید، تفاوت بزرگی را بین مؤمنی که مطابق ایمانش عمل می کند و کسی که مانند آن نیست می بینید، و آن این است که دین بی نهایت بسوی قناعت به رزق و روزی الله متعال، و به آنچه از فضل و کرم گوناگون خود به بندگان عطا کرده است تشویق می کند.

پس اگر مؤمنی به بیماری یا فقر و یا مانند این عارضه ها که هریک دچار آن می شود مبتلا شود، او - با ایمان و قناعت و رضایتی که از آنچه الله متعال برای او مقرر کرده است- آرام می شود، و چیزی که برایش مقدر نشده است در دل نمی جوید، به پایین تر از خود نگاه می کند، و به آنانی که بالاتر از اوست نمی نگرد، و ممکن شادی، سرور و آسایش او بیشتر باشد به تناسب کسی که همه خواسته های دنیوی او براورده شده است، اگر از قناعت برخوردار نباشد.

همچنین درمی یابی کسی که به مقتضای ایمان عمل نداشته باشد، اگر دچار فقر و تنگدستی شود، و یا از خواسته های دنیوی را از دست بدهد، او را بسیار بدبخت و شقی خواهی یافت.

و مثال دیگر: اگر اسباب ترس پیش بیاید، و چیزهای ناراحت کننده ای به انسان متوجه شود، دارندۀ ایمان درست را با قلب استوار ، و نفس مطمئن می یابی، و قادر به مدیریت و سوق دادن این امری که برایش رخ داده است به بهترین شکل ممکن در گفتار و عمل می باشد، او خود را برای این گونه رخداد دردسرساز آماده کرده است، و اینها شرایطی اند که به انسان آرامش می دهد و قلب او را تقویت می کند.

همچنین فردی که فاقد ایمان است درخواهید یافت که برعکس این وضعیت می باشد، زمانی که ترس ها به وجود آید وجدانش آشفته و اعصابش متشنج و افکارش پراکنده می شود، و ترس و وحشت در درونش مستقر می شود، و ترس بیرونی و اضطراب درونی دامنگیرش می شود که حقیقت آن قابل بیان نیست، برای این نوع افراد اگر اسباب طبیعی که نیاز به تمرین بیشتر دارد برایشان نرسد، قوایشان از بین رفته و اعصابشان متشنج می شود، و اینهمه به دلیل عدم موجودیت ایمانی که مایۀ صبر می باشد، به ویژه در شرایط بحرانی و شرایط غم انگیز و آزاردهنده صورت می گیرد.

نیکوکار و بداخلاق، و مؤمن و کافر در کسب شجاعت و غریزه ای که ترس ها را تسکین و از بین می برد شریک هستند، اما مؤمن با قوت ایمان و صبر و توکل و اعتماد به الله متعال، و انتظار او از پاداش الله متعال متمایز است، اموری است که بر شجاعت او می افزاید، و از ترس او می کاهد، و سختی ها را بر او آسان می کند، چنانکه الله متعال فرمودند:

﴿إِن تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ104﴾

(اگر شما [از خستگی و جراحت] رنج می‌برید، آنان نیز چنان که شما رنج می‌برید رنج مى برند؛ ولی شما از الله چیزی را امید دارید که آنان ندارند و الله علیم و حکیم است. (سورة النساء: آيه : 104). و برای آنان نصرت و یاری ویژۀ الله متعال حاصل گردیده، و آن ها را به چیزهای کمک می کند که ترس ها از آنان پراکنده شود. الله متعال فرمودند:

﴿...وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾

و شکیبایی کنید که بی‌گمان، الله با شکیبایان است. (سوره الأنفال: آيه : 46).

2- و از جمله اسبابی که اندوه و غم و اضطراب را از بین می برد، نیکویی با مردم در گفتار و کردار است، تمام انواع نیکی که همۀ آنها خیر و نیک است، الله متعال به اندازۀ همان نیکی، اندوه و غم های نیکوکاران و بدکاران را همه به اندازه اش دفع می کند، ولی سهم و حصۀ مؤمن از آن کامل است، و او از این جهت متمایز است که احسان او ناشی از اخلاص و انتظار پاداش اوست.

پس الله متعال کار نیک را که آرزوی آن را دارد آسان می کند، و از بهر اخلاص و انتظار پاداش او وزیان را از وی دفع می کند، الله متعال فرمودند:

﴿لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍۢ مِّن نَّجْوَىٰهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍۢ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ ابْتِغَآءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا114﴾

در بسیاری از [سخنان درگوشی و] نجواهای آنان خیری نیست، مگر [در گفتارِ] كسى كه به [دادنِ] صدقه‌ای یا كاری پسندیده یا سازشى میان مردم فرمان دهد؛ و هر کس برای رضایت الله چنین کند، به زودی پاداش بزرگی به وی خواهیم داد. (سورة النساء: آيه 114).

پس الله متعال فرمودند که همه این چیزها خیر است از آنانی که صادر شده است. نیکی خیر می آورد، و بدی را دفع می کند. و مؤمنی که از الله متعال ثواب می خواهد، الله متعال برای او پاداش بزرگی می دهد: رفع غم و اندوه و پریشانی و مانند آن.

فصل

از جمله اسباب دفع اضطراب ناشی از برهم خوردن اعصاب، و مشغول شدن قلب به برخی موارد ناراحت کننده، اشتغال به کار یا علم سودمند می باشد. این روش قلب را از درگیر شدن به اضطراب باز می دارد. شايد به خاطر آن اسباب كه موجب غم و اندوه او گردیده بود فراموش كند، روحش شاد گردیده و بر فعاليتش بیافزاید، و اين سبب بين مؤمن و غیر مؤمن نيز مشترک است. ولى مؤمن بوسیلۀ ایمان، اخلاص و انتظار پاداش که از اشتغال در علمى كه فرا مى گيرد و يا تعليم مى دهد، و کارهای خير كه انجام مى دهد متمایز می باشد، اگر عبادت باشد پس عبادت است، و اگر شغل دنیوی یا عادتی باشد که همراه آن نیت خیر باشد. و هدف استعانت او اطاعت الله متعال باشد، که در این کار برای دفع کردن غم ها و اندوه ها و نگرانی ها تأثیر مؤثری وجود دارد، و چه بسا افرادی که دچار اضطراب و پریشانی دائمی گردیده اند، و بیماری های گوناگون دامنگیر شان شده، ولی داروی مؤثر آن این شده است (فراموش كردن علتی كه او را مضطرب و نگران نموده، و خود را به يكی از كارهای خود مشغول نموده است).

کاری که او انجام می دهد باید کاری باشد که باعث خشنودی روحش گردیده و به آن علاقمندی داشته باشد، زیرا این امر برای رسیدن به این هدف مفید بیشتر کمک می کند، و الله متعال داناتر است.

آنچه موجب دفع نمودن اندوه و اضطراب می شود، تمرکز تمام ذهن بر توجه به کار امروز، و قطع تمرکز به زمان آینده، و اندوه بر زمان گذشته می باشد، بنابر این رسول الله صلی الله علیه وسلم : (از غم و اندوه پناه خواسته است ) ( حدیث بخاری و مسلم)، پس برای اتفاق های گذشته که رد نمودن و بدست آوردن آن ناممکن است اندوهگین بودن فایده ای ندارد، اندوهی که به علت ترس از آینده باشد ممکن است مضر باشد، بنده باید فرزند روز خود باشد، تمام سعی و تلاش خود را صرف اصلاح امروز و وقت کنونی خود نماید، چون جمع کردن دل بر آن موجب تکمیل کار گردیده، و بنده می تواند توسط آن بدور از غم و اندوه وقت گزرانی نماید. هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به دعایی می‌پرداخت یا امت خود را به دعایی راهنمایی می‌ نمود، در کنار استعانت از الله متعال و آرزوی فضل او، به سعی و کوشش در تحقق بدست آوردن آنچه که دعا می کرد و ترک آنچه که برای دفع آن دعا می‌ نمود، چون دعا مقارن عمل است، پس بنده در چیزی که سود دین و دنیایش باشد تلاش می‌کند، و از پروردگارش موفقیت هدفش را می‌خواهد. و برای آن از او یاری می طلبد، چنانکه او صلی الله علیه وسلم فرمودند: (احْرِصْ عَلَىٰ مَا يَنْفَعُكَ، وَاسْتَعِنْ باللَّهِ، وَلَا تَعْجِزْ، وَإِذَا أَصَابَكَ شَىْءٌ فَلَا تَقُلْ: لَوْ أَنِّي فَعَلْتُ كَذَا كَانَ كَذَا وَكَذَا، وَلَـٰكِنْ قُلْ: قَدَرُ اللَّهِ وَمَا شَاءَ فَعَلَ، فَإِنَّ "لَوْ" تَفْتَحُ عَمَلَ الشَّيْطَانِ)

«مشتاق چيزی باش که به نفع توست و از الله کمک بخواه و عاجز و درمانده نشو. و اگر اتفاقی برای تو افتاد، نگو: اگر چنين می کردم، چنين و چنان می شد؛ بلکه بگو: الله اين را مقدر کرده و هرچه بخواهد، انجام می دهد؛ زيرا گفتنِ "اگر" دروازه ی وسوسه ی شيطان را باز می کند». (روایت مسلم)، پس او صلی الله علیه وسلم حرص در کارهای سودمند و استعانت از الله متعال و تسلیم نشدن در برابر عجز که آن تنبلی مضر بوده و تسلیم شدن در برابر امور نافذ شدۀ گذشته، و مشاهده نمودن قضا و قدر الهی را باهم جمع نموده است.

و کار ها را دو قسمت کرده است: یکی آن که بنده می تواند برای به دست آوردن آن یا آنچه را که می تواند به دست آورد، و یا دفع و کاهش آن تلاش کند، در این قسمت بنده تلاش خود را به خرچ داده و از معبود خود استعانت می جوید. و قسم دیگری است که در آن آنچنین کاری نمی تواند، در برابر این قسمت بنده خود را مطمین، راضی و تسلیم می نماید، و شکی نیست که رعایت این اصل موجب خوشحالی و رفع غم و اندوه می گردد.

فصل

یکی از بزرگترین اسباب فراخ شدن سینه و اطمینان آن (زیاد یاد کردن الله است) چون در آن تأثیر شگفت انگیزی برای فراخ شدن و آرامش سینه و رفع غم و اندوه وجود دارد.

﴿...أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾

آگاه باشید که تنها با یاد الله دل‌ها آرام می‌گیرد. (سوره الرعد: آية 28) پس یاد الله و با توجه به ویژگی آن و به خاطر ثواب و پاداشی که بنده به آن امید دارد در رسیدن به مطلوب تأثیر بسزایی دارد.

همین طور صحبت کردن دربارهء نعمت های ظاهری و باطنی الله متعال، زیرا در دانستن و صحبت کردن نعمت ها، الله متعال غم و اندوه را دور می کند، و بنده را به شکرگزاری که بالاترین و عالیترین مرتبه است تشویق می کند، هر چند اگر بنده در حالت فقر، بیماری، و یا انواع دیگر از رنج ها باشد. زیرا اگر نعمتهای الله متعال - که قابل حساب و شمارش نیست - و سختی که به او رسیده است در تقابل قرار گیرند، برای سختی هیچ فیصدی نخواهد بود.

بلکه هرگاه الله متعال بنده را به سختی ها و مصیبت ها مبتلا کند، و او شکیبایی و رضایت و تسلیمی را پیشه کند، گزند آن بر وی آسان شده، و ثقل آن کاهش میابد، و امید بنده به اجر و پاداش آنها و عبادت الله متعال با انجام کار صبر و رضایت می باشد، تلخی ها را شیرین می نماید تا که توسط شیرینی ثواب آن تلخی صبر را فراموش کند.

یکی از مفیدترین کارها در این حالت استفاده از آنچه است که پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیث صحیح ارشاد فرموده اند، چنانچه فرمودند: (انظُرُوا إِلَىٰ مَنْ هُوَ أَسْفَلَ مِنكُمْ، وَلَا تَنظُرُوا إِلَىٰ مَنْ هُوَ فَوْقَكُمْ، فَإِنَّهُ أَجْدَرُ أَلَّا تَزْدَرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ).

«به کسانی بنگرید که از نگاه امکانات دنیوی در مرتبه ی پایین تری از شما قرار دارند، و متوجه کسانی نباشید که از امکانات بیشتری نسبت به شما برخوردارند؛ زيرا اين کار باعث می شود نعمت هايی را که الله متعال در اختیار شما قرار داده است حقير و ناچيز نشماريد». (روایت بخاری) اگر بنده این منظره متعالی را جلو چشمان خود قرار دهد، در میابد که در پیوند به سلامتی و آنچه که به آن تعلق می گیرد، و در رزق و روزی و آنچه که به آن تعلق می گیرد از جمع کثیری مردم بالاتر است، پس در هر حالت که قرار داشته باشد، اضطراب غم و اندوه از بین می‌رود، و در برابر نعمت‌های الله متعال که از دیگران در آن پیشی گرفته، شادی و غبطۀ او بیشتر می شود.

بنده هر چه بیشتر در نعمت های ظاهری، باطنی، دینی و دنیوی الله متعال تدبر کند، درمیابد که پروردگارش به او خیر زیادی داده است و بدی های بسیاری را از او دفع کرده است، و بدون شک این کار غم و اندوه را از بین می برد، و باعث شادی و سرور می گردد.

فصل

و از جمله اسباب که موجب شادی و رفع غم و اندوه می شود، تلاش برای رفع عوامل اندوه و دستیابی به اسباب شادی می باشد، البته با فراموش کردن سختی های گذشته که نمی تواند آنها را دفع کند، و با درک این که مشغول بودن فکر او در آنها از امور بیهوده و نا ممکن است، و این که این کار حماقت و دیوانگی است، پس با قلب خود مبارزه می کند تا از تفکر در آنها اجتناب کند و به همین ترتیب با قلب خود مبارزه می کند در مورد نگرانی خود که برایش اتفاق میافتد، از آنچه که توهم می کند از قبیل فقر و یا ترس وغیره اموری که برای زندگی آیندۀ خود تصورش را می کند. پس می داند که امور آینده و هر آنچه که از خیر یا شر، امیدها و دردها در آنها رخ می دهد مجهول می باشد، و در دست الله توانا و حکیم است، و در دست بندگان چیزی نیست جز تلاش در راستای حصول خوبی های آن و دفع ضررهای آن، بنده می‌داند اگر فکر خود را از نگرانی برای آینده‌اش برگرداند، و برای اصلاح آن بر پروردگار خود توکل کند، و بر او مطمین باشد، اگر چنین کند قلبش آرام می‌گیرد و حالتش اصلاح می شود، و غم و نگرانی از او دور می شود.

یکی از مفیدترین کارها در ملاحظه نمودن امور آینده، استفاده از این دعا است که پیامبر صلی الله علیه وسلم به آن دعا می نمودند: (اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لِي دِينِيَ الَّذِي هُوَ عِصْمَةُ أَمْرِي، وَأَصْلِحْ لِي دُنْيَايَ الَّتِي فِيهَا مَعَاشِي، وَأَصْلِحْ لِيٓ آخِرَتِيَ الَّتِيٓ إِلَيْهَا مَعَادِي، وَاجْعَلِ الْحَيَاةَ زِيَادَةً لِّي فِي كُلِّ خَيْرٍ، وَالْمَوْتَ رَاحَةً لِّي مِن كُلِّ شَرٍّ).

«بار الها، دينم را که نگه دارنده ی من از بدی هاست، و دنيايم را که زندگانی ام در آن است، و آخرتم را که بازگشتم به سوی آن می باشد اصلاح بفرما، و زندگی را برای من موجب افزايش کارهای نيک قرار بده، و مرگ را برای من مايه ی راحت و رهايی از همه ی بدی ها بگردان». ( روایت مسلم). و همچنان فرموده او صلی الله علیه وسلم: (اللَّهُمَّ رَحْمَتَكَ أَرْجُو، فَلَا تَكِلْنِي إِلَىٰ نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ، وَأَصْلِحْ لِي شَأْنِي كُلَّهُ، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ).

«الهی به رحمت تو امید دارم پس مرا به اندازۀ چشم به هم زدن به حال خود رها مکن، و تمام امورم را برای من اصلاح کن که معبودی جز تو نیست». ( روایت ابو داود با اسناد صحیح). اگر بنده به این دعا که آینده دینی و دنیوی او را بهبود می بخشد، با حضور قلب و نیت صادق و تلاش بر آنچه که آن را تحقق می بخشد حریص و پابند بماند، الله متعال آنچه که دعا نموده و آرزویش را کرده است و برای آن کار نموده را برآورده می سازد، و اندوهش به شادی و سرور تبدیل می شود.

فصل

یکی از سودمندترین ابزار برای از بین رفتن نگرانی و غم ها اگر بنده دچار مشکلات شد، این است که تلاش نماید برای رفع آن بدترین احتمالاتی که این موضوع به آن پایان می یابد را تخمین کند، و خود را برای آن عادت می دهد، هرگاه این کار را انجام داد پس باید برای تخفیف آن تا حد امکان تلاش کند، پس با این آماده گی و تلاش سودمند، اندوه و غم های او برطرف می شود، و تلاش ورزی برای جلب منفعت ها، برابر دفع ضررهای جزئی برای بنده خواهد بود.

اگر اسباب ترس و اسباب بیماری و فقر و فقدان چیزهای مختلف محبوبی که دوست دارد به سراغش بیآید، آن را با اطمینان خاطر و عادت دادن نفس می پذیرد، حتی به شدیدترین حالت ممکن آن را می بپذیرد، چون عادت دادن نفس به احتمال مصیبت ها آن را کاهش می دهد، و شدت آن را از بین می برد، به ویژه اگر در حد توان خود را برای دفاع در برابر آن مشغول نماید، اینجاست که در حق خودش عادت دادن نفس با تلاش سودمندی که او را از اهمیت بخشیدن به مصیب ها باز می دارد جمع می شود، با نفس خود برای تجدید بخشیدن مقاومت در برابر ناملایمات مبارزه می کند، با اعتماد و توکل بر الله متعال، و شکی نیست که این امور در کنار آنچه بنده به آن امید دارد بیشترین فایده را برای حصول شادی و انشراح داشته می باشد، با وجود آن ثواب آنی و آیندۀ که بنده انتظارش دارد، و این کار را تجربه نشان داده است، و رویدادهای کسانی که آن را تجربه کرده اند بسیار است.

فصل

یکی از بزرگ‌ترین درمان‌ها برای بیماری‌های عصبی قلب، بلکه برای بیماری‌های جسمی: ​​استحکام قلب و عدم پریشانی و منفعل نشدن آن به وهم ها و خیال‌ های که افکار بد آن به بار می‌آورد می باشد. خشم و سردرگمی از جمله اسباب دردناک است، و هر کس انتظار وقوع ناملایمات و از بین رفتن امور پسندیده را داشته باشد، او را به اندوه و غم ها و بیماری های قلبی و جسمی، و از بین رفتن اعصاب می کشاند آثار بدی دارد که ضررهای فراوان آن را مشاهده کرده اند.

و هنگامی که دل بر الله متعال اعتماد و توکل نماید، و تسلیم اوهام نشود و تخیلات بدى او را فرا نگیرد، و بر الله اعتماد نموده و به فضل او طمع ورزد، اندوه و غم ها از او دور می شود، و بیماری های زیاد جسمی و قلبی از او رفع می شود، و دل چنان نیرو و شادی و سرور می یابد که نمی توان آن را بیان کرد، پس چقدر بیمارستان ها از بیماران وهم ها و خیال های فاسد مملو شده است، و چقدر این امور بر دل بسیاری از نیرومندان جدا از ضعیفان تأثیر گذاشته است، و چقدر این امور منجر به حماقت و جنون شده است، و عافیت یابنده کسى است که الله متعال به او عافیت بخشیده باشد و او را برای مبارزه با نفسش توفیق داده تا باشد اسباب مفیدى که قلب را تقویت کند و اضطراب را دور کند به دست آورد. الله متعال فرمودند:

﴿وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ... ﴾

و هر کس بر الله توکل کند، او تعالی برایش کافی است. (سورة الطلاق: آيه 3) یعنی برای هر چیزی که در مورد مسائل دینی و دنیوی به او مربوط می شود او تعالی برایش کافیست.

پس اوهام بر توکل کننده بر الله متعال و صاحب دل قوی اثر نمی کند، و حوادث او را آزار نمی دهد، زیرا می داند که این کار از ضعف نفس می باشد، و از ترس و خوفی است که واقعیت ندارد، ولى می داند كه الله متعال کفالت کامل کسانی را می کند که به وی توكل نمایند، به الله متعال اعتماد نموده و به وعدۀ او مطمئن می شود، اینجاست که اندوه و نگرانى اش برطرف شده، و سختى او به آسانى، و اندوه او به شادی و ترس او را به امن تبدیل می کند. پس از او تعالی عافیت می‌خواهیم و این که به ما قوت و استقامت قلب، و توکل کامل که الله متعال برای صاحبان آن تمام خیر را تضمین کرده است، و او را از هر ضرر و زیان حفظ نموده است، عنایت فرماید.

فصل

13- و در قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: (لَا يَفْرَكْ مُؤْمِنٌ مُؤْمِنَةً، إِنْ كَرِهَ مِنْهَا خُلُقًا رَضِيَ مِنْهَا خُلُقًا آخَرَ)

«هيچ مردِ مؤمنی، نسبت به زنی مؤمن (يعنی همسر خويش) بد نَبَرد؛ زيرا اگر يک اخلاقش را نمی پسندد، اخلاق ديگرش را می پسندد». ( روایت مسلم)، دو فایدۀ بزرگ :

یکی از آنها: راهنمایی در مورد رفتار با همسر، اقوام، دوست و کارفرما، و همه کسانی که با آنان رابطه و ارتباط دارید می باشد، و اینکه باید خود را عادت بدهید که حتماً او دارای عیب يا کمبودى یا چیزی هست که شما آن را نمی پسندید، اگر آن را دریافتید، با آنچه که باید انجام دهید مقایسه کنید، و یا با قدرت ارتباط و حفظ دوستی، با یادآوری این که دارای چه خوبی ها، و اهداف خاص و عامی هست، و با این نوع نادیده گرفتن عیب ها و توجه به فضایل و خوبی ها، معاشرت و ارتباط پایدار و آسایش برای شما حاصل می گردد.

فایدۀ دوم: و آن رفع اندوه و تشویش، حفظ آرامش، و ادامۀ ادای حقوق واجب و پسندیده می باشد: و حصول آسایش بین دو طرف، و هر که به این راهنمایی که پیامبر صلی الله علیه وسلم ذکر کرده است عمل نکند - بلکه وضعیت را برعکس کند و عیب ها را ببیند و از منافعش چشم بپوشد - باید نگران باشد، و محبت بین او و کسی که با آن ارتباط دارد باید مختل شود، و بسیاری از حقوقی که باید هر دو به آن پابند باشند قطع می شود.

و بسیاری از مردم که عزم بالا دارند، هنگام وقوع بحران ها و مشکلات به صبر و اطمئنان خود را عادت می دهند. اما در مسائل پیش پا افتاده و ساده نگران می شوند، و آرامش به هم می خورد، و علت آن این است که آنان نفس خود را به امور بزرگ عادت داده اند، و نفس های خود را در برابر امور کوچک رها نموده اند، بنابر این به آنان آسیب رسانده و آسایش آنان را تحت تأثیر قرار می دهد، پس انسان جدی و با عزم نفس خود را برای امور کوچک و بزرگ عادت می دهد واز الله متعال در آن موارد کمک می طلبد، و این که او را به خودش به اندازۀ برهم زدن چشم واگذار نکند، پس اینجاست که کار کوچک برایش آسان می نماید، همانطور که کار بزرگتر برایش آسان نموده بود. پس روحش مطمئن و دلش آرام و آسوده می ماند.

فصل

انسان عاقل می داند که زندگی درست او، زندگی سرشار از شادی و آرامش است، و این که آن بسیار کوتاه است، پس نباید آن را با اندوه و غوطه ور شدن در گرفتاری ها کوتاه تر کند، زیرا این کار با زندگی صحیح در تضاد است، پس به زندگی خود بخل می ورزد تا این که بخش عمده ای از عمرش در غم ها و مشقت ها از بین برود، و در این امر میان انسان خوب و بد فرقی نیست، ولی اگر مؤمن این وصف را در خود تحقق بدهد صاحب سهم و نصیب بزرگ عاجل و غیر عاجل می شود.

همچنین اگر مورد ناپسند به او برسد و یا از آن بترسد، آن را با بقیه نعمت های دینی و دنیوی که برایش داده شده، با مورد ناپسند که به او رسیده مقایسه کند، با مقایسه معلوم می شود که او دارای بسا نعمت های بوده، و مورد ناپسند که برایش رخ داده ناچیز بوده است.

به همین ترتیب، میان آنچه که می ترسد ضرری به او وارد شود، و میان احتمالات فراوان در امن ماندن از آن را مقایسه می کند، بنابراین اجازه نمی دهد احتمال ضعیف بر احتمالات زیاد و قوی غلبه کند، پس اينجاست که نگرانی و ترس او از بین می رود، و بزرگترین احتمالات که ممکن است برای او پیش بیاید تصور می کند، پس در صورت وقوع خود را آمادۀ آن می‌کند و در راستای دفع آنچه که تا حال اتفاق نیافتاده و نیز در ازبین بردن یا کاهش آنچه رخ داده است تلاش می‌کند.

یکی از چیزهای مفید این است که بدانی آسیب دیگران مخصوصاً سخنان بد، به تو هیچ ضرری نمی رساند، بلکه به خود آنان ضرر می رساند، مگر اینکه خودت ذهن خود را به اهمیت دادن به آن مشغول کنی، و اجازه دهی تا بر احساسات تو حاکم شود، در این صورت همانطور که به آنان ضرر می رساند به تو نیز ضرر می رساند، اگر به آن توجه نکنی هیچ ضرری به تو نمی رساند.

بدان که زندگی تو به افکار خودت بستگی دارد، اگر افکاری باشد که در دین یا دنیا سودی برای تو داشته باشد پس زندگی ات پاک و شاد می باشد. وگرنه برعکس خواهد بود.

یکی از سودمندترین کارها برای دفع اندوه این است که به خود اطمئنان دهی که جز از الله متعال از کس دیگری خواستار سپاس نباشی، اگر به کسی که حقی بر شما دارد و یا کسی که حقی ندارد نیکی و خوبی کنید، بدان که این معاملۀ تو با الله متعال است، پس به سپاسگزاری از کسی که به او احسان کرده اید اهمیتی ندهید، چنانکه الله متعال در مورد نخبگان مخلوق خود فرموده است:

﴿إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَآءً وَلَا شُكُورًا 9﴾

[و در دل می‌گویند:] «ما فقط به خاطر الله به شما غذا می‌دهیم؛ نه از شما پاداشی می‌خواهیم و نه سپاسی. (سوره الإنسان: آيه 9).

این امر در رفتار شما با خانواده و فرزندان، و از قوت ارتباط شما با آنان مورد تاکید قرار می گیرد، پس هرگاه خود را برای دوری از شر آنان عادت کردید آسوده و آرام خواهید بود، و یکی از اسباب آسایش، بدست آوردن فضایل و عمل بر آن است، بنابر خواست نفس و بدور از تکلفی که شما را نگران می کند و نا امید بر میگردید از حصول فضیلت اینست که راه کج را در پیش گرفته اید، و این از حکمت است، و اینکه از امور تیره و ناپاک چیزهای پاک و شیرین را بگیرید، و بدین ترتیب صفای لذت ها زیاد می شود، و تیرگی ها از بین می رود.

چیزهای مفید را جلو چشمان خود داشته باشید، و برای رسیدن به آنها تلاش کنید، و به چیزهای مضر توجه نکنید تا خود را از اسباب که باعث غم و اندوه می شود منحرف کنید، و در کارهای مهم از راحت و اجماع نفس استفاده کنید.

یکی از چیزهای سودمند این است که کار را فوراً انجام دهید، و خود را برای آینده متفرغ سازيد، زیرا اگر کار به سرانجام نرسد، بقیه کارهای قبلی برای شما جمع شده و کارهای بعدی نیز به آن اضافه می شود، پس شدت کارها بیشتر می شود، اگر همه چیز را به موقع انجام بدهید، مسائل آینده را با قدرت تفکیر و قدرت عمل حل خواهید کرد.

پس از کارهای مفید باید مهم‌ترین آنها را برگزینید، و بین آنچه که نفس تو به آن تمایل دارد و آنچه که شدیداً می‌خواهید تشخیص بدهيد، زیرا برعکس آن باعث خستگی، و کسالت و نارضایتی می‌شود، و در مورد آن با فکر درست و مشورت کمک بخواه، چون هیچکس از مشورت خواستن پشیمان نبوده، و آنچه را می خواهی انجام دهی درست مطالعه کن، اگر در مصلحتی بود و عزم نمودی، پس به الله متعال توکل کن چون الله توکل کنندگان را دوست دارد.

والحمد لله رب العالمين.

وصلى الله على سيدنا محمد وعلى آله وصحبه وسلم.

***

 

فهرست

 

پیشگفتار نویسنده 2

فصل 2

فصل 8

فصل 10

فصل 12

فصل 13

فصل 14

فصل 15

فصل 17

 

***