الدُّعَاءُ وَيَلِيهِ العِلَاجُ بِالرُّقَى
مِنَ الكِتَابِ وَالسُّنَّةِ
دعا و درمان با رقْیه
از کتاب و سنت
د. سَعِيدُ بْنُ عَلِيٍّ بْنِ وَهْفٍ القَحْطَانِيُّ
رَحِمَهُ اللَّهُ
دعا از قرآن و سنت
خداوند متعال می فرماید:
﴿وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ 180﴾ [الأعراف: ۱۸۰]، یعنی: «و الله زیباترین نامها را دارد؛ پس او را به آن [نامها] بخوانید و کسانی را که در [مورد] نامهایش بيراهه میروند [و آنها را تحریف میکنند] رها کنید. آنان به [سزاى] آنچه مىکردند، مجازات خواهند شد».
الله- الأول - الآخر- الظاهر- الباطن - العلي- الأعلى - المتعال – العظيم - المجيد-الكبير-السميع- البصير- العليم - الخبير- الحميد- العزيز- القدير- القادر- المقتدر- القويُّ - المتين- الغني- الحكيم- الحليم- العَفوُّ- الغفور- الغفار - التوَّاب- الرقيب- الشهيد- الحفيظ- اللطيف- القريب- المجيب - الودود- الشاكر- الشكور- السيد- الصمد - القاهر- القهار - الجبار- الحسيب- الهادي- الحكم - القدوس – السلام – البَرُّ - الوهَّاب-الرحمن- الرحيم- الكريم- الأكرم- الرءوف – الفتّاح - الرَّازق- الرَّزَّاق- الحي - القَيُّوم – الربّ - الملك – المليك - الواحد- الأحد – المتكبِّر - الخالق - الخلَّاق – البارئ – المصوِّر - المؤمن- المهيمن- المحيط – المقيت – الوكيل – الكافي – الواسع - الحق – الجميل – الرفيق – الحيي – الستير – الإله – القابض - الباسط – المعطي – المقدِّم – المؤخِّر – المبين – المنان – الولي- الموْلى - النصير – الشافي - مالك الملك- جامع الناس - نور السموات والأرض - ذو الجلال والإكرام - بديع السموات والأرض(1).
***
به نام الله بخشندهٔ مهربان
مقدمه
ستایش از آنِ الله است، او را حمد گفته و از او یاری و آمرزش میخواهیم و از بدیهای نفس خویش و کارهای ناشایستمان به الله پناه میبریم، هرکه را الله هدایت کند او گمراه گری نخواهد داشت و هرکه را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت، و گواهی میدهم که معبودی به حق نیست جز الله که یگانه و بیشریک است، و گواهی میدهم که محمد بنده و فرستادهٔ اوست. درود الله و سلامش بر او و بر آل و اصحابش و کسانی باد که از آنان پیروی کنند.
این خلاصهای از کتابم «ذکر، دعا و درمان با رُقْیه از کتاب و سنت» است.(2) در این خلاصه، بخش مربوط به دعا را مختصر کردهام تا بهرهبرداری از آن آسانتر شود و همچنین دعاها و نکات مفیدی را به آن افزودهام، انشاءالله تعالی از خداوند عزوجل، به نامهای نیکو و صفات والایش میخواهم که این کار را خالصانه برای ذات بزرگوارش قرار دهد. بیتردید، او ولی این امر و توانا بر آن است.
و درود و سلام الله بر پیامبر ما محمد، و بر آل و اصحاب او و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی کنند، باد.
بهقلم: دکتر سعید بن علی بن وهف القحطانی
نوشته شده در ماه شعبان ۱۴۰۸ هجری قمری
***
فضيلت دعا
الله تعالی میفرماید:
﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ 60﴾ [غافر: 60]، یعنی: «و پروردگارتان فرمود: مرا به دعا بخوانید، تا [دعای] شما را اجابت کنم، کسانی که از عبادت من سرکشی میکنند، به زودی با خواری به جهنم وارد میشوند».
و میفرماید: ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ 186﴾ [البقرة: 186]، یعنی: «و [ای پیامبر،] چون بندگانم دربارۀ من از تو بپرسند [به آنان] بگو که من نزدیکم و دعای دعاکننده را ـ هنگامی که مرا بخوانَد ـ اجابت میکنم؛ پس [آنان فقط] باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند؛ باشد که راه یابند».
و پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید: «الدُّعَاءُ هُوَ الْعِبَادَةُ، قَالَ رَبُّكُمُ: ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»، یعنی: «دعا همان عبادت است، پروردگارتان میگوید: مرا بخوانید شما را اجابت میکنم»(3).
و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ رَبَّـكُمْ تَبَارَكَ وَتَعَالَى حَيِيٌّ كَرِيمٌ يَسْتَحْيِي مِنْ عَبْدِهِ إِذَا رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَيْهِ أَنْ يَرُدَّهُمَا صِفْرًا»، یعنی: «پروردگار شما تبارک و تعالی حَییّ و کریم است و حیا میکند از اینکه بنده اش دستانش را به سوی او بلند کند و آنها را خالی برگرداند»(4).
و پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید: «مَا مِنْ مُسْلِمٍ يَدْعُو بِدَعْوَةٍ لَيْسَ فِيهَا إِثْمٌ وَلَا قَطِيعَةُ رَحِمٍ ، إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ بِهَا إِحْدَى ثَلَاثٍ: إِمَّا أَنْ تُعَجَّلَ لَهُ دَعْوَتُهُ، وَإِمَّا أَنْ يَدَّخِرَهَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ ، وَإِمَّا أَنْ يَصْرِفَ عَنْهُ مِنَ السُّوءِ مِثْلَهَا، قَالُوا : إِذًا نُـكْثِرُ ؟، قَالَ: اللَّهُ أَكْثَـرُ»، یعنی: «هیچ مسلمانی نیست که دعایی بخواند، مشروط بر اینکه در آن گناه یا قطع رحم نباشد، مگر اینکه خداوند یکی از سه چیز را به او عطا میکند: یا دعایش را زود مستجاب میکند، یا آن را برای آخرتش ذخیره میسازد، یا به همان اندازه، بلایی را از او دور میکند. صحابه گفتند: پس ما زیاد دعا کنیم؟ فرمود: خدا بیشتر عطا میکند»(5).
از آداب دعا و اسباب اجابت آن(6)
۱- اخلاص برای خداوند.
۲- اینکه دعا را با ستایش خداوند و ثنای او و سپس با صلوات فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه وسلم آغاز نموده و با آن خاتمه دهد.
۳- قاطعیت در دعا و یقین داشتن به اجابت.
۴- اصرار و پافشاری کردن در دعا و عجله نداشتن در اجابت آن.
۵- حضور قلب در دعا.
۶- دعا در راحتیها و سختیها.
۷- تنها از خداوند بخواهد.
۸- نفرین نکردن خانواده، مال، فرزندان و خود.
۹-آهسته خواندن دعا، به گونهای که بین نجوا و صدای بلند باشد.
۱۰- اقرار به گناه، و آمرزش خواستن از آن، و اقرار به نعمتهای الهی و شکرگزاری خداوند بابت آن.
۱۱- به سختی نینداختن خود با خواندن دعاهای قافیه دار.
۱۲- زاری، فروتنی، امید و ترس.
۱۳- بازگرداندن حقوق دیگران همراه با توبه.
۱۴- سه بار تکرار کردن دعا.
۱۵- رو به قبله دعا کردن.
۱۶- بالا کردن دست بههنگام دعا.
۱۷- وضو گرفتن قبل از دعا در صورت امکان.
۱۸- اینکه در دعا کردن مرتکب تعدی و تجاوز نشود.(7)
۱۹- اینکه انسان هر وقت بخواهد برای دیگران دعا کند در ابتدا برای خودش دعا میکند(8).
۲۰-اینکه انسان با نامهای نیکو و صفات والای خداوند، یا با عمل صالحی که خود انجام داده است، یا با دعای یک فرد صالح و زندهای که حضور دارد، به درگاه خداوند توسل جوید.
۲۱- اینکه خوردنیها، نوشیدنیها و پوشیدنیهایش حلال باشد.
۲۲- برای گناه یا قطع رابطهٔ خویشاوندی دعا نکند.
۲۳- اینکه امر به معروف و نهی از منکر کند.
۲۴- دوری از همهٔ گناهان.
وقتها و حالتها و اماکنی که دعا در آن مستحب است(9):
۱- شب قدر.
۲- در دل آخر شب.
۳- پس از نمازهای فرض.
۳- بین اذان و اقامه.
۵- لحظهای از هر شب.
۶- هنگام اذان برای نمازهای پنجگانه.
۷- هنگام نزول باران.
۸- هنگام پیشروی سپاه در میدان جهاد برای خداوند.
۹- لحظهای از روز جمعه.
که طبق قول راجح آخرین ساعات از عصر روز جمعه است، و امکان دارد مراد همان ساعت خطبه و نماز باشد.
۱۰- هنگام نوشیدن آب زمزم همراه با نیت راستین و صادقانه.
۱۱- در سجده.
۱۲- هنگام بیدار شدن از خواب در شب و خواندن دعاهای مأثور در آن هنگام.(10)
۱۳- هرگاه با وضو بخوابد سپس در دل شب بیدار شود و دعا کند.
۱۴- هنگام گفتن دعای «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ»، یعنی: «[پروردگارا،] هیچ معبودی [بهحق] جز تو نیست، تو منزّهی، بیتردید، من از ستمکاران بودهام».
۱۵- دعا کردن پس از وفات میت.
۱۶- دعا کردن پس از ثنا و ستایش خداوند و درود فرستادن بر پیامبر صلی الله علیه و سلم در تشهد اخیر.
۱۷- هنگام دعا کردن با ذکر نام بزرگ خداوند که اگر با توسل به آن دعا شود اجابت میکند، و اگر با آن چیزی خواسته شود، میدهد(11).
۱۸- دعای پنهانی مسلمان برای برادر مسلمانش.
۱۹- دعا در روز عرفه.
۲۰- دعا در ماه مبارک رمضان.
۲۱- دعا هنگام اجتماع مسلمانان در مجالس ذکر.
۲۲- هنگام گفتن این دعا پس از ابتلا به مصیبت: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، اللَّهُمَّ أْجُرْنِي فِي مُصِيبَتِي، وَأَخْلِفْ لِي خَيْـرًا مِنْهَا»، یعنی: «ما همه از آن الله هستیم و ما همه به سوی او بازمیگردیم، بارالها، مرا در مصیبتم ماجور دار و بهتر از آن را برای من جایگزین بفرما».
۲۳- دعا هنگام روی کردن قلب بهسوی خداوند و شدت گرفتن اخلاص.
۲۴- دعای مظلوم علیه کسی که به او ستم نموده است.
۲۵- دعای والدین برای فرزند و یا علیه او.
۲۶- دعای مسافر.
۲۷- دعای روزهدار تا اینکه افطار کند.
۲۸- دعای روزهدار هنگام افطاری کردن.
۲۹- دعای انسان درمانده.
۳۰- دعای حاکم و فرمانروای دادگر.
۳۱- دعای فرزندی که در حق پدر و مادرش نیکی میکند.
۳۲- دعا پس از وضو اگر دعاهای مأثور را بخواند.
۳۳- دعا بعد از سنگ زدن به ستون کوچک [در ایام حج].
۳۴- دعا بعد از سنگ زدن به ستون وسطی [در ایام حج].
۳۵- دعا داخل کعبه، و هر کسی در داخل حِجر نماز بخواند در داخل کعبه نماز خوانده است [چون حِجر بخشی از کعبه است].
۳۶- دعا بر بالای کوه صفا.
۳۷- دعا بر بالای کوه مروه.
۳۸- دعا در مشعر الحرام.
و انسان مؤمن همیشه پروردگارش را میخواند، هر کجا که باشد، خداوند عزوجل میفرماید:
﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ 186﴾ [البقرة: 186]، یعنی: «و [ای پیامبر،] چون بندگانم دربارۀ من از تو بپرسند [به آنان] بگو که من نزدیکم و دعای دعاکننده را ـ هنگامی که مرا بخوانَد ـ اجابت میکنم؛ پس [آنان فقط] باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند؛ باشد که راه یابند».
اما این اوقات، حالتها و اماکن امتیازهای بیشتری دارند.
دعا از قرآن و سنت
حمد و ستایش تنها برای الله متعال است و درود و سلام بر کسی که پیامبری بعد از او نیست.
1- ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 1 الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ 2 الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 3 مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ 4 إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ 5 اهْدِنَا الصِّرَاط الْمُسْتَقِيمَ 6 صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ 7﴾ [فاتحه: ۱-۷]. یعنی: «به نام الله بخشندۀ مهربان (1). تمام ستایشها [و سپاسها] از آنِ الله ـ پروردگار جهانیان ـ است (2). بخشندۀ مهربان است (3). مالک روزِ جزاست (4). [پروردگارا] تنها تو را عبادت میکنیم و تنها از تو یاری [و مدد] میجوییم (5). ما را به راه راست هدایت فرما [و همواره در این راه، ثابتقدم بدار] (6). راه کسانی [همچون پیامبران، شهیدان، راستگویان و نیکوکاران] که به آنان نعمت دادهای، نه [راه] کسانی که بر آنان خشم گرفته شده است [=یهود] و نه [راه] گمراهان [= نصاری] (7)».
۲- ﴿...رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ﴾ [البقره: ۱۲۷]، یعنی: «پروردگارا، [اعمالِ نیک ما ـ از جمله بنای این خانهی مقدس را]- از ما بپذیر که بیتردید، تو شنوای دانایی».
۳- ﴿...وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ﴾ [البقره: ۱۲۸]، یعنی: «و توبه ما را بپذیر، بدرستی که تو توبهپذیر مهربانی».
۴- ﴿...رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾ [البقره: ۲۰۱]، یعنی: «پروردگارا در دنیا به ما نیکی عطا کن و در آخرت نیز به ما نیکی عطا کن و ما را از آتش دوزخ نجات بده».
۵- ﴿...سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ﴾ [البقرة: ۲۸۵]، یعنی: «پروردگارا، [سخن ترا] شنیدیم و اطاعت کردیم، گناهان ما را ببخش و بازگشت [همه] به سوی توست».
۶- ﴿...رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ﴾ [البقره: ۲۸۶]، یعنی: «پروردگارا، اگر فراموش یا خطا کردیم، ما را بازخواست نکن. پروردگارا، بارِ گران [و تکلیف سنگین] بر [دوش] ما مگذار؛ چنان که آن را [به مجازات گناه و سرکشی،] بر [دوش] کسانی که پیش از ما بودند [= یهوديان] نهادی. پروردگارا، آنچه که تاب تحملش را نداریم بر [دوش] ما مگذار و ما را بیامرز و به ما رحم کن. تو یار [و کارسازِ] مایی؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان».
7- ﴿رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ 8﴾ [آل عمران: ۸]، یعنی: «پروردگارا، دلهایمان را ـ بعد از آنکه ما را هدایت فرمودی ـ [از راه حق] منحرف مگردان و از سوی خود، رحمتی به ما ارزانی دار [که] بیتردید، تو بسیار بخشندهای».
۸- ﴿...رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ﴾ [آل عمران: ۱۶]، یعنی: «پروردگارا! به راستی ما ایمان آوردهایم، پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذاب آتش (دوزخ) دور نگه دار».
9- ﴿...رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ﴾ [آل عمران: ۳۸]، یعنی: «پروردگارا، از جانب خویش فرزندانی پاک و پسندیده به من عطا كن [که] بیتردید، تو شنوندۀ دعایی».
۱۰- ﴿رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلَتْ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ 53﴾ [آل عمران: ۵۳]، یعنی: «پروردگارا، به آنچه نازل کردهای ایمان آوردیم و از فرستادۀ [تو] پیروی نمودیم؛ پس ما را در زمرۀ گواهان [به حق و مؤمنان به پیامبرت] بنویس».
۱۱- ﴿...ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ﴾ [آل عمران: ۱۴۷]، یعنی: «پروردگارا! گناهان ما را بیامرز، و از زیاده روی ما در کارمان [بگذر] و گامهای ما را استوار بدار و ما را بر گروه کافران، پیروز گردان».
۱۲- ﴿رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ 191 رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ 192 رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ 193 رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ 194﴾ [آل عمران: ۱۹۱-۱۹۴]، یعنی: «پروردگارا اینها را بیهوده نیافریدهای، منزّهی تو! پس ما را از عذاب آتش [دوزخ] نگه دار (۱۹۱). پروردگارا، کسی را که تو به آتش [دوزخ] درآوری، یقیناً خوار و رسوایش کردهای و ستمکاران [هیچ] یاوری ندارند (۱۹۲). پروردگارا، ما شنیدیم که دعوتگری به ایمان فرامیخوانَد که: "به پروردگار خود ایمان آورید"؛ پس ما ایمان آوردیم. پروردگارا، پس گناهانمان را ببخش و بدیهایمان را بپوشان و ما را در زمرۀ نیکان بمیران (193). پروردگارا، آنچه را که به وسیلۀ رسولانت به ما وعده دادهای به ما عطا کن و در روز قیامت رسوایمان مگردان، بیتردید، تو خلاف وعده نمیکنی (۱۹۴)».
۱۳- ﴿...رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ 83﴾ [المائدة: ۸۳]، یعنی: «پروردگارا! به آنچه نازل کردهای، ایمان آوردیم و از فرستاده (تو) پیروی نمودیم؛ پس ما را از زمره گواهان بنویس».
۱۴- ﴿رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ23﴾ [الأعراف: ۲۳]، یعنی: «پروردگارا، ما [با سرپیچی از دستور تو] به خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما رحم نکنی، قطعاً از زیانکاران خواهیم بود».
۱۵- ﴿...رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴾ [الأعراف: ۴۷]، یعنی: «پروردگارا! ما را در زمرهى قوم ستمکاران قرار مده».
۱۶- خدایا ﴿...أَنْتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ 155 وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ...﴾ [الأعراف: ۱۵۵-۱۵۶]، یعنی: «تو [دوست و] کارسازِ مایی؛ پس ما را بیامرز و بر ما رحم آور؛ و تو بهترین آمرزندهای (۱۵۵). و در این دنیا و در سرای آخرت، نیکی برایمان مقرر فرما (۱۵۶)».
۱۷- ﴿...حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيم﴾ [توبه: ۱۲۹]، یعنی: «الله برای من کافی است، هیچ معبودی [به حق] جز او نیست، بر او توکل کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است».
۱۸- ﴿...رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ 85 وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ 86﴾ [یونس: ۸۵-۸۶]، یعنی: «پروردگارا، ما را دستخوشِ فتنه [و شکنجه و آزارِ] گروه ستمکاران قرار نده (۸۵). و به [فضل و] رحمت خویش ما را از [شر] گروه کافران رهایی بخش(۸۶)».
۱9- ﴿...رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُن مِّنَ الْخَاسِرِينَ﴾ [هود: ۴۷]، یعنی: «پروردگارا، من به تو پناه میبرم از اینکه چیزی را که به آن دانشی ندارم از تو بخواهم و اگر مرا نبخشی و بر من رحم نکنی، از زیانکارانم».
۲۰- «پروردگارا، ای ﴿...فَاطِرَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ﴾ [يوسف: 101]، یعنی: «پدیدآورندۀ آسمانها و زمین، تویی که در دنیا و آخرت [دوست و] کارسازِ منی، مرا مسلمان بمیران و به شایستگان ملحق فرما».(12)
۲۱- ﴿...رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ﴾ [إبراهیم: ۳۵]، یعنی: «پروردگارا! این شهر (مکه) را مکانى امن قرار بده، و مرا و فرزندانم را از آنکه بتها را پرستش کنیم دور نگه بدار».
۲۲- ﴿رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ 40﴾ [إبراهیم: ۴۰]، یعنی: «پروردگارا! مرا و فرزندانم را بر پا دارندهى نماز قرار بده، پروردگارا! و دعای مرا بپذیر».
۲۳- ﴿رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ 41﴾ [إبراهیم: ۴۱]، یعنی: «پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را، و مؤمنان را [در] روزیکه حساب بر پا میشود، بیامرز».
۲۴- ﴿...رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا﴾ [الکهف: ۱۰]، یعنی: «پروردگارا! ما را از سوی خود رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برایمان فراهم ساز».
۲۵- ﴿رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي 25 وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي 26 وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي27 يَفْقَهُوا قَوْلِي 28﴾ [طه: ۲۵-۲۸]، یعنی: «پروردگارا، سینهام را برایم بگشای تا آزار را تحمل کنم (۲۵). و کارم را برایم آسان گردان(۲۶). و گره از زبانم باز کن (۲۷). تا سخنم را دریابند (۲۸)».
۲۶- ﴿...رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا﴾ [طه: ۱۱۴]، یعنی: «پروردگارا! به علم من بیفزا».
۲۷- ﴿...لَا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ [الأنبیاء:۸۷]، یعنی: «[پروردگارا،] هیچ معبودی [بهحق] جز تو نیست، تو منزّهی، بیتردید، من از ستمکاران بودهام».
۲۸- ﴿...رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ﴾ [الأنبیاء: ۸۹]، یعنی: «پروردگارا، مرا تنها [و بیفرزند] مگذار و تو بهترین وارثانی».
۲۹- ﴿رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ 97 وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ98﴾ [مؤمنون: ۹۷-۹۸]، یعنی: «پروردگارا، من از وسوسههای شیاطین به تو پناه میبرم (۹۷). و پروردگارا، از اینکه آنها نزد من حاضر شوند [نیز] به تو پناه میبرم (۹۸)».
۳۰- ﴿...رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ﴾ [مؤمنون: ۱۰۹]، یعنی: «پروردگارا! [ما] ایمان آوردیم، پس ما را ببخش و بر ما رحم کن، و تو بهترین رحم کنندگانی».
۳۱- ﴿...رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ﴾ [مؤمنون: ۱۱۸]، یعنی: «پروردگارا! [ما] ایمان آوردیم، پس ما را ببخش و بر ما رحم کن، و تو بهترین رحم کنندگانی».
۳۲- ﴿رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا 65 إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا 66﴾ [الفرقان: ۶۵-۶۶]، یعنی: «پروردگارا، عذاب دوزخ را از ما بازگردان [که] بیتردید، عذابش [سخت و] پایدار است (۶۵). حقا که دوزخ بد جایگاه و اقامتگاهی است (۶۶)».
۳۳- ﴿...رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا﴾ [الفرقان: ۷۴]، یعنی: «پروردگارا! از همسرانمان و فرزندانمان مایهى چشم روشنى به ما عطا فرما، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا قرار بده».
۳۴- ﴿رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ 83 وَاجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الآخِرِينَ 84 وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ 85﴾ [الشعراء: ۸۳-۸۵]، یعنی: «پروردگارا، به من دانشی [در دین] ببخش و مرا به شایستگان ملحق کن (۸۳). و در آیندگان آوازهای نیک برایم قرار بده(۸۴). و مرا از وارثان بهشتِ پرنعمت بگردان (۸۵)».
۳۵- ﴿وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ 87 يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ 88 إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيم 89﴾ [الشعراء: ۸۷-۸۹]، یعنی: «و روزی که [مردم] برانگیخته میشوند، مرا رسوا [و شرمنده] نساز (۸۷). همان روزی که مال و فرزندان سودی نمیبخشد (۸۸). مگر کسی که با قلبی پاک [و خالی از شرک و نفاق و ریا] به پیشگاه الله بیاید (۸۹)».
۳۶- ﴿...رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِين﴾ [النمل: ۱۹]، یعنی: «پروردگارا! به من توفیق ده تا شکر نعمتهایی را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشتهای بجای آورم، و [توفیق عطا فرما تا] کار[های] شایستهای که تو خشنود شوی، انجام دهم، و مرا به رحمت خود در [زمرهى] بندگان صالحت در آور».
۳۷- ﴿...رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي...﴾ [القصص: ۱۶]، یعنی: «پروردگارا! من به خود ستم کردم، پس مرا ببخش».
۳۸- ﴿...رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴾ [القصص: ۲۱]، یعنی: «پروردگارا! مرا از قوم ستمکار نجات بده».
۳۹- ﴿...عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاءَ السَّبِيلِ﴾ [القصص: ۲۲]، یعنی: «امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند».
۴۰- ﴿...رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ﴾ [القصص: ۲۴]، یعنی: «پروردگارا! من به هرخیری که برایم بفرستی نیازمند هستم».
۴۱- ﴿...رَبِّ انصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ﴾ [العنکبوت: ۳۰]، یعنی: «پروردگارا، مرا در برابر مفسدان یاری کن».
۴۲- ﴿رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ 100﴾ [الصافات: ۱۰۰]، یعنی: «پروردگارا! به من [فرزندی] از صالحان عطا فرما».
۴۳- ﴿...رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ﴾ [الأحقاف: ۱۵]، یعنی: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتت را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشتهای به جای آورم و کار شایستهای انجام دهم که تو از آن خشنود شوی، و فرزندانم را صالح گردان، بیگمان من به سوی تو بازگشتم [و توبه نمودم]، و بیشک من از مسلمانانم».
۴۴- ﴿رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ 10﴾ [الحشر: ۱۰]، یعنی: «پروردگارا! ما را و برادرانمان را که در ایمان از ما سبقت گرفتند بیامرز، و در دلهايمان کینهای نسبت به کسانیکه ایمان آوردهاند قرار مده، پروردگارا! بیگمان تو دلسوز و مهربانی».
۴۵- ﴿...رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ﴾ [الممتحنة:۴]، یعنی: «پروردگارا، بر تو توکل کردیم و به سوی تو روی آوردیم و بازگشت [همه] به سوی توست».
۴۶- ﴿رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ 5﴾ [الممتحنة: ۵]، یعنی: «پروردگارا، ما را دستخوشِ [فتنۀ] کافران قرار مده و ما را بیامرز ای پروردگار ما؛ همانا تو با عزت حکیمی».
۴۷- ﴿رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ...﴾ [نوح: ۲۸]، یعنی: «پروردگارا، مرا و پدر و مادرم و هرکسی را که با ایمان وارد خانهی من شود و [تمام] مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز».
۴۸- ﴿...رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾ [التحریم: ۸]، یعنی: «پروردگارا! نور ما را به تمام [و کمال] برسان، و ما را بیامرز بیگمان تو بر هر چیز توانایی».
۴9- «خدایا در آنچه با اجازه تو اختلاف شده، مرا به سوی حق هدایت کن؛ چراکه تو هرکس را بخواهی به راه راست هدایت میکنی»(13).
۵۰- « خدایا به من همان حکمتی عنایت کن که به هر کس داده شود، خیرِ فراوانی به او عطا شده است»(14).
۵۱- «خدایا مرا در زندگی دنیا و در آخرت با سخن ثابت استوار بگردان»(15).
۵۲- «خدایا ایمان را محبوب ما کن و آن را در دلهای ما بیارای و کفر و نافرمانى و سرکشی را در نظر ما ناخوشایند گردان و ما را از پویندگانِ راه هدایت و کمال قرار ده»(16).
۵۳- «خدایا از شرّ بخل نفسم مرا حفظ کن و مرا از رستگاران قرار بده»(17).
۵۴- «اللَّهُمَّ آتِنَا فِي الدُّنيَا حَسَنَةً، وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»، یعنی: «خدایا در دنیا به ما نیکی عطا کن و در آخرت نیز به ما نیکی عطا کن و ما را از آتش دوزخ نجات بده»(18).
۵۵- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ النَّارِ وَعَذَابِ النَّارِ، وَفِتْنَةِ الْقَبْرِ، وَعَذَابِ الْقَبْرِ، وَشَرِّ فِتْنَةِ الْغِنَى، وَشَرِّ فِتْنَةِ الْفَقْرِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ فِتْنَةِ الْمَسِيحِ الدَّجَّالِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْ قَلْبِي بِمَاءِ الثَّلْجِ وَالْبَـرَدِ، وَنَقِّ قَلْبِي مِنْ الْخَطَايَا كَمَا نَقَّيْتَ الثَّوْبَ الْأَبْيَضَ مِنْ الدَّنَسِ، وَبَاعِدْ بَيْنِي وَبَيْنَ خَطَايَايَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ الْكَسَلِ وَالْمَأْثَمِ وَالْمَغْرَمِ»، یعنی: «خدایا! از فتنهٔ آتش و عذاب دوزخ و فتنه و عذاب قبر و از شر فتنهٔ بى نيازى و از شر فتنهٔ فقر، به تو پناه مىبرم، خدایا از شر فتنهٔ مسیح دجال به تو پناه میبرم، خدایا! دلم را با آب و یخ و تگرگ بشوی و از خطاها پاک گردان؛ چنان که لباس سفید را از چرک و آلودگی پاک کردی، و بین من و خطاهایم فاصله انداز؛ چنان که بین مشرق و مغرب فاصله انداختی، خدایا به تو پناه میبرم از تنبلی و گنهکاری و بدهکاری»(19).
۵۶- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَجْزِ، وَالْكَسَلِ، وَالْجُبْنِ، وَالْهَرَمِ، والْبُخْلِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَحْيَا وَالْمَمَاتِ»، یعنی: «خدایا! همانا من از ناتوانی و تنبلی و ترس و پیری و بخیلی، به تو پناه مىبرم و از عذاب قبر به تو پناه مىبرم و از فتنهٔ زندگی و مرگ، به تو پناه مىبرم»(20).
۵۷- «اللَّهُمَّ إنِّي أعُوذُ بِكَ مِنْ جَهْدِ الْبَلَاءِ، وَدَرَكِ الشَّقَاءِ، وَسُوءِ الْقَضَاءِ، وَشَمَاتَةِ الْأَعْدَاءِ»، یعنی: «خدایا! من از شدت رنجِ بلا و بدبختی قضا و سرنوشت بد و از خوشنودى و سرزنش دشمنان، به تو پناه مىبرم»(21).
۵۸- «اللَّهُمَّ أَصْلِـحْ لِي دِينِي الَّذِي هُوَ عِصْمَةُ أَمْرِي، وَأَصْلِـحْ لِي دُنْيَايَ الَّتِي فِيهَا مَعَاشِي، وَأَصْلِـحْ لِي آخِرَتِي الَّتِي فِيهَا مَعَادِي، وَاجْعَلِ الْحَيَاةَ زِيَادَةً لِي فِي كُلِّ خَيْرٍ، وَاجْعَلِ الْمَوْتَ رَاحَةً لِي مِنْ كُلِّ شَرٍّ»، یعنی: «بار الها، دينم را که نگهدارندهٔ من از بدیهاست اصلاح بفرما، و دنيايم را که زندگانیام در آن است و آخرتم را که بازگشتم به سوی آن است، اصلاح بفرما؛ و زندگی را برای من موجب افزايش هر نیکی قرار بده و مرگ را برای من مايهٔ راحتی و رهايی از همهٔ بدیها بگردان»(22).
۵۹- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْهُدَى، وَالتُّقَى، وَالْعَفَافَ، وَالْغِنَى»، یعنی: «بارالها، از تو هدایت و پرهیزگاری و پاکدامنی و بینیازی را خواهانم»(23).
۶۰- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَجْزِ، وَالْكَسَلِ، وَالْجُبْنِ، وَالْبُخْلِ، وَالْهَرَمِ، وَعَذَابِ الْقَبْرِ، اللَّهُمَّ آتِ نَفْسِي تَقْوَاهَا، وَزَكِّهَا أَنْتَ خَيْرُ مَنْ زَكَّاهَا، أَنْتَ وَلِيُّهَا وَمَوْلَاهَا، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عِلْمٍ لَا يَنْفَعُ، وَمِنْ قَلْبٍ لَا يَخْشَعُ، وَمِنْ نَفْسٍ لَا تَشْبَعُ، وَمِنْ دَعْوَةٍ لَا يُسْتَجَابُ لَهَا»، یعنی: «خدایا! همانا من از ناتوانی و تنبلی و ترس و بخیلی و پیری و از عذاب قبر به تو پناه مىبرم، خدایا! به نَفْسم تقوا عطا فرما و آن را پاک گردان؛ که تو بهترین پاک کنندگان (نَفْسها) هستى، تو مالک نفس من و صاحب و دوستدار آن هستی، خداوندا به تو پناه میآورم از علمی که سودی ندارد و از قلبی که خشوع نمیکند و از نفسی که سیر نمیشود و از دعایی که به آن پاسخ داده نمیشود»(24).
۶۱- «اللَّهُمَّ اهْدِنِي وَسَدِّدْنِي، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْهُدَى وَالسَّدَادَ»، یعنی: «خدایا! مرا هدایت فرما و بر راه راست پایداری ده، خدایا من از تو هدایت و پایداری بر راه راست را خواهانم»(25).
۶۲- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ، وَتَحَوُّلِ عَافِيَتِكَ، وَفُجَاءَةِ نِقْمَتِكَ، وَجَمِيعِ سَخَطِكَ»، یعنی: «بارالها، من از زوال نعمت تو و دگرگونی عافیتی که عطا کردهای و از خشم [و عذاب] ناگهانیات و از همهٔ [انواع] خشمت به تو پناه میبرم»(26).
۶۳- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا عَمِلْتُ، وَمِنْ شَرِّ مَا لَمْ أَعْمَلْ»، یعنی: «خدایا! از شر آنچه انجام دادهام و از شر آنچه انجام ندادهام، به تو پناه مىبرم»(27).
۶۴- «اللَّهُمَّ أكْثِرْ مَالِي، وَوَلَدِي، وَبَارِكْ لِي فِيمَا أعْطَيْتَنِي، [وَأطِلْ حَيَاتِي عَلَى طَاعَتِكَ، وَأحْسِنْ عَمَلِي،] وَاغْفِرْ لِي»، یعنی: «خدایا به مال و فرزندان من بیفزای و در آنچه به من عطا کردهای برکت قرار ده»(28)، «[خدایا عمر مرا بر طاعت خود طولانی بگردان و اعمال مرا نیک کن] و گناهان مرا بیامرز»(29).
۶۵- «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَظِيمُ الْحَلِيمُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ رَبُّ السَّمَوَاتِ، وَرَبُّ الْأَرْضِ، وَرَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ»، یعنی: «معبودی به حق نیست، مگر الله بزرگ مرتبه و بردبار. معبودی به حق نیست، مگر پروردگار عرش بزرگ، معبودی به حق نیست، مگر پروردگار آسمانها و زمین و صاحب عرش بزرگ»(30).
۶۶- «اللَّهُمَّ رَحْمَتَكَ أَرْجُو فَلَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ، وَأَصْلِـحْ لِي شَأْنِي كُلَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ»، یعنی: «بارالها، به رحمت تو امیدوارم، پس یکچشم بر هم زدن هم مرا به نفسم وامگذار؛ و همهی کارهایم را اصلاح بفرما؛ معبود بر حقی جز تو نیست»(31).
۶۷- «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ»، یعنی: «[پروردگارا،] هیچ معبودی [بهحق] جز تو نیست، تو منزّهی، بیتردید، من از ستمکاران بودهام»(32).
۶8- «اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ ابْنُ أَمَتِكَ، نَاصِيَتِي بِيَدِكَ، مَاضٍ فِيَّ حُكْمُكَ، عَدْلٌ فِيَّ قَضَاؤُكَ، أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ هُوَ لَكَ سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ، أَوْ أَنْزَلْتَهُ فِي كِتَابِكَ، أَوْ عَلَّمْتَهُ أَحَدًا مِنْ خَلْقِكَ، أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ، أَنْ تَجْعَلَ الْقُرْآنَ رَبِيعَ قَلْبِي، وَنُورَ صَدْرِي، وَجَلَاءَ حُزْنِي، وَذَهَابَ هَمِّي»، یعنی: «بارالها، من بندهٔ تو هستم، فرزند بندهی تو، فرزند کنیز تو، پیشانی من به دست توست، حکم تو در مورد من نافذ و جاری است، قضاوت تو در حق من عادلانه است؛ از تو به واسطهٔ هر اسمی که برای توست و خود را به آن نامیدی یا در کتابت نازل نمودی یا به یکی از مخلوقاتت آموختی یا نزد خود در علم غیب باقی گذاشتی، میخواهم که قرآن را بهار قلبم و نور سینهام و برطرفکنندهٔ اندوهم و از بین برندهٔ نگرانیام قرار دهی»(33).
۶۹- «اللَّهُمَّ مُصَرِّفَ القُلُوبِ صَرِّفْ قُلُوبَنَا عَلَى طَاعَتِكَ»، یعنی: «خدایا، ای گردانندهى دلها! دلم را به سوی طاعتت بگردان»(34).
۷۰- «يَا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّت قَلْبِي عَلَى دِينِكَ»، یعنی: «ای گرداننده و دگرگونکنندهی قلبها، قلب مرا بر دین خود پایدار بگردان»(35).
۷1- «اللَّهُمَّ إنِّي أسْألُكَ الْعَافِيَةَ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ»، یعنی: «خدایا من از تو عافیت در دنیا و آخرت را میخواهم»(36).
۷۲- «اللَّهُمّّ أَحْسِنْ عَاقِبَتَنَا فِي الأُمُورِ كُلِّهَا، وَأَجِرْنَا مِنْ خِزْيِ الدُّنْيَا وَعَذَابِ الآخِرَةِ»، یعنی: «خدایا فرجام ما را در همهٔ امور نیک بگردان، و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت پناه بده»(37).
۷۳- «رَبِّ أَعِنِّي وَلَا تُعِنْ عَلَيَّ، وَانْصُرْنِي وَلَا تَنْصُرْ عَلَيَّ، وَامْكُرْ لِي وَلَا تَمْكُرْ عَلَيَّ، وَاهْدِنِي وَيَسِّرِ الهُدَى إِلَيَّ، وَانْصُرْنِي عَلَى مَنْ بَغَى عَلَيَّ، رَبِّ اجْعَلْنِي لَكَ شَكَّارًا، لَكَ ذَكَّارًا، لَكَ رَهَّابًا، لَكَ مِطْوَاعًا، إِلَيْكَ مُخْبِتًا أَوَّاهًا مُنِيبًا، رَبِّ تَقَبَّلْ تَوْبَتِي، وَاغْسِلْ حَوْبَتِي، وَأَجِبْ دَعْوَتِي، وَثَبِّتْ حُجَّتِي، وَاهْدِ قَلْبِي، وَسَدِّدْ لِسَانِي، وَاسْلُلْ سَخِيمَةَ قَلْبِي»، یعنی: «خدایا مرا یاری کن و [دشمنان را] بر علیه من یاری نکن، و مرا پیروز کن و [دشمنان را] علیه من پیروز نگردان و برای من تدبیر کن و [برای دشمنان] علیه من تدبیر نکن، و مرا هدایت کن و هدایت را برای من میسر گردان و مرا بر کسی که به من تعدی نموده پیروز بگردان، خداوندا مرا برای خود بسیار شکرگزار، بسیار ذکر کننده، بسیار ترسا، و بسیار پیرو و بازگشته و توبه کننده به درگاه خود قرار ده، خدایا توبهٔ مرا بپذیر، اشتباهاتم را بشوی و پاک کن، و دعایم را اجابت نما، و حجت مرا ثابت بگردان، و قلبم را هدایت کن، و زبانم را به گفتار درست راهنمایی کن و بدیهای قلبم را از من دور کن»(38).
۷۴- «اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِ مَا سَأَلَكَ مِنْهُ نَبِيُّكَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَسَلَّمَ، وَنَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا اسْتَعَاذَ مِنْهُ نَبِيُّكَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَسَلَّمَ، وَأَنْتَ الْمُسْتَعَانُ، وَعَلَيْكَ الْبَلَاغُ، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»، یعنی: «خدایا ما از تو بهترین آنچه که بنده و پیامبرت محمد صلی الله علیه وسلم از تو خواسته است، میخواهیم. و به تو پناه میآوریم از بدترین آنچه که بنده و پیامبرت محمد صلی الله علیه وسلم از آن پناه جسته است، تو یاریگری و ابلاغ بر توست، و هیچ حول و قدرتی جز با الله وجود ندارد»(39).
۷۵- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ سَمْعِي، وَمِنْ شَرِّ بَصَرِي، وَمِنْ شَرِّ لِسَانِي، وَمِنْ شَرِّ قَلْبِي، وَمِنْ شَرِّ مَنِيِّي»، یعنی: «بار الها! به تو پناه میآورم از شر شنوایی و از شر بینایی و از شر زبانم و از شر قلبم و از شر منیام [یعنی: تمايل جنسیام»(40).
۷۶- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْبَـرَصِ، وَالْجُنُونِ، وَالْجُذَامِ، وَمِنْ سَيِّئِ الأَسْقَامِ»، یعنی: «پروردگارا! از پیسی و دیوانگی و جذام، و از بیماریهای سخت به تو پناه میبرم»(41).
۷۷- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ مُنْكَرَاتِ الْأَخْلَاقِ، وَالْأَعْمَالِ، وَالْأَهْوَاءِ»، یعنی: «پروردگارا! از اخلاق و اعمال و هواهای نفسانی زشت و ناپسند به تو پناه میبرم»(42).
۷۸- «اللَّهُمَّ إِنَّكَ عَفُوٌّ كَرِيمٌ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنِّي»، یعنی: «خدایا! تو بخشندهاى و بخشندگى را دوست داری، پس مرا ببخش و بیامرز»(43).
۷۹- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ، وَتَرْكَ الْمُنْكَرَاتِ، وَحُبَّ الْمَسَاكِينِ، وَأَنْ تَغْفِرَ لِي، وَتَرْحَمَنِي، وَإِذَا أَرَدْتَ فِتْنَةَ قَوْمٍ فَتَوَفَّنِي غَيْرَ مَفْتُونٍ، وَأَسْأَلُكَ حُبَّكَ، وَحُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ، وَحُبَّ عَمَلٍ يُقَرِّبُنِي إِلَى حُبِّكَ»، یعنی: «خدایا من از تو درخواست انجام کارهای نیکو، و ترک کارهای ناشایست، و محبت به فقرا را دارم. و از تو میخواهم که مرا ببخشی و به من رحم کنی، و زمانی که اراده کنی که فتنهای برای مردم پیش آید، در حالی که گرفتار آن فتنه نشدهام، جانم را بگیر. و از تو میخواهم محبتت را و محبت کسانی که تو را دوست دارند، و محبت هر کاری که مرا به محبت تو نزدیک کند را به من عطا کن»(44).
۸۰- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنَ الْخَيْرِ كُلِّهِ: عَاجِلِهِ وَآجِلِهِ، مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَمَا لَمْ أَعْلَمْ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ الشَّرِّ كُلِّهِ عَاجِلِهِ وَآجِلِهِ، مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَمَا لَمْ أَعْلَمْ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِ مَا سَأَلَكَ عَبْدُكَ وَنَبِيُّكَ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ [مَا اسْتَعَاذَ بِكَ] [مِنْهُ] عَبْدُكَ وَنَبِيُّكَ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْجَنَّةَ، وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ أَوْ عَمَلٍ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ النَّارِ وَمَا قَرَّبَ إِلَيْهَا مِنْ قَوْلٍ أَوْ عَمَلٍ، وَأَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ كُلَّ قَضَاءٍ قَضَيْتَهُ لِي خَيْرًا»، یعنی: «بار الها، همهٔ خیر و خوبیها را از تو خواهانم، خوبیهای حال و آینده را؛ آنهایی که دانستم و آنهایی را که ندانستم؛ و از همهٔ شر و بدیهای حال و آینده به تو پناه میجویم، آنهایی که دانستم و آنهایی را که ندانستم. بار الها، همان خیر و خوبیهایی را از تو خواهانم که بنده و پیامبرت از تو خواسته است و از همان شر و بدیهایی به تو پناه میجویم که بنده و پیامبرت از آنها به تو پناه آورده است؛ بار الها، از تو بهشت و هر سخن یا عملی را میخواهم که مرا به بهشت نزدیک میگرداند و از آتش دوزخ و هر سخن یا عملی به تو پناه میآورم که مرا به آن نزدیک گرداند؛ و از تو میخواهم هر آنچه برایم مقدر نمودی، خیر و خوبی باشد»(45).
۸۱- «اللَّهُمَّ احْفَظنِي بالإِسْلَامِ قائِمًا، واحْفَظْنِي بالإِسْلَامِ قاعِدًا، واحْفَظنِي بالإِسْلَامِ راقِدًا، ولا تُشْمِتْ بِي عَدُوًّا وَلَا حَاسِدًا، اللَّهُمَّ إِنِّي أسْألُكَ مِنْ كُلِّ خَيْر خَزَائِنُهُ بِيَدِكَ، وأعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شَرٍّ خَزَائِنُهُ بِيَدِكَ»، یعنی: «خداوندا! مرا در حالت ایستاده و نشسته و خوابیده بر اسلام محافظت کن، و هيچ دشمن و حسودى را در حق من شادمان مکن، بار الها! هر نوع خیری را از تو میخواهم كه تو صاحب خزینه های همهٔ خیرها هستی، و از هر شری به تو پناه میبرم كه تو صاحب خزینههای آن هستی»(46).
۸۲- «اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْيَتِكَ مَا تَحُولُ بِهِ بَيْنَنَا وَبَيْنَ مَعَاصِيكَ، وَمِنْ طَاعَتِكَ مَا تُبَلِّغُنَا بِهِ جَنَّتَكَ، وَمِنَ الْيَقِينِ مَا تُهَوِّنُ بِهِ عَلَيْنَا مَصَائِبَ الدُّنْيَا، اللَّهُمَّ مَتِّعْنَا بِأَسْمَاعِنَا، وَأَبْصَارِنَا، وَقُوَّاتِنَا مَا أَحْيَيْتَنَا، وَاجْعَلْهُ الْوَارِثَ مِنَّا، وَاجْعَلْ ثَأْرَنَا عَلَى مَنْ ظَلَمَنَا، وَانْصُرْنَا عَلَى مَنْ عَادَانَا، وَلَا تَجْعَلْ مُصِيبَتَنَا فِي دِينِنَا، وَلَا تَجْعَلِ الدُّنْيَا أَكْبَرَ هَمِّنَا، وَلَا مَبْلَغَ عِلْمِنَا، وَلَا تُسَلِّطْ عَلَيْنَا مَنْ لَا يَرْحَمُنَا»، یعنی: «خدایا! ما را چنان بهرهای از خشيت خود عطا فرما كه با آن ما را از نافرمانی خود، باز داری و چنان طاعتی به ما نصیب بفرما كه با آن ما را به بهشت خود، درآوری و چنان یقینی به ما عنایت بفرما كه با آن، مشكلات دنیا را برايمان آسان گردانی، خدایا! تا ما را زنده نگه داشتهای، ما را از شنوایی، بینایی و قدرتمان، بهره مند بدار، و آن را وارث ما بگردان، انتقام ما را از كسانی كه بر ما ستم كردهاند، بگیر و ما را در مقابل كسانی كه به ما تجاوز كردهاند، یاری فرما و بلا و مصیبت ما را در دین ما قرار مده و دنیا را بزرگترین دغدغه و منتهای دانش ما، مگردان، و كسانی كه به ما رحم نمیكنند، بر ما مسلط نگردان»(47).
۸۳- «اللَّهُمَّ إنِّي أَعوذُ بِكَ مِنَ الجُبْنِ، وَأعُوذُ بِكَ مِنَ البُخْلِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ أنْ أُرَدَّ إِلَى أَرْذَلِ العُمُرِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ الدُّنْيَا وَعَذَابِ القَبْرِ»، یعنی: «پروردگارا! من از بزدلی و بخل به تو پناه مىبرم، و از اینكه به علّت پیرى، سست و درمانده شوم، به تو پناه مىبرم، و از آزمایشهاى سخت دنیا و عذاب قبر به تو پناه میبرم»(48).
۸۴- «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي خَطِيئَتِي، وَجَهْلِي، وَإِسْرَافِي فِي أَمْرِي، وَمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي هَزْلِي، وَجِدِّي، وَخَطَئي، وَعَمْدِي، وَكُلُّ ذَلِكَ عِنْدِي»، یعنی: «پروردگارا! خطا و جهل و زیاده روی در کارهایم و آنچه که تو نسبت به آن از من داناتر هستی را، ببخش، خداوندا! اعمال جدى، شوخی، اشتباه و عمدی مرا ببخش، و من همهى اینها را مرتکب شدهام»(49).
۸۵- «اللَّهُمَّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي ظُلْمًا كَثِيرًا، وَلَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ، فَاغْفِرْ لِي مَغْفِرَةً مِنْ عِنْدِكَ، وَارْحَمْنِي إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»، یعنی: «خدایا! همانا من به خود ظلم کردم، ظلمی بسیار زیاد و جز تو کسی گناهان را نمىآمرزد، پس مرا بیامرز، آمرزشی از جانب خودت و به من رحم فرما. همانا تو بسیار آمرزنده و مهربانی»(50).
۸۶- «اللَّهُمَّ لَكَ أَسْلَمْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، وَإِلَيْكَ أَنَبْتُ، وَبِكَ خَاصَمْتُ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِعِزَّتِكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تُضِلَّنِي، أَنْتَ الْحَيُّ الَّذِي لَا يَمُوتُ، وَالْجِنُّ وَالْإِنْسُ يَمُوتُونَ»، یعنی: «خداوندا، تسلیم تو شدم، به تو ایمان آوردهام، بر تو توکل کردهام، به سوی تو برگشتهام، و به تو در همهٔ امورم احتجاج میکنم. به عزت تو پناه میآورم از اینکه مرا گمراه سازی. هیچ معبودی بهحق جز تو نیست، تویی که زندهای و نمیمیری، در حالی که جنیان و انسانها میمیرند»(51).
۸۷- «اللَّهُمَّ إنَّا نَسْألُكَ مُوجِباتِ رَحْمَتِكَ، وَعَزائِمَ مَغْفِرَتِكَ، والسَّلامَةَ مِنْ كُلِّ إثمٍ، والغَنِيمَةَ مِنْ كُلِّ بِرٍّ، والفَوْزَ بالجَنَّةِ، والنَّجاةَ مِنَ النَّارِ»، یعنی: «خدایا ما از تو میخواهیم چیزی که موجب رحمتت شود، و ارادهات برای آمرزش، و ایمنی از هر گناه، و بهرهمندی از هر عمل نیکو، و موفقیت در رسیدن به بهشت، و نجات از آتش جهنم»(52).
۸۸- «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ»، یعنی: «خدایا مردان و زنان مؤمن را بیامرز»(53).
۸۹- «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي، وَوَسِّعْ لِي فِي دَارِي، وَبَارِكْ لِي فِيمَا رَزَقْتَنِي»، یعنی: «خداوندا! گناهم را بیامرز و خانهام را وسیع گردان و روزیم را برکت و فزونی بخش»(54).
۹۰- «اللَّهُمَّ إنِّي أَسْأَلُك مِنْ فَضْلِكَ وَرَحْمَتِكَ؛ فَإِنَّهُ لَا يَمْلِكُهَا إِلَّا أَنْتَ»، یعنی: «خداوندا! فضل و رحمت تو را میخواهم؛ چرا که فقط تو صاحب آن هستی»(55).
۹۱- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الهَرَمِ، وَالتَّرَدِّي، وَالْهَدْمِ، وَالْغَمِّ، وَالْغَرَقِ، وَالْحَرَقِ، وَأَعُوذُ بِكَ أَنْ يَتَخَبَّطَنِيَ الشَّيْطَانُ عِنْدَ الْمَوْتِ، وَأَعُوذُ بِكَ أَنْ أَمُوتَ فِي سَبِيلِكَ مُدْبِرًا، وَأَعُوذُ بِكَ أَنْ أَمُوتَ لَدِيغًا»، یعنی: «پروردگارا از آفات پیری و از بلندی پرتاب شدن و زیر آوار رفتن، و از غم و اندوه، و از غرق شدن و سوختگی به تو پناه میبرم، و به تو پناه میبرم از اینكه در لحظهى مرگ شیطان مرا گمراه كند، و به تو پناه میبرم از اینكه در حالتی كه از راه تو رو برگرداندهام بمیرم، و به تو پناه میبرم از اینكه بر اثر مارگزیدگی بمیرم»(56).
۹۲- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْجُوعِ؛ فَإِنَّهُ بِئْسَ الضَّجِيعُ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ الْخِيَانَةِ؛ فَإِنَّهَا بِئْسَتِ الْبِطَانَةُ»، یعنی: «خداوندا! به تو پناه میبرم از گرسنگی؛ زیرا همبستر بدی است، و به تو پناه میبرم از خیانت؛ چراکه همنشین بدی است»(57).
۹۳- «اللَّهُمَّ إنِّي أعُوذُ بِكَ مِنَ العَجْزِ، والكَسَلِ، والجُبْنِ، والبُخْلِ، والهَرَمِ، والقَسْوَةِ، والغَفْلَةِ، والعَيْلَةِ، والذِّلَّةِ، والمَسْكَنَةِ، وأعُوذُ بِكَ مِنَ الفَقْرِ، والكُفْرِ، والفُسُوقِ، والشِّقَاقِ، والنِّفَاقِ، والسُّمْعَةِ، والرِّياءِ، وأعُوذُ بِكَ مِنَ الصَّمَمِ، والبَكَمِ، والجُنُونِ، والجُذامِ، والبَرَصِ، وَسَيِّىءِ الأَسْقامِ»، یعنی: «پروردگارا! من از ناتوانى و سستى، بزدلی و بخل، پیری و سنگدلی و بیتوجهی و نیازمندی و خواری و بینوایی به تو پناه میبرم. و به تو پناه میبرم از فقر و کفر و فسق و شقاق و نفاق و خودنمایی و ریا. و به تو پناه میبرم از کری و لال شدن و دیوانگی و بیماری جذام و پیسی و بیماریهای خطرناک و ناگوار»(58).
۹۴- «اللّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْرِ، وَالْقِلَّةِ، وَالذِّلَّةِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ أَظْلِمَ أو أُظْلَمَ»، یعنی: «خداوندا! از فقر و تنگدستی و خواری به تو پناه میبرم. و از اینکه ظلم کنم یا مورد ظلم قرار گیرم، به تو پناه میبرم»(59).
۹۵- «اللَّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ جَارِ السُّوءِ فِي دَارِ الْمُقَامَةِ؛ فَإِنَّ جَارَ الْبَادِيَةِ يَتَحَوَّلُ»، یعنی: «خدایا! از همسایهى بد، در محل اقامتگاهم [یعنی دنیا] به تو پناه میبرم، چرا که همسایهٔ صحرا (چادرنشین) تغییر میکند»(60).
۹۶- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ قَلْبٍ لَا يَخْشَعُ، ومِنْ دُعَاءٍ لَا يُسْمَعُ، وَمِنْ نَفْسٍ لَا تَشْبَعُ، وَمِنْ عِلْمٍ لَا يَنْفَعُ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَؤُلَاءِ الأَرْبَعِ»، یعنی: «خداوندا! به تو پناه مىآورم از دلى كه خشوع نیابد، و از دعایی كه شنیده نشود (به اجابت نرسد)، و از نفسى كه سیر نشود، و از دانشى كه سود نبخشد، و از همهٔ این موارد چهار گانه به تو پناه میبرم»(61).
۹۷- «اللَّهُمَّ إنّي أعُوذُ بِكَ مِنْ يَوْمِ السُّوءِ، وَمِنْ لَيْلَةِ السُّوءِ، وَمِنْ سَاعَةِ السُّوءِ، وَمِنْ صَاحِبِ السُّوءِ، وَمِنْ جَارِ السُّوءِ في دَارِ الْمُقامَةِ»، یعنی: «خدایا! از روز بد و شب بد، و از ساعت بد و از همنشین بد و همسایهٔ بد، در محل اقامتگاهم به تو پناه میبرم»(62).
98- «اللَّهُمَّ إنِّي أَسْأَلُكَ الْجَنَّةَ وَأَسْتَجِيْرُ بِكَ مِنَ النَّارِ»، یعنی: «خداوندا من از تو بهشت را خواهانم و از آتش به تو پناه میآورم»(63). (سه مرتبه می گوید).
۹۹- «اللَّهُمَّ فَقِّهْنِي فِي الدِّينِ»، یعنی: «خدایا مرا در دین فقیه و آگاه بگردان»(64).
۱۰۰- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أُشْرِكَ بِكَ وَأَنَا أَعْلَمُ، وَأَسْتَغْفِرُكَ لِمَا لَا أَعْلَمُ»، یعنی: «بارالها، من از اینکه دانسته به تو شرک بورزم به تو پناه میآورم، و برای آنچه ندانسته به تو شرك بورزم از تو آمرزش میخواهم»(65).
۱۰۱- «اللَّهُمَّ انْفَعْنِي بِمَا عَلَّمْتَنِي، وَعَلِّمْنِي مَا يَنْفَعُنِي، وَزِدْنِي عِلْمًا»، یعنی: «خدایا مرا از آنچه به من آموختهای بهرهمند کن، و آنچه به من سود میرساند به من بیاموز، و بر علمم بیفزا»(66).
۱۰۲- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عِلْمًا نَافِعًا، وَرِزْقًا طَيِّبًا، وَعَمَلًا مُتَقَبَّلًا»، یعنی: «بارالها، من از تو علمی سودمند و مفید و رزقی پاک و حلال و عملی پذیرفته شده میخواهم»(67).
۱۰۳- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ بِأَنَّكَ الْوَاحِدُ الْأَحَدُ، الصَّمَدُ، الَّذِي لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ، أَنْ تَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي، إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»، یعنی: «بارالها، یا الله، من از تو که یکتا و یگانه و بینیازی و نه زادهای و نه زاده شدهای و هیچ همتایی نداری، میخواهم و مسالت دارم که گناهانم را بیامرزی که تو بسیار آمرزندهی مهربانی»(68).
۱۰۴- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّ لَكَ الْحَمْدَ، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ [وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ] الْمَنَّانُ [يَا] بَدِيعَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ، يَا ذَا الْجَلالِ وَالإِكْرَامِ، يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ، إِنِّي أَسْأَلُكَ [الْجَنَّةَ وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ النَّارِ]»، یعنی: «بارالها، من از تو میخواهم و مسالت دارم، چون همهٔ حمد و ستایشها برای توست که معبود بر حقی جز تو نیست، [یکتایی و شریکی برای تو نیست] ای نعمتدهندهٔ بخشنده، ای آفرینندهٔ آسمانها و زمین، ای صاحب عظمت و کبریایی، و ای زنده و ای برپادارندهٔ هر چیز، من از تو بهشت را میخواهم و از دوزخ به تو پناه میآورم»(69).
۱۰۵- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنِّي أَشْهَدُ أَنَّكَ أَنْتَ اللهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، الأَحَدُ، الصَّمَدُ، الَّذِي لَمْ يَلِدْ، وَلَمْ يُولَدْ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ»، یعنی: «بارالها، من از تو میخواهم و مسالت دارم؛ به این واسطه که گواهی میدهم تو الله هستی و هیچ معبود بر حقی جز تو نیست، یکتا و بینیازی هستی که نه زاده و نه زاده شده است و هیچ همتا و مثل و مانندی برای او نیست»(70).
۱۰۶- «رَبِّ اغْفِرْ لِي، وَتُبْ عَلَيَّ، إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الْغَفُورُ»، یعنی: «خدایا مرا بیامرز و توبهٔ مرا بپذیر، همانا که تو بسیار توبهپذیر و بسیار آمرزندهای»(71).
۱۰7- «اللَّهُمَّ بِعِلْمِكَ الْغَيْبَ، وَقُدْرَتِكَ عَلَى الْخَلْقِ، أَحْيِنِي مَا عَلِمْتَ الْحَيَاةَ خَيْرًا لِي، وَتَوَفَّنِي إِذَا عَلِمْتَ الْوَفَاةَ خَيْرًا لِي، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَشْيَتَكَ فِي الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ، وَأَسْأَلُكَ كَلِمَةَ الْحَقِّ فِي الرِّضَا وَالْغَضَبِ، وَأَسْأَلُكَ الْقَصْدَ فِي الْغِنَى وَالْفَقْرِ، وَأَسْأَلُكَ نَعِيمًا لَا يَنْفَدُ، وأَسْأَلُكَ قُرَّةَ عَيْنٍ لَا تَنْقَطِعْ، وَأَسْأَلُكَ الرِّضَا بَعَدَ الْقَضَاءِ، وَأَسْأَلُكَ بَرْدَ الْعَيْشِ بَعْدَ الْمَوْتِ، وَأَسْأْلُكَ لَذَّةَ النَّظَرِ إلَى وَجْهِكَ، وَالشَّوْقَ إِلَى لِقَائِكَ، فِي غَيْرِ ضَرَّاءَ مُضِرَّةٍ، وَلَا فِتْنَةٍ مُضِلَّةٍ، اللَّهُمَّ زَيِّنَّا بِزِينَةِ الإِيمَانِ، وَاجْعَلْنَا هُدَاةً مُهْتَدِينَ»، یعنی: «بارالها، به واسطهٔ علم غیب خود و قدرتی که بر خلق داری، مادامی که زنده بودن برای من خیر است، زندهام بدار و آنگاه که مردن برای من خیر است، مرا بمیران؛ بارالها، من از تو ترس از تو در نهان و آشکار را خواهانم؛ و از تو سخن حق در وقت رضایت و آرامش و خشم را میخواهم؛ و از تو میانهروی در فقر و ثروت را خواستارم؛ و از تو نعمتی را میخواهم که از بین نرود؛ و از تو خنکی چشمی را میخواهم که تمام نشود؛ و از تو رضایت بعد از قضاء و قدر را میخواهم؛ و از تو زندگی خوب و سعادتمند بعد از مرگ را خواهانم؛ و از تو لذت نگاه کردن به رویت و شوق دیدارت را خواستارم، بیآنکه ضرر و زیانی متوجه من شود و با فتنهای گمراهکننده مواجه شوم؛ بارالها، ما را به زینت ایمان آراسته بگردان و ما را هدایتگرانی هدایتیافته قرار بده»(72).
۱۰۸- «اللَّهُمَّ ارزُقني حُبَّكَ، وحُبَّ مَنْ يَنْفَعُني حُبُّهُ عندَك، اللَّهُمَّ مَا رَزَقْتَني مِمَّا أُحِبُّ فَاجْعَلْهُ قُوَّةً لِي فِيمَا تُحِبُّ، اللَّهُمَ مَا زَوَيْتَ عَنِّي مِمَّا أُحِبُّ فَاجْعَلْهُ فَرَاغاً لِي فِيمَا تُحِبُّ»، یعنی: «خدایا محبت خودت را، و محبت کسی که محبت او نزد تو به من سود میرساند را روزی من کن. خدایا از هر آنچه دوست دارم به من عطا کردی، آن را قدرتی قرار ده برای من در آنچه که دوست داری. خدایا از هر آنچه دوست دارم از من دور کردی، آن را فرصتی برای من قرار ده در آنچه که دوست داری»(73).
۱۰۹- «اللَّهُمَّ طَهِّرْنِي مِنَ الذُّنُوبِ وَالْخَطَايَا، اللَّهُمَّ نَقِّنِي مِنْهَا كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الْأَبْيَضُ مِنْ الدَّنَسِ، اللَّهُمَّ طَهِّرْنِي بِالثَّلْجِ وَالْبَرَدِ وَالْمَاءِ الْبَارِدِ»، یعنی: «خداوندا مرا از گناهان و اشتباهاتم پاک کن، خداوندا مرا از گناهانم بشوی چنانکه لباس سفید از چرک پاک می شود، خداوندا مرا با برف و آب تگرگ از گناهانم پاک کن»(74).
۱۱۰- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْبُخْلِ، وَالْجُبْنِ، وَسُوءِ الْعُمُرِ، وَفِتْنَةِ الصَّدْرِ، وَعَذَابِ الْقَبْرِ»، یعنی: «خدایا! همانا من از بخیلی و ترس و عمر بد و فتنهٔ وسواس بودن و عذاب قبر به تو پناه مىبرم»(75).
۱۱۱- «اللَّهُمَّ رَبَّ جِبْرَائِيلَ، وَمِيكَائِيلَ، وَرَبَّ إِسْرَافِيلَ، أَعُوذُ بِكَ مِنَ حَرِّ النَّارِ، وَمِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ»، یعنی: «بارالها، ای پروردگار جبرئیل و میكائیل و اسرافیل از گرمی آتش جهنم و عذاب قبر به تو پناه میبرم»(76).
۱۱۲- «اللَّهُمَّ أَلْهِمْنِي رُشْدِي، وَأَعِذْنِي مِنْ شَرِّ نَفْسِي»، یعنی: «خدایا آگاهی و هدایت را به من الهام کن، و مرا از بدی نفسم پناه ده»(77).
۱۱۳- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عِلْمًا نَافِعًا، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ عِلْمٍ لَا يَنْفَعُ»، یعنی: «خدایا من از تو علمی سودمند میخواهم و به تو پناه میبرم از علمی که سودی ندارد»(78).
۱۱۴- «اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَوَاتِ [السَّبْعِ] وَرَبَّ الْأَرْضِ، وَرَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، رَبَّنَا وَرَبَّ كُلِّ شَيْءٍ، فَالِقَ الْحَبِّ وَالنَّوَى، وَمُنْزِلَ التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْفُرْقَانِ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَيْءٍ أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهِ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَيْءٌ، اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَأَغْنِنَا مِنَ الْفَقْرِ»، یعنی: «الهى! پروردگار آسمانها [ی هفتگانه] و پروردگار زمین، و پروردگار عرش بزرگ، پروردگار ما و همه چیز، شكافندهٔ دانه و هسته، و فرود آورندهٔ تورات و انجیل و فرقان، از شرّ هر آنچه كه در دست توست به تو پناه مىبرم. خداوندا! اول تویی، قبل از تو چیزى نیست. و آخر تويى، بعد از تو چیزى نیست. تو آشكارى، و هیچ چیز بالاتر از تو نیست. تو پنهانى، و هیچ چیز از تو نزدیکتر نیست. الهى! قرضهایمان را ادا كن، و ما را از تنگدستى به غنا و توانگرى برسان»(79).
۱۱۵- «اللَّهُمَّ أَلِّفْ بَيْنَ قُلُوبِنَا، وَأَصْلِحْ ذَاتَ بَيْنِنَا، وَاهْدِنَا سُبُلَ السَّلَامِ، وَنَجِّنَا مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ، وَجَنِّبْنَا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ، وَبَارِكْ لَنَا فِي أَسْمَاعِنَا، وَأَبْصَارِنَا، وَقُلُوبِنَا، وَأَزْوَاجِنَا، وَذُرِّيَّاتِنَا، وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ، وَاجْعَلْنَا شَاكِرِينَ لِنِعَمِكَ مُثْنِينَ بِهَا عَلَيْكَ، قَابِلِينَ لَهَا، وَأَتِمِمْهَا عَلَيْنَا»، یعنی: «خدایا میان دلهای ما محبت ایجاد کن، و روابط ما را اصلاح کن، و ما را به راههای صلح هدایت کن، و از تاریکیها به نور نجات ده، و ما را از فواحش، چه آشکار و چه پنهان، دور نگه دار. و برای ما در گوشهایمان، و چشمهایمان، و دلهایمان، و همسرانمان، و فرزندانمان برکت قرار بده. و به ما توفیق توبه بده، که تو بسیار توبهپذیر و مهربانی. و ما را شاکر نعمتهایت قرار ده، تا با ذکر آنها تو را ستایش کنیم و پذیرای آنها باشیم، و نعمتهایت را بر ما کامل کن»(80).
۱۱۶- «اللَّهُمَّّ إِنِّي أَسأَلُكَ خَيرَ المَسأَلَةِ، وَخَيرَ الدُّعَاءِ، وَخَيرَ النَّجَاحِ، وَخَيرَ العَمَلِ، وَخَيرَ الثَّوَابِ، وَخَيرَ الحَيَاةِ، وَخَيرَ المَمَاتِ، وَثَبِّتنِي، وَثَقِّل مَوَازِينِي، وَحَقِّق إِيمَانِي، وَارفَع دَرَجَاتِي، وَتَقَبَّلْ صَلاَتِي، وَاغْفِرْ خَطِيئَتِي، وَأَسْأَلُكَ الدَّرَجَاتِ العُلَا مِنَ الْجَنَّةِ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فَوَاتِحَ الْخَيْرِ، وَخَوَاتِمَهُ، وَجَوَامِعَهُ، وَأَوَّلَهُ، وَظَاهِرَهُ، وَبَاطِنَهُ، وَالدَّرَجَاتِ الْعُلَا مِنَ الْجَنَّةِ آمِينْ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيْرَ مَا آتِي، وَخَيْرَ مَا أَفْعَلُ، وَخَيْرَ مَا أَعْمَلُ، وَخَيْرَ مَا بَطَنَ، وَخَيْرَ مَا ظَهَرَ، وَالدَّرَجَاتِ العُلَا مِنَ الْجَنَّةِ آمِينْ، اللَّهُمَّ إنِّي أَسْأَلُكَ أنْ تَرْفَعَ ذِكْرِي، وَتَضَعَ وِزْرِي، وَتُصْلِحَ أمْرِي، وَتُطَهِّرَ قَلْبِي، وَتُحَصِّنَ فَرْجِي، وَتُنَوِّرَ قَلْبِي، وَتَغْفِرَ لِي ذَنْبِي، وَأَسْأَلُكَ الدَّرَجَاتِ الْعُلَا مِنَ الْجَنَّةِ آمِينْ، اللَّهُمَّ إنِّي أَسْأَلُكَ أنْ تُبَارِكَ فِي نَفْسِي، وَفِي سَمْعِي، وَفِي بَصَرِي، وَفِي رُوحِي، وَفِي خَلْقِي، وَفِي خُلُقِي، وَفِي أَهْلِي، وَفِي مَحْيَايَ، وَفِي مَمَاتِي، وَفِي عَمَلِي، فَتَقَبَّلْ حَسَنَاتِي، وَأَسْأَلُكَ الدَّرَجَاتِ العُلَا مِنَ الْجَنَّةِ، آمِينْ»، یعنی: «خدایا من از تو میخواهم بهترین درخواست را، بهترین دعا را، بهترین موفقیت را، بهترین اعمال را، بهترین پاداش را، بهترین زندگی و بهترین مرگ را. مرا ثابت قدم کن، و ترازوهای اعمالم را سنگین کن، و ایمانم را محقق ساز، و درجاتم را بالا ببر. و نمازهای مرا بپذیر، و خطاهایم را ببخش، و از تو میخواهم که بالاترین درجات بهشت را به من بدهی.
خدایا، از تو میخواهم آغاز و پایان خیر، و تمامی خیر، و اولین و آخرین خیر، و ظاهر و باطن خیر، و درجات عالی بهشت را به من عنایت کنی. آمین. خدایا من از تو میخواهم بهترین آنچه را که میآورم، بهترین آنچه را که انجام میدهم، بهترین آنچه را که عمل میکنم، بهترین آنچه را که پنهان است و بهترین آنچه را که آشکار است، و درجات عالی بهشت را . آمین. خدایا از تو میخواهم که نام مرا بلند کنی، بار گناهانم را برداری، کارهایم را اصلاح کنی، قلبم را پاکسازی کنی، و شرمگاهم را حفظ کنی، قلبم را روشن کنی، گناهانم را بیامرزی، و از تو میخواهم که بالاترین درجات بهشت را به من بدهی. آمین. خدایا، از تو میخواهم که در خودم، در شنواییام، در بیناییام، در روح و جسمم، در خلق و خویام، در خانوادهام، در زندگیام، در مرگم و در کارهایم برکت بدهی. نیکیهای مرا بپذیر، و از تو میخواهم که درجات عالی بهشت را به من عطا کنی. آمین»(81).
۱۱۷- «اللَّهُمَّ جَنِّبْنِي مُنْكَرَاتِ الْأَخْلَاقِ، وَالْأَهْوَاءِ، وَالْأَعْمَالِ، وَالْأَدْوَاءِ»، یعنی: «خدایا مرا از اخلاق، خواستهها، کارها و بیماریهای بد دور کن»(82).
۱۱۸- «اللَّهُمَ قَنِّعْنِي بِمَا رَزَقْتَنِي، وَبَارِكْ لي فِيهِ، وَاخْلُفْ عَلَيَّ كُلَّ غَائِبَةٍ لِي بِخَيْرٍ»، یعنی: «خدایا مرا به آنچه روزیام گرداندهای قانع بگردان، و برای من در آن برکت قرار ده، و برای من در آنچه از من گرفتهای جایگزین نیک عطا کن»(83).
۱۱۹- «اللَّهُمَّ حَاسِبْنِي حِسَابًا يَسِيرًا»، یعنی: «خدایا مرا محاسبه کن، حسابی آسان»(84).
۱۲۰- «اللَّهُمَّ أعِنَّا عَلَى ذِكْرِكَ، وَشُكْرِكَ، وَحُسْنِ عِبَادَتِكَ»، یعنی: «بارالها، ما را بر ذکر و یادت و شکرگزاریات و عبادت نیکویت یاری بفرما»(85).
۱۲۱- «اللَّهُمّ إِنِّي أَسْأَلُكَ إِيمَانًا لَا يَرْتَدُّ، وَنَعِيمًا لَا يَنْفَدُ، وَمُرَافَقَةَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَسَلَّمَ فِي أَعْلَى جَنَّةِ الْخُلْدِ»، یعنی: «خدایا ما از تو ایمانی بیبازگشت، و نعمتی بیپایان، و همراهی محمد صلی الله علیه و سلم در جایگاه بالای بهشت جاویدان را خواستاریم»(86).
۱۲۲- «اللَّهُمَّ قِنِي شَرَّ نَفْسِي، وَاعْزِمْ لِي عَلَى أَرْشَدِ أَمْرِي، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي مَا أَسْرَرْتُ، وَمَا أَعْلَنْتُ، وَمَا أَخْطَأْتُ، وَمَا عَمَدْتُ، وَمَا عَلِمْتُ، وَمَا جَهِلْتُ»، یعنی: «خدایا مرا از شر نفس خودم محفوظ بدار، و ارادهای قوی برای هدایت بهترین کارهایم به من عطا کن. خدایا، آنچه را که پنهان کردهام و آنچه را که آشکار کردهام، و آنچه را که خطا کردهام و آنچه را که عمداً انجام دادهام، و آنچه را که دانسته انجام دادهاند و آنچه را که ندانسته انجام دادهام، همگی را ببخش»(87).
۱۲۳- «اللَّهُمَّ إنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَلَبَةِ الدَّيْنِ، وَغَلَبَةِ الْعَدُوِّ، وَشَمَاتَةِ الأعْدَاءِ»، یعنی: «بارالها من از غلبهٔ بدهکاری و چیره شدن دشمن و شماتت دشمنان به تو پناه میآورم»(88).
۱۲۴- «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي، وَاهْدِنِي، وَارْزُقْنِي، وَعَافِنِي، أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ ضِيقِ الْمَقَامِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»، یعنی: «خدایا مرا بیامرز، و مرا هدایت کن، و به من روزی ده، و به من عافیت و تندرسی عطا کن، و از قرار گرفتن در تنگنا در روز قیامت به تو پناه میبردم »(89).
۱۲۵- «اللَّهُمَّ مَتِّعْنِي بِسَمْعِي، وَبَصَرِي، وَاجْعَلْهُمَا الْوَارِثَ مِنِّي، وَانْصُرْنِي عَلَى مَنْ يَظْلِمُنِي، وَخُذْ مِنْهُ بِثَأْرِي»، یعنی: «خداوندا! مرا از چشم و گوشم بهرهمند گردان و آن دو را وارث من قرار بده (پیش از مرگ آنها را از من نگیر) و مرا بر کسی که به من ستم کرده پیروز گردان و انتقامم را از او بگیر»(90).
۱۲۶- «اللَّهُمَّ إنِّي أسْألُكَ عِيشَةً نَقِيَّةً، ومِيتَةً سَوِيَّةً، ومَرَدًّا غَيْرَ مَخْزٍ ولا فَاضِحٍ»، یعنی: «خدایا من از تو میطلبم زندگیای پاک، و مرگی نیکو، و بازگشتی بدون شرمساری و رسوایی»(91).
۱۲۷- «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ كُلُّهُ، اللَّهُمَّ لَا قَابِضَ لِمَا بَسَطْتَ، وَلَا بَاسِطَ لِمَا قَبَضْتَ، وَلَا هَادِيَ لِمَنْ أَضْلَلْتَ، وَلَا مُضِلَّ لِمَنْ هَدَيْتَ، وَلَا مُعْطِيَ لِمَا مَنَعْتَ، وَلَا مَانِعَ لِمَا أَعْطَيْتَ، وَلَا مُقَرِّبَ لِمَا بَاعَدْتَ، وَلَا مُبَاعِدَ لِمَا قَرَّبْتَ، اللَّهُمَّ ابْسُطْ عَلَيْنَا مِنْ بَرَكَاتِكَ، وَرَحْمَتِكَ، وَفَضْلِكَ، وَرِزْقِكَ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ النَّعِيمَ الْمُقِيمَ الَّذِي لَا يَحُولُ وَلَا يَزُولُ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ النَّعِيمَ يَوْمَ الْعَيْلَةِ، وَالأَمْنَ يَوْمَ الْخَوْفِ، اللَّهُمَّ إِنِّي عَائِذٌ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا أَعْطَيْتَنَا وَشَرِّ مَا مَنَعْتَنَا، اللَّهُمَّ حَبِّبْ إِلَيْنَا الإِيمَانَ وَزِيِّنْهُ فِي قُلُوبِنَا، وَكَرِّهْ إِلَيْنَا الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ، وَاجْعَلْنَا مِنَ الرَّاشِدِينَ، اللَّهُمَّ تَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ، وَأَحْيِنَا مُسْلِمِينَ، وَأَلْحِقْنَا بِالصَّالِحِينَ غَيْرَ خَزَايَا وَلَا مَفْتُونِينَ، اللَّهُمَّ قَاتِلِ الْكَفَرَةَ الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ رُسُلَكَ، وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِكَ، وَاجْعَلْ عَلَيْهِمْ رِجْزَكَ وَعَذَابَكَ، اللَّهُمَّ قَاتِلْ كَفَرَةَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ، إِلَهَ الْحَقِّ [آمِينْ]»، یعنی: «خدایا، تمامی حمد و ستایشها ویژه توست. خداوندا، هیچکس نمیتواند آنچه را که گسترش دادهای بگیرد، و هیچکس نمیتواند آنچه را که جمع کردهای گسترش دهد. هیچکس نمیتواند هدایت کند آن کسی را که گمراه کردهای، و هیچکس نمیتواند گمراه کند کسی را که هدایت کردهای. هیچکس نمیتواند بدهد آنچه را که منع کردهای، و هیچکس نمیتواند مانع شود آنچه را که دادهای. هیچکس نمیتواند نزدیک کند آنچه را که دور کردهای، و هیچکس نمیتواند دور کند آنچه را که نزدیک کردهای. خدایا، بر ما از برکاتت، رحمتت، فضلت و رزقت بگستر.
خداوندا، از تو میخواهم نعمتهای دائم و پایدار که نه دگرگون میشود و نه از بین میرود. خدایا، از تو میخواهم نعمت در روز نیاز، و امن و امان در روز ترس. خدایا از شر آنچه که به ما دادهای و از شر آنچه که از ما منع کردهای به تو پناه میآورم.
خداوندا، ایمان را برای ما عزیز گردان و آن را در دلهای ما زینت ده، و کفر، فسق و گناه را برای ما تنفرآور کن، و ما را از راه یافتگان قرار بده.
خداوندا، ما را در حالی که مسلمان هستیم بمیران، و در حالی که مسلمان هستیم زنده گردان، و ما را به جمع صالحان بپیوندان، نه با شرمساری و نه با فتنه.
خدایا، نابود کن دشمنان کافری که پیامبران تو را تکذیب میکنند و از راه تو باز میدارند، نابود کن کافران اهل کتاب را ای خدای حق [آمین]»(92).
۱۲۸- «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي، وَارْحَمْنِي، وَاهْدِنِي، وَعَافِنِي، وَارْزُقْنِي»، یعنی: «پروردگارا! از گناهان و تقصیراتم درگذر و به من رحم کن و مرا هدایت فرما و عافیت ده و روزیام ببخش»(93).
«...وَاجْبُرْنِي، وَارْفَعْنِي»، یعنی: «و مرا جبران کن و مقامم را بالا ببر»(94).
۱۲۹- «اللَّهُمَّ زِدْنَا وَلَا تَنْقُصْنَا، وَأَكْرِمْنَا وَلَا تُهِنَّا، وَأَعْطِنَا وَلَا تَحْرِمْنَا، وَآثِرْنَا وَلَا تُؤْثِرْ عَلَيْنَا، وَأرْضِنَا وَارْضَ عَنَّا»، یعنی: «خدایا بر ما بیفزای و از ما کم مکن، و ما را گرامی بدار و ما را زبون مکن، و به ما بده و ما را محروم مکن، و ما را ترجیح بده و کسی را بر ما ترجیح مده، و ما را راضی کن و از ما راضی باش»(95).
۱۳۰- «اللَّهُمَّ أَحْسَنْتَ خَلْقِي فَأَحْسِنْ خُلُقِي»، یعنی: «خداوندا خلقت و آفرینش مرا نیکو گرداندی پس اخلاق مرا نیز نیکو بگردان»(96).
۱۳۱- «اللَّهُمَّ ثَبِّتْنِي وَاجْعَلْنِي هَادِيًا مَهْدِيًّا»، یعنی: «خدایا! مرا ثابتقدم دار و مرا هدایتکننده (رهنما) و هدایتشده بگردان»(97).
۱۳۲- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الثَّبَاتَ فِي الْأَمْرِ، وَالْعَزِيمَةَ عَلَى الرُّشْدِ، وَأَسْأَلُكَ مُوجِبَاتِ رَحْمَتِكَ، وَعَزَائِمَ مَغْفِرَتِكَ، وَأَسْأَلُكَ شُكْرَ نِعْمَتِكَ، وَحُسْنَ عِبَادَتِكَ، وَأَسْأَلُكَ قَلْبًا سَلِيمًا، وَلِسَانًا صَادِقًا، وَأَسْأَلُكَ مِنْ خَيْرِ مَا تَعْلَمُ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا تَعْلَمُ، وَأسْتَغْفِرُكَ لِمَا تَعْلَمُ، إِنَّكَ أنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ»، یعنی: «خداوندا، از تو ثبات در امور و ارادهای محکم برای هدایت میخواهم، از تو شکر نعمتهایت و عبادتی نیکو میطلبم، از تو قلبی سالم و زبانی راستگو میخواهم، و از تو بهترین آنچه را که میدانی درخواست دارم. از شر آنچه که میدانی به تو پناه میبرم و از تو آمرزش میخواهم برای آنچه که میدانی. تویی که بسیار دانا به غیبها هستی»(98).
۱۳۳- «اللَّهُمَّ إنِّي أَسْأَلُكَ الْفِرْدَوْسَ أَعْلَى الْجَنَّة»، یعنی: «خدایا من از تو فردوس اعلی از بهشت را خواستارم»(99).
۱۳۴- «اللَّهُمَّ جَدِّدِ الإيْمَانَ فِي قَلْبِي»، یعنی: «خدایا ایمان را در دل من تجدید وتازه کن»(100).
۱۳۵- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ صَلَاةٍ لَا تَنْفَعُ»، یعنی: «خدایا من پناه میبرم به تو از نمازی که سودی نمیرساند»(101).
۱۳۶- «اللَّهُمَّ إنِّي أّعُوذُ بِكَ مِنْ جَارِ السُّوءِ، وَمِنْ زَوْجٍ تُشَيِّبُنِي قَبْلَ المَشِيبِ، وَمِنْ وَلَدٍ يَكُونُ عَليَّ رَبًّا، وَمِنْ مَالٍ يَكُونُ عَلَيَّ عَذَابًا، وَمِنْ خَلِيْلٍ مَاكِرٍ عَيْنُهُ تَرَانِي، وَقَلْبُهُ يَرْعَانِي؛ إِنْ رَأَى حَسَنَةً دَفَنَهَا، وَإِذَا رَأَى سَيِّئَةً أَذَاعَهَا»، یعنی: «خدایا به تو پناه میآورم از همسایهٔ بد، و از همسری که مرا قبل از رسیدن به پیری، پیر و فرسوده کند، و از فرزندی که برای من مانند یک پروردگار باشد، و از مالی که برای من تبدیل به عذاب شود، و از دوست فریبکار که چشمانش مرا میبیند، اما دلش برای من خیر نمیخواهد؛ اگر خوبیای ببیند، آن را پنهان میکند، و اگر بدیای ببیند، آن را منتشر میسازد»(102).
۱۳۷- «اللَّهُمَّ لَا تُخْزِنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ»، یعنی: «خدایا در روز قيامت مرا خوار و زبون مگردان»(103).
۱۳۸- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْمُعَافَاةَ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ»، یعنی: «خدایا من از تو عافیت در دنیا و آخرت را میخواهم»(104).
۱۳۹- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عِلْمٍ لَا يَنْفَعُ، وَعَمَلٍ لَا يُرْفَعُ، وَقَلَبٍ لَا يَخْشَعُ، وَقَولٍ لَا يُسْمَعُ»، یعنی: «خدایا! از علم و دانشی که سود و فایدهای نمىرساند و از عملی که بالا نمیرود و از دلی که فروتن نمىشود و از دعایی که شنیده [مستجاب] نمىشود به تو پناه مىبرم»(105).
۱۴۰- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْـهَمِّ وَالْحَزَنِ، وَالْعَجْزِ وَالْكَسَلِ، وَالْبُخْلِ وَالْجُبْنِ، وَضَلَعِ الدَّيْنِ،وَغَلَبَةِ الرِّجَالِ»، یعنی: «خدایا، از غم و اندوه، از ناتوانی و تنبلی، از بخل و بزدلی، و از سنگینی بدهی و چیرگی مردم به تو پناه میبرم»(106).
۱۴۱- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ النَّارِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتَنِ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ فِتْنَةِ الدَّجالِ»، یعنی: «خدایا من به تو پناه میبرم از عذاب دوزخ، و پناه میبرم به تو از عذاب قبر، و پناه میبرم به تو از فتنههای پیدا و پنهان، و پناه میبرم به تو از فتنهٔ دجال»(107).
۱۴۲- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ شَهَادَةً فِي سَبِيلِكَ»، یعنی: «خدایا من از تو شهادت در راهت را میخواهم»(108).
۱۴۳- «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَوْقَ كَثِيرٍ مِنْ خَلْقِكَ مِنَ النَّاسِ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي، وَأَدْخِلْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ مُدْخَلًا كَرِيمًا»، یعنی: «خدایا مرا بیامرز، خداوندا، مرا در روز قیامت از بسیاری از مردم بالاتر قرار ده، خدایا، گناهانم را ببخش، و مرا در روز قیامت وارد جایگاهی شرافتمندانه و محترم بگردان»(109).
۱۴۴- «اللَّهُمَّ اهْدِنِي فِيمَنْ هَدَيْتَ، وَعَافِنِي فِيمَنْ عَافَيْتَ، وَتَوَلَّنِي فِيمَنْ تَوَلَّيْتَ، وَبَارِكْ لِي فِيمَا أَعْطَيْتَ، وَقِنِي شَرَّمَا قْضَيْتَ، إِنَّهُ لا يَذِلُّ مَنْ وَالَيْتَ، تَبَارَكْتَ رَبَّنَا وَتَعَالَيْتَ»، یعنی: «بارالها، مرا از کسانی قرار بده که آنان را هدایت نمودی و مرا از کسانی قرار بده که به آنان عافیت عنایت کردی؛ و مرا از کسانی قرار بده که آنها را سرپرستی کردهای و در آنچه به من عطا نمودی برکت عطا فرما؛ و مرا از شر آنچه مقدر نمودی، نجات بده. و براستی کسی که تو او را دوست بداری، خوار و زبون نمیشود؛ پروردگارا، تو مبارک و بلندمرتبهای»(110).
۱۴۵- «رَبِّ اغْفِرْ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ»، یعنی: «خدایا در روز قیامت خطاهای مرا بیامرز»(111).
۱۴۶- «أسْتَغْفِرُ اللهَ العَظِيمَ الَّذِي لَا إلَهَ إلَّا هُوَ، الحَيُّ القَيُّومُ، وَأتُوبُ إلَيهِ»، یعنی: «از الله بزرگ که معبود به حقی جز او نیست و زنده و پاینده است، آمرزش میطلبم و به سوی او توبه میکنم»(112).
۱۴۷- «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي، وَأَذْهِبْ غَيْظَ قَلْبِي، وَأَعِذْنِـي مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ»، یعنی: «خداوندا گناهم را ببخش، خشم قلبم را از بین ببر، و مرا از فتنههای گمراهکننده حفظ فرما»(113).
۱۴۸- «اللَّهُمَّ أَحْيِـنـِــي عَلَى سُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَسَلَّمَ وَتَوَفَّنِي عَلَى مِلَّتِهِ، وأَعِذْنِــي مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ»، یعنی: «خدایا مرا بر سنت پیامبرت صلی الله علیه وسلم زنده نگهدار و مرا بر دین او بمیران و مرا از فتنههای گمراهگر پناه بده»(114).
۱۴۹- «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ، وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ، وَبَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ، وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ، [فِي الْعَالَمِينَ] إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ»، یعنی: «بارالها بر محمد و بر آل محمد درود فرست چنانکه بر ابراهیم و بر آل ابراهیم درود فرستادی، همانا تو ستوده شده و باشکوهی، و بر محمد و بر آل محمد برکت ارزانی دار، چنانکه بر ابراهیم و بر آل ابراهیم [در دو جهان] ارزانی داشتی، همانا تو ستوده شده و باشکوهی»(115).
و حمد و ستایش ویژه خداوندی است که پروردگار جهانیان است، همانطور که شایسته جلال و عظمت سلطنت اوست. خدایا بر پیامبر ما محمد درود بفرست و بر خاندان و اصحاب او، و پیروانش به نیکی تا روز قیامت.
***
درمان با رُقْیه از قرآن و سنت
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه: اهمیت درمان با قرآن و سنت
همانا ستایش مخصوص الله است؛ او را حمد میگوییم، از او یاری و آمرزش میطلبیم و از شر نفسهای خود و بدیهای اعمالمان به او پناه میبریم. هرکه را الله هدایت کند، هیچکس نمیتواند او را گمراه سازد، و هرکه را گمراه کند، هیچ هدایتگری برای او نخواهد بود. گواهی میدهم که هیچ معبودی بهحق جز الله نیست؛ یگانه و بیهمتا، و شریکی برای او نیست.و گواهی میدهم که محمد بنده و فرستادهٔ اوست. درود الله و سلامش بر او و بر آل و اصحابش و کسانی باد که تا روز قیامت بهنیکی از آنان پیروی کنند، و سلام و درود بسیار بر آنان باد، اما بعد:
هیچ شک و تردیدی نیست که درمان بوسیلهٔ قرآن کریم و به رقیههایی که از پیامبر صلی الله علیه وسلم به ثبوت رسیده، درمانی مفید و شفای کامل است، خداوند عزوجل میفرماید:
﴿قُلۡ هُوَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ هُدٗى وَشِفَآء...﴾ [فصلت: ۴۴]، یعنی: «بگو که آن [یعنی قرآن] برای مؤمنان هدایت و شفاست».
و الله متعال میفرماید:
﴿وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا 82 ﴾ [الإسراء: ۸۲]، یعنی: «و از قرآن، آنچه درمان [شرک و کفر] و رحمتی برای مؤمنان است نازل میکنیم و [این کتاب،] بر ستمکاران [مشرک] جز زیان نمیافزاید». و «مِنْ» در اینجا برای بیان جنس است؛ زیرا کل قرآن شفاست همانطور که در آیهٔ پیشین بیان شد(116).
و خداوند عزوجل میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدۡ جَآءَتۡكُم مَّوۡعِظَة مِّن رَّبِّكُمۡ وَشِفَآء لِّمَا فِي ٱلصُّدُورِ وَهُدٗى وَرَحۡمَة لِّلۡمُؤۡمِنِينَ ﴾ [یونس: ۵۷]، یعنی: «اى مردم، به راستى براى شما از جانب پروردگارتان موعظهاى آمده است و شفایى براى آنچه در دلهاست و هدایت و رحمتى براى مؤمنان».
پس قرآن شفای کامل برای همهٔ بیماریهای قلبی و بدنی، و بیماریهای دنیوی و اخروی است، اما هر کسی این آمادگی را ندارد که توفیق شفا یافتن با قرآن را دریابد، اگر بیمار بهخوبی با قرآن تداوی شود و بیماری خود را با صداقت و ایمان و پذیرش کامل، و اعتقاد راسخ درمان کند و شروط آنرا محقق سازد، هیچ بیماریای در برابر آن مقاومت نخواهد کرد. چگونه بیماریها در برابر سخن پروردگار زمین و آسمان مقاومت میکند، سخنی که اگر بر کوهها نازل میشد آنها را تکه تکه میکرد و اگر بر زمین نازل میشد آنرا قطعه قطعه میکرد، پس هیچ بیماری قلبی و جسمی نیست مگر اینکه در قرآن راه درمان آن، کشف سبب آن، و پیشگیری از آن برای کسی که خداوند فهم کتاب خود را نصیب او نموده وجود دارد، خداوند عزوجل در قرآن به بیماریهای قلبی و جسمی و درمان قلب و جسم اشاره نموده است.
و اما بیماری دلها دو نوع هستند: بیماری شبهه و شک، و بیماری شهوت و سرکشی، و خداوند بیماریهای قلب را بهطور مفصل بیان نموده و به اسباب این بیماریها و درمان آن اشاره کرده است(117)، خداوند میفرماید:
﴿أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَىٰ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ 51﴾ [العنکبوت: ۵۱]، یعنی: «آیا برایشان کافی نیست که ما قرآن را بر تو نازل کردیم که [پیوسته] بر آنان خوانده میشود؟ بیگمان، در این [قرآن] برای مردمی که ایمان میآورند، رحمت و پند است».
علامه ابن القیم رحمه الله میفرماید: «هر کسی قرآن او را شفا ندهد خداوند او را شفا ندهد، و هر کسی که قرآن برایش کافی نبود خداوند چیزی را برای او کافی نگرداند»(118).
و اما در مورد بیماریهای جسمی، قرآن به اصول درمان بیماریها، مکان آنها و قواعد آن اشاره نموده، و قواعد درمان جسم در قرآن کریم در سه موضوع بیان شده است: حفظ سلامتی، پرهیز از چیزهای مضر، و دفع مواد فاسد و مضر از بدن که این موارد به عنوان استدلال برای دیگر انواع این بیماریها به کار میروند(119).
و اگر انسان بهدرستی خود را با قرآن مداوا کند، تأثیر عجیب آن در شفای فوری را خواهد دید.
امام ابن قیم رحمه الله میگوید: «در مکه زمانی بر من گذشت که بیمار شدم، و هیچ پزشک و هیچ دارویی نمییافتم، و خود را با سورهٔ فاتحه درمان میکردم، و تأثیر عجیبی از آن میدیدم: جرعهای از آب زمزم بر میداشتم و بارها بر آن سورهٔ فاتحه را میخواندم سپس آنرا مینوشیدم، و بهطور کامل شفا یافتم، سپس بعد از آن برای بسیاری از بیماریها از این درمان استفاده کردم و دیدم که بسیار مفید است، و هر کسی که از بیماری رنج میبرد را به این روش درمانی توصیه میکردم، و بسیاری از آنها خیلی زود خوب میشدند»(120).
و همچنین دعا با اذکار و ادعیهٔ نبوی ثابت شده از ایشان از مفیدترین داروهاست، و دعایی که از موانع اجابت سالم مانده باشد نیز از مفیدترین اسباب در دفع بدی و دستیابی به خواسته و مفیدترین دارو است، خصوصا وقتی با اصرار و پافشاری همراه باشد، و دعا دشمن بلاست، آنرا دفع نموده و درمان میکند و یا مانع نزول آن و یا کاهش آن در صورت نزول میشود(121)، بهدلیل فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم: «الدُّعاءُ يَنْفَعُ مِمَّا نَزَلَ وَمِمَّا لَمْ يَنْزِلْ، فَعَلَيْكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بالدُّعاء»؛ «دعا مفید است برای آنچه نازل شده و آنچه نازل نشده، پس ای بندگان خدا شما را به دعا کردن توصیه میکنم»(122). و بهدلیل این حديث پیامبر صلی الله علیه وسلم که می فرماید: «لَا يَرُدُّ القَضَاءَ إلَّا الدُّعاءُ، وَلَا يَزِيدُ فِي الْعُمُرِ إلَّا الْبِرُّ»، «قضا را دفع نمیکند مگر دعا، و عمر را طولانی نمیکند جز نیکی کردن»(123). اما اینجا یک نکته هست که باید خوب نسبت به آن هشیار بود: و آنهم اینکه آیات، اذکار، دعاها، و تعویذاتی که از آن برای شفا و درمان استفاده میشود در ذات خود مفید و شفا دهنده هستند، اما لازمهٔ آن پذیرش و قدرت فاعل و تأثیر آن است، هر چقدر شفا به تأخیر افتد بخاطر ضعف تأثیر فاعل و یا عدم پذیرش منفعل و یا مانعی قوی است که جلو موفقیت دارو را میگیرد؛ زیرا درمان بهوسیلهٔ رُقیه (اذکار و ادعیه شرعی) از دو طریق خواهد بود:
امر نخست: از جهت بیمار، که قدرت او، و صداقتی که به خدا روی میآورد، و اعتقاد قاطع او به اینکه قرآن برای مؤمنان شفا و رحمت است بستگی دارد و همچنین پناه بردن صحیح که در آن قلب و زبان همخوانی داشته باشند؛ زیرا این درمان یک نوع جنگ است، و جنگنده بر دشمنش پیروز نمیشود مگر بهوسیلهٔ دو چیز:
اینکه سلاح در ذات خود خوب باشد، و اینکه بازوان قوی باشند، و هر گاه یکی از این دو عنصر ناقص باشد سلاح بیتأثیر خواهد بود، تا چه برسد که هر دو عنصر ناقص باشد، و قلب از توحید، توکل، تقوی، و روی آوردن به خدا ویرانه باشد، و هیچ سلاحی نداشته باشد.
امر دوم: از جهت کسی که بهوسیلهٔ قرآن و سنت درمان میکند، که این دو ویژگی باید در او نیز باشد(124)، بههمین دلیل ابن تین رحمه الله تعالی میگوید: «درمان با معوذات و غیره از نامهای نیک خداوند همان درمان معنوی است اگر از زبان انسانهای نیکوکار خارج شود بهاذن و ارادهٔ الهی شفا را حاصل میکند»(125).
و علما در مورد جایز بودن رُقْیه اجماع دارند در صورتیکه سه شرط در آن جمع شده باشد:
شرط نخست: اینکه بوسیلهٔ کلام خداوند و یا نامها و صفات او، و یا کلام پیامبر صلی الله علیه وسلم باشد.
شرط دوم: اینکه به زبان عربی باشد و یا اگر به غیر زبان عربی باشد معنای آن قابل فهم باشد.
شرط سوم: اینکه معتقد باشد که رُقْیه بهذات خود اثر ندارد(126)؛ بلکه با قدرت خداوند اثر میگذارد و رُقْیه سببی از اسباب است.
و بخاطر اهمیت زیادی که این موضوع دارد بخش رُقیه از کتاب «ذکر و دعاء و درمان بهوسیلهٔ رُقْیه از کتاب و سنت» را مختصر نموده و نکات مفیدی به آن افزودم، و از خداوند میخواهم با نامهای نیکو و صفات والایش این عمل را برای خود خالص گردانده، و آنرا برای من و همهٔ کسانی که آنرا میخوانند و یا چاپ میکنند و در نشر آن سهیم میشوند و همهٔ مسلمانان مفید بگرداند، بیگمان او ولی و توانای بر این کار است، و سلام و درود خداوند بر پیامبر ما محمد و بر خاندان و یاران ایشان و همهٔ کسانی که تا روز قیامت به نیکی از آنها پیروی میکنند.
بندهٔ نیازمندِ الله متعال
دکتر سعید بن علی بن وهف القحطانی
نوشته شده در تاریخ ۱۸/ ۶/ ۱۴۱۴هجری قمری.
۱- درمان سحر و جادو
درمان الهی برای سحر و جادو دو نمونه است:
اول: پیشگیری از سحر و جادو قبل از وقوع آن:
۱- انجام واجبات و ترک کارهای حرام و توبه از همهٔ گناهان.
۲- بسیار تلاوت کردن قرآن کریم بهگونهای که روزانه بخشی از قرآن را قرائت کند.
۳- محافظت از خود با دعا و تعوذات، و اذکار مشروع از جمله: سه بار گفتن «بِاسْمِ اللهِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ، وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»، یعنی: (به نام الله که با نام او هیچ چیز در زمین و آسمان زیانی نمی رساند، و اوست شنوای بینا) در صبحگاه و شامگاه و خواندن آیت الکرسی بعد از هر نماز، و هنگام خواب و در صبح و شام و خواندن:(127)(128)(129)
﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾ «[ای پیامبر] بگو: او الله یکتا و یگانه است». و سه بار خواندن معوذتین (سورههای فلق و ناس) در صبحگاه و شامگاه و هنگام خواب و گفتن: «لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ، وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (معبودی [به حق] نیست مگر الله که یگانه و بیشریک است، ملک و ستایش از آن اوست، و او بر هر چیزی تواناست). صدبار در شبانهروز، و پایبندی به اذکار صبحگاه و شامگاه و اذکار بعد از نماز، و اذکار خواب و بیدار شدن از خواب، و اذکار داخل شدن از منزل و خارج شدن از آن، و اذکار سوار شدن بر وسیلهٔ نقلیه، و اذکار دخول به مسجد و خروج از آن، و دعای دخول به توالت و خروج از آن، و دعای بههنگام دیدن شخصی که به مصیبتی گرفتار شده و غیره.(130)
بسیاری از این موارد را در کتاب «پناهگاه مسلمان» بر حسب احوال، مناسبتها، اماکن، و اوقات بیان کردهام، و شکی نیست که پایبندی به آن بهاذن الهی از اسباب جلوگیری از مبتلا شدن به سِحر، چشم زخم، و جنزدگی است، و آن همچنین از بزرگترین درمانها بعد از مبتلا شدن به این آفتها و غیره است(131).
۴- خوردن هفت دانه خرمای عجوه همراه صبحانه در صورت امکان، بهدلیل فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم: «مَنْ اصْطَبَحَ بِسَبْعِ تَمَرَاتٍ عَجْوَةً لَمْ يَضُرَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمِ سُمٌّ وَلَا سِحْرٌ»، «هر کس صبحگاه هفت دانه خرمای عجوه بخورد در آنروز هیچ سم و سحر و جادویی به او آسیب نمیرساند»(132). و کاملتر این است که از خرمای مدینه و میان دو حره باشد، همانگونه که در روایت مسلم آمده است، و نظر شیخ و استاد ما علامه عبدالعزیز بن عبدالله بن باز رحمه الله این است که همهٔ خرماهای مدینه این خاصیت را دارند بهدلیل فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم:(133) «مَنْ أَكَلَ سَبْعَ تَمَرَاتٍ مِمَّا بَيْنَ لَابَتَيْهَا حِينَ يُصْبِحُ... » «هر کس صبحگاه هفت دانه خرما از میان دو لابهٔ مدینه بخورد...»(134). حدیث(135).
همچنین نظر ایشان رحمه الله این است که حتی اگر کسی هفت دانه خرما از غیر خرمای مدینه بخورد امید است که این شفا برای او محقق شود.
دوم: درمان سحر و جادو پس از وقوع آن، که خود انواعی دارد:
نوع اول: پیدا کردن طلسم و باطل کردن آن در صورت اطلاع یافتن از مکان آن به روشهای مباح در شریعت، و این یکی از بهترین راههای درمان شخص جادو شده است(136).
نوع دوم: رُقْیهٔ شرعی، که نمونههای آن خواهد آمد(137):
اول: هفت برگ سدر را بین دو سنگ یا ابزار مشابه آن آسیاب میکند، سپس به مقدار مورد نیاز آب برای غسل اضافه میکند، و بر روی آن میخواند:
«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» یعنی (از شیطان رانده شده به الله پناه میبرم).
﴿اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْض وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ العَظِيْمُ﴾ [البقرة: ۲۵۵]، یعنی (الله [معبودِ راستین است؛] هیچ معبودی [بهحق] جز او نیست؛ زندۀ پاینده [و قائم به ذات] است؛ نه خوابی سبک او را فرا میگیرد و نه خوابی سنگین؛ [و لحظهای از تدبیر جهان هستی، غافل نمیماند]؛ آنچه در آسمانها و زمین است، از آنِ اوست. کیست که نزد او جز به فرمانش شفاعت کند؟ گذشته و آیندۀ آنان (بندگان) را میداند و [آنان] به چیزی از علم او احاطه [و آگاهی] نمییابند، مگر آنچه خود [الله] بخواهد. کرسیِ او آسمانها و زمین را در بر گرفته است و نگهداشتنِ آنها بر او [سنگین و] دشوار نیست و او بلندمرتبه [و] بزرگ است).
﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ117 فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ 118 فَغُلِبُوا هُنَالِكَ وَانقَلَبُوا صَاغِرِينَ 119 وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ 120 قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ 121 رَبِّ مُوسَىٰ وَهَارُونَ 122﴾ [الأعراف: ۱۱۷-۱۲۲]، یعنی: و [ما] به موسی وحی کردیم که: «عصای خود را بیفکن». ناگهان آن [عصا، به مار بزرگی تبدیل شد و] آنچه را به دروغ ساخته بودند، فرو بلعید. (117) پس حقیقت آشكار گردید و آنچه مىكردند باطل شد. (118) و [فرعون و فرعونیان همگی در] آنجا شکست خوردند و خوار گردیدند. (119) و جادوگران به سجده افتادند. (120)گفتند: به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم. (121)پروردگار موسی و هارون (122)».
﴿وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ 79 فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَىٰ أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ 80 فَلَمَّا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَىٰ مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لَا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ 81 وَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ 82﴾ [یونس: ۷۹-۸۲]، یعنی: «و فرعون گفت: تمام جادوگرانِ [ماهر و] دانا را نزد من بیاورید. (79) وقتی جادوگران آمدند، موسی به آنان گفت: آنچه [از وسایل جادو] میخواهید بیفکنید، [اکنون] بیفکنید. (80) هنگامی که افکندند، موسی گفت: «آنچه آوردهاید، جادوست. یقیناً الله آن را باطل خواهد کرد. بیتردید، الله کارِ مفسدان را اصلاح نمیکند. (81) و الله با سخنان خویش حق را [ثابت و] پایدار میکند؛ هر چند که مجرمان نپسندند (82)».
﴿قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَىٰ 65 قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَىٰ 66 فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَىٰ 67 قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنتَ الْأَعْلَىٰ 68 وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَىٰ 69 فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَىٰ 70﴾ [طه: ۶۵-۷۰]، یعنی: «[جادوگران] گفتند: اى موسى، آیا تو [آنچه را با خود داری] مىافكنى یا [ما] نخستین كسی باشیم كه مىافکنَد؟ (۶۵) [موسی] گفت: [نه،] بلکه، شما بیفکنید. ناگاه ریسمانها و چوبدستیهای آنان از جادویشان چنان به نظرش رسید كه گویی به شتاب مىخزند. (۶۶) پس موسى در دلش ترسی احساس كرد. (۶۷) گفتیم: نترس [که] تو قطعاً [پیروز و] برتری. (۶۸) و آنچه را که در دست راست خود داری بیفکن تا [تمام] آنچه را که ساختهاند ببلعد. بیتردید، آنچه آنان ساختهاند، فقط نیرنگِ جادوگر است و جادوگر هر جا که باشد [و هر چه کند]، پیروز نمیگردد. (۶۹) [هنگامیکه موسی عصایش را بر زمین انداخت، به مار بزرگی تبدیل شد و ساختههای آنان را بلعید] آنگاه جادوگران به سجده افتادند [و] گفتند: به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم(۷۰)».
﴿قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ 1 لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ 2 وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ 3 وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ 4 وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ 5 لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ 6﴾ [الكافرون: ۱-۶]، یعنی: «[ای پیامبر] بگو: ای کافران. (۱) آنچه را شما عبادت میکنید، من عبادت نمیکنم. (۲) و [نیز] شما آنچه را که من عبادت میکنم، عبادت نمیکنید. (۳) و نه من عبادت کنندهٔ آنچه شما عبادت کردهاید خواهم بود. (۴) و نه شما عبادت کنندهٔ آنچه من عبادت میکنم خواهید بود. (۵) [بنابراین] آیین شما [که آن را برای خویش ساخته اید] برای خودتان و آیین من [که الله آن را بر من فرستاده است] برای خودم است (۶)».
﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ 1 اللَّهُ الصَّمَدُ 2 لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ 3 وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ 4﴾ [الإخلاص: ۱-۴]، یعنی: «بگو: او الله یکتا و یگانه است. (۱) الله بینیاز است [و همه نیازمند او هستند]. (۲) نه [فرزندی] زاده و نه [از کسی] زاده شده است (۳) و هیچ کس همانند و همتای او نبوده و نیست (۴)».
﴿قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ 1 مِن شَرِّ مَا خَلَقَ 2 وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ 3 وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ 4 وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ 5﴾ [الفلق: ۱-۵]، یعنی: «[ای پیامبر،] بگو: به پروردگار سپیدهدم پناه میبرم. (۱) از شرِ تمام آنچه آفریده است. (۲) و از شر تاریکی شب، آنگاه که همه جا را فراگیرد. (۳) و از شر [زنان جادوگر] که با افسون در گرهها میدمند. (۴) و از شر حسود، آنگاه که حسد ورزد (۵)».
﴿قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ 1 مَلِكِ النَّاسِ 2 إِلَٰهِ النَّاسِ 3 مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ 4 الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ 5 مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ 6﴾ [الناس: ۱-۶]، یعنی: «[ای پیامبر] بگو: به پروردگار مردم پناه میبرم. (۱) فرمانروای مردم. (۲) معبود مردم. (۳) از شر [شیطان] وسوسهگر که پنهان میگردد. (۴) همان [وسوسهگری] که در دلهای مردم وسوسه میکند. (۵) از جنیان [باشد] و [یا از] آدمیان».
و بعد از خواندن آنچه بیان شد بر آب، سه جرعه از آن مینوشد و با باقیماندهٔ آن غسل میکند و آن بیماری ان شاء الله رفع میشود، و اگر نیاز بود این کار را دو بار و یا بیشتر تکرار کند تا وقتی که بیماری رفع میشود اشکالی ندارد، و این درمان بسیار تجربه شده و خداوند بهوسیلهٔ آن سود رسانده و این درمان مفید است برای کسی که قدرت همبستری با همسرش بهوسیلهٔ سحر از او گرفته شده است(138).
دوم: سورهٔ فاتحه و آیت الکرسی و دو آيهٔ پایانی سورهٔ بقره، و همچنین سورهٔ اخلاص و معوذین [یعنی سورههای فلق و ناس] را سه مرتبه یا بیشتر میخواند و همزمان در دستانش فوت میکند و با دست راست به صورت خود میکشد(139).
سوم: تعویذات و رُقْیههای شرعی و دعاهای جامع:(140)
1- هفت بار گفتن «أَسْأَلُ اللهَ العَظِيمَ رَبَّ العَرْشِ العَظِيمِ أَنْ يَشْفيَكَ»، یعنی: «از الله بزرگ، پروردگار عرش بزرگ میخواهم که تو را شفا دهد» (141).
۲- بیمار دستش را بر همان جایی از بدنش که درد میکند میگذارد و سه بار بسم الله میگوید و هفت بار میگوید: «أَعُوذُ بِاللهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ»، یعنی: «به الله و قدرتش پناه میبرم از دردی که احساس میکنم و از شری که از آن حذر میکنم» (142).
۳- «اللَّهُمَّ رَبَّ النَّاسِ،أَذْهِبِ الْبَأْسَ، وَاشْفِ أَنْتَ الشَّافِي، لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لَا يُغَادِرُ سَقَمًا»، یعنی: «خدایا پروردگار مردم، درد را برطرف کن و شفا بده که خودت شفا دهندهای، هیچ شفایی جز شفای تو نیست، شفایی بده که هیچ دردی را باقی نگذارد» (143).
۴- «أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّةِ مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ وَهَامَّةٍ، وَمِنْ كُلِّ عَيْنٍ لَامَّةٍ»، یعنی: «پناه میبرم به کلمات کامل الله از هر شیطان و گزندهٔ سمی و از هر چشم زیانرسان» (144).
۵- «أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ»، یعنی: «پناه میبرم به کلمات کامل الله از شر آنچه خلق نموده است»(145).
۶- «أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ: مِنْ غَضَبِهِ، وَعِقَابِهِ، وَشَرِّ عِبَادِهِ، وَمِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ، وَأَنْ يَحْضُرُونِ»، یعنی: پناه می برم به کلمات کامل الله از خشم او و مجازات او و شر بندگانش و از وسوسه های شیاطین به تو پناه می برم و پناه می برم به تو از اینکه نزد من حاضر شوند(146).
۷- «أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ الَّتِي لَا يُجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَلَا فَاجِرٌ، مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ، وَبَرَأَ، وَذَرَأَ، وَمِنْ شَرِّ مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ، وَمِنْ شَرِّ مَا يَعْرُجُ فِيهَا، وَمِنْ شَرِّ مَا ذَرَأَ فِي الْأَرْضِ، وَمِنْ شَرِّ مَا يَخْرُجُ مِنْهَا، وَمِنْ شَرِّ فِتَنِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ، وَمِنْ شَرِّ كُلِّ طَارِقٍ إِلَّا طَارِقًا يَطْرُقُ بِخَيْرٍ يَا رَحْمَنُ»، یعنی: «پناه میبرم به کلمات کامل و جامع خداوندی که هیچکس نه نیکوکار و نه فاسق از آنها عبور نمیکند، از شرّ آنچه که آفریده، و بوجود آورده، و منتشر کرده، و از شرّ آنچه که از آسمان نازل میشود، و از شرّ آنچه که به سوی آسمان عروج میکند، و از شرّ آنچه که در زمین پراکنده کرده، و از شرّ آنچه که از آن خارج میشود، و از شرّ فتنههای شب و روز، و از شرّ هر پیشامدی به جز پیشامد نیک، ای رحمان!»(147)
۸- «اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَوَاتِ السَّبْعِ، وَرَبَّ الأَرْضِ، وَرَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، رَبَّنَا وَرَبَّ كُلِّ شَيْءٍ، فَالِقَ الْـحَبِّ وَالنَّوَى، وَمُنْزِلَ التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَيْءٍ أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهِ، أَنْتَ الْأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَيْءٌ ... »، یعنی: (الهى! پروردگار آسمانها و زمین، و پروردگار عرش بزرگ، پروردگار ما و همه چیز، شكافندهٔ دانه و هسته، و فرود آورندهٔ تورات و انجیل و فرقان، از شرّ هر آنچه كه در دست توست به تو پناه مىبرم. خداوندا! اول تویی، قبل از تو چیزى نیست. و آخر توئى، بعد از تو چیزى نیست. تو ظاهری که بالاتر از تو نیست. تو باطنی، و هیچ چیز از تو پنهان نیست...)(148).
۹- «بِسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ، مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يُؤْذِيكَ، وَمِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللهُ يَشْفِيكَ، بِسمِ اللَّهِ أَرقِيكَ»، یعنی: (بنام الله ازهرچه اذیتت میکند مداوایت مینمایم، ازشر هر نفس یا چشم حسود، الله تعالی شفایت میدهد، بنام الله مداوایت میکنم)(149).
۱۰- «بِسْمِ اللَّهِ يُبْرِيكَ، وَمِنْ كُلِّ دَاءٍ يَشْفِيكَ، وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ، وَمِنْ شَرِّ كُلِّ ذِي عَيْنٍ»، یعنی: «بهنام خداوند بیماری را از تو دفع میکند، و از هر بیماری تو را شفا میدهد، و تو را حفظ میکند از شرّ حسودی که حسادت میکند، و از شرّ هر کسی که چشم بد دارد»(150).
۱۱- «بِسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يُؤْذِيكَ، مِنْ حَسَدِ حَاسِدٍ، وَمِنْ كُلِّ ذِي عَيْنٍ اللَّهُ يَشْفِيكَ»، یعنی: (بنام الله ازهرچه اذیتت میکند مداوایت مینمایم، از شر حسودان و از چشم زخم دیگران خداوند شفایت دهد)(151).
آنچه بیان شد تعویذات و دعاها و رُقْیههای شرعی هستند که برای درمان جادو و چشمزخم و جنزدگی و همهٔ بیماریها بهکار میرود زیرا درمانی جامع و مفید هستند بهاذن و ارادهٔ الهی.
نوع سوم: تخلیهٔ محل یا عضوی که اثر سحر و طلسم بر آن نمایان شده در صورت امکان. و اگر امکانش نبود، درمانهایی که قبلا بیان کردیم بهحمد الهی کافی است(152).
نوع چهارم: داروهای طبیعی، برخی از داروهای طبیعی مفید هستند و قرآن کریم و سنت پاک پیامبر صلی الله علیه وسلم هم بر آن دلالت دارند، مشروط بر اینکه انسان با یقین، صداقت و روی آوردن به خداوند و اعتقاد به اینکه سود آن از جانب خداوند است که اگر بخواهد آنرا مفید میگرداند، کما اینکه داروهای مرکب از گیاهان و غیره وجود دارند که بر اساس تجربه ثابت شده که مفید هستند، استفاده از آنها تا زمانی که حرام نباشد شرعا مشکلی ندارد(153).
و از درمانهای طبیعی و مفید بهاذن الهی: عسل، سیاهدانه، آب زمزم، و آب باران است، بهدلیل فرمودهٔ خداوند:(154)(155)(156)
﴿وَنَزَّلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ مُّبَٰرَكٗا﴾ [ ق: ۹]، یعنی: «و بارانى پربركت از آسمان فرستادیم». و روغن زیتون بهدلیل این فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم: «كُلُوا الزَّيْتَ وَادَّهِنُوا بِهِ؛ فَإِنَّهُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ»، یعنی: «روغن [زیتون] را بخورید و از آن بر خود بمالید، زیرا آن از درختی مبارک است»(157). و از واقع تجربه، استعمال و مطالعه ثابت شده که بهترین نوع روغن است(158)، و از درمانهای طبیعی غسل کردن، رعایت نظافت شخصی و استفاده از خوشبویی است(159).
۲- درمان چشمزخم
درمان چشمزخم انواعی دارد:
نوع نخست: قبل از وقوع آن که خود انواع مختلفی دارد:
۱-«پناه بردن و محافظت از کسی که ترسیده میشود به او آسیبی برسد با ذکرها، دعاها و تعوذات مشروع، همانطور که در بخش اول درمان سحر آمده است»(160).
۲- دعا برای کسی که ترس از آن میرود که توسط او به چشمزخم مبتلا شود، اگر در جان و مال خود یا فرزند و یا برادرش و یا شخص دیگری چیزی دید که مایهٔ شگفتی او شود برایش دعای برکت میکند و میگوید: «مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ، اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَيْهِ»، یعنی: «آنچه خدا خواست و هیچ قدرتی جز با خدا نیست، خدایا در آن برکت قرار بده»، بهدلیل فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم: «إِذَا رَأَى أَحَدُكُمْ مِنْ أَخِيهِ مَا يُعْجِبُهُ فَلْيَدْعُ لَهُ بِالْبَرَكَةِ»، یعنی: «اگر کسی از شما از برادرش یا خودش یا مالش چیزی دید که آن را پسندید برایش دعای برکت کند»(161).
۳- پوشاندن ویژگیهای خوب کسی که ترس از آن میرود که به چشمزخم مبتلا شود(162).
نوع دوم: بعد از مبتلا شدن به چشمزخم، که خود انواع مختلفی دارد:
۱- اگر شخص چشمزننده مشخص شد به او دستور داده میشود که وضو بگیرد و سپس آن کسی که چشمخورده بوسيلهٔ آن آب غسل کند(163).
۲- خواندن زیاد:
﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ 1﴾
[ای پیامبر] بگو: «او الله یکتا و یگانه است. معوذتین (سورههای فلق و ناس)، سورهٔ فاتحه، آیت الکرسی، آیات پایانی سورهٔ بقره، دعاهای مشروع در رُقْیهٔ شرعی همراه با فوت کردن و کشیدن دست راست به جایگاه درد همانطور که در نوع دوم درمان سحر در بخش (ج) از شماره ۱-۱۱ به آن اشاره کردیم(164).
«بر آب میخواند و در آن میدمد سپس بیمار از آن مینوشد(165)، و باقیماندهٔ آب را بر او میریزند(166)، یا بر روغن میخواند و به بدن میکشد، و اگر در صورت امکان بر آب زمزم بخواند کاملتر است(167)، و یا آب باران(168).
۴- اشکالی ندارد که شخص بیمار آیاتی از قرآن را بنویسد و آنرا با آب بشوید و از آن آب بنوشد، از جمله سورهٔ فاتحه، آیت الکرسی، دو آیهٔ پایانی سورهٔ بقره، و ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ 1﴾، یعنی: « [ای پیامبر] بگو: او الله یکتا و یگانه است»، و معوذتین (سورههای فلق و ناس) و دعاهای رُقْیهٔ شرعی(169) همانگونه که در نوع دوم درمان سحر، بخشهای «ب» و «ج» از شماره ۱-۱۱ به آن اشاره کردیم.(170)
نوع سوم: گرفتن اسبابی که چشمزخم حسود را دفع میکند و به شرح ذیل است:
۱- پناه بردن از شر آن.
۲- رعایت تقوای خداوند و حفظ امر و نهی او: «احْفَظِ اللَّهَ يَحْفَظْكَ»، یعنی: «الله متعال را حفظ کن، تو را حفظ میکند»(171).
۳- صبر کردن در برابر آزار حسود، و بخشیدن او، با وی درگیر نمیشود، و از او گلایه نمیکند و با خودش از آزار او نمیگوید.
۴- توکل بر خداوند، هر کسی به خداوند توکل کند، خداوند برای او کافیاست.
۵- از شخص حسود نمیترسد و قلبش را مملو از اندیشیدن به وی نمیکند، و این از بهترین درمانهاست.
۶- روی آوردن بهخداوند، و اخلاص داشتن برای او، و جویای رضایت خدای سبحان بودن.
۷- توبه از گناهان؛ زیرا گناهان سبب میشوند که دشمن انسان بر او مسلط شود:
﴿وَمَآ أَصَٰبَكُم مِّن مُّصِيبَة فَبِمَا كَسَبَتۡ أَيۡدِيكُمۡ وَيَعۡفُواْ عَن كَثِيرٍ30﴾ [الشوری: ۳۰]، یعنی: «هر مصیبتی که به شما رسد، به خاطر کارهایی است که انجام دادهاید؛ و [الله] از بسیاری [از گناهانتان] گذشت میکند».
۸- صدقه دادن و نیکی کردن تا جایی که امکان دارد؛ زیرا این کار تأثیر عجیبی در دفع بلا و چشمزخم و شر حسودان دارد.
۹- خاموش کردن آتش حسود و آزاررسان با نیکی کردن به او، هر چقدر آزارش و اذیت و بدی و حسادتش نسبت به تو بیشتر شد تو بیشتر در حق او خوبی کن و او را نصیحت کن و برای او دلسوزی کن، تنها کسانی به این کار توفیق مییابند که بهره بزرگی نزد خداوند دارند.
۱۰- خالص گرداندن توحید و اخلاص برای خدای عزیز و حکیم که هیچ ضرر و سودی به انسان نمیرسد مگر با اذن و ارادهٔ او، و او جامع همهٔ آن است و مدار اسباب بر اوست، پس توحید پناهگاه بزرگ الهی است که اگر کسی وارد آن شد در امان میماند.
این ده سببی بود که شر و بدی حسود، چشمزننده و ساحر و جادوگر را دفع میکند(172).
۳- درمان جنزدگی (وارد شدن جن در بدن انسان)
درمان کسی که بخاطر رفتن جن در بدن او دچار صرع و تشنج میشود دو نوع است:
نوع اول: قبل از وقوع آن
از راههای پیشگیری از آن، پایبندی به همهٔ فریضهها و واجبات، و دوری از همهٔ کارهای حرام، و توبه از همهٔ گناهان و پناهگرفتن با اذکار، دعاها، و تعوذات مشروع است.
نوع دوم: درمان بعد از ورود جن به بدن.
که از طریق قرائت انسان مسلمانی که قلب و زبان او هماهنگ باشد و رُقْیه کردن فرد متشنج انجام میشود، و بزرگترین درمان با رُقْیه خواندن سورهٔ فاتحه، آیت الکرسی، دو آيهٔ پایانی سورهٔ بقره و(173) ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ 1﴾ [ای پیامبر] بگو: «او الله یکتا و یگانه است». و ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ 1﴾ [ای پیامبر،] بگو: «به پروردگار سپیدهدم پناه میبرم»، و ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ 1﴾ [ای پیامبر،] بگو: «به پروردگار مردم پناه میبرم»، همراه با فوت کردن و دمیدن بر شخصی که دچار تشنج شده، و تکرار آن سه مرتبه و یا بیشتر، و خواندن دیگر آیات قرآن، زیرا کل قرآن شفای دلهاست، و برای مؤمنان شفا(174)، هدایت و رحمت است، و همچنین دعاهای مربوط به رقْیهٔ شرعی که در نوع دوم درمان سحر بخش (ب) و (ج)(175)به آن اشاره شد، و در این درمان باید به دو نکته توجه کرد:
اول: از جهت کسی که دچار صرع (تشنج) شده، که باید قدرت و توان داشته باشد و صادقانه بهسوی خداوند روی کند، و با تعوذات صحیح که قلب و زبان در آن همخوانی داشته باشند به او پناه ببرد.
امر دوم: از جهت کسی که درمان میکند نیز باید اینگونه باشد، زیرا قدرت سلاح به کسی است که از آن استفاده میکند(176).
و اگر در گوش کسی که دچار صرع (تشنج) شده اذان بگوید هم خوب است، زیرا شیطان از آن فرار میکند(177).
۴- درمان بیماریهای روحی روانی:
بهترین درمان بیماریهای روحی و روانی و احساس دلگرفتگی بصورت اختصار این است:(178)
۱- هدایت و توحید، کما اینکه گمراهی و شرک از بزرگترین اسباب دلگرفتگی هستند.
۲- نور ایمان راستین که خداوند در قلب بنده قرار میدهد، همراه با اعمال نیک.
۳- علم سودمند، هر چقدر دانش انسان بیشتر باشد، سینهاش فراختر خواهد بود.
۴- توبه و بازگشت بهسوی خداوند و محبت داشتن نسبت به او با تمام وجود، و روی آوردن به او و لذت بردن از عبادتش.
۵- همیشه و در هر حال و در هر مکان ذکر خدا گفتن، زیرا ذکر تأثیر عجیبی در فراخی سینه و آرامش دل و زدودن غم و غصه دارد.
۶- نیکوکاری در حق مردم با انجام انواع نیکیها، و سود رساندن به آنها تا جایی که امکان دارد، انسان سخاوتمند نیکوکار گشادهسینهترین، و نیکوسرشتترین و آرامدلترین انسان است.
۷- شجاعت، زیرا انسان شجاع سینهای فراخ و قلبی گشاده دارد.
۸- خارج کردن دغلهای قلب (ایرادها و عیبهای آن) که همان ویژگیهای نکوهیدهای هستند که سبب تنگی سینه و عذاب آن میشوند مانند: حسادت، بغض و کینه ورزیدن، دشمنی داشتن، و خصومت ورزیدن و تجاوز و....، و ثابت است که از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیده شد بهترین انسان کیست؟ ایشان فرمودند:(179) «كُلُّ مَخْمُومِ الْقَلْبِ، صَدُوقِ اللِّسَانِ» فَقَالُوا: صَدُوقُ اللِّسَانِ نَعْرِفُهُ، فَمَا مَخْمُومُ الْقَلْبِ؟ قَالَ: «هُوَ التَّقِيُّ، النَّقِيُّ، لَا إِثْمَ فِيهِ، وَلَا بَغْيَ، وَلَا غِلَّ، وَلَا حَسَدَ». «هر آنکس که دلی مخموم و زبانی راستگو دارد» صحابه عرض کردند زبان صادق را میفهمیم، مخموم دل چیست؟ ایشان فرمودند: «انسان با تقوای پاک، که نه مرتکب گناه میشود نه تجاوز و نه کینه میورزد و نه حسادت میکند»(180).
۹- ترک نگاهها، سخنان، شنیدنها، همنشینیها، خوردنها و نوشیدنیهای اضافه و غیر ضروری، ترک اینها از اسباب فراخی سینه و رفاه دل و زدودن غم و غصه است.
۱۰- مشغول شدن به کار، یا علم مفید، زیرا قلب را از مشغولیت به آنچه موجب نگرانیاش شده باز میدارد.
۱۱- توجه به کارهای امروز، و نیندیشیدن به آینده، و اندوه گذشته را نخوردن، انسان برای آنچه در دین و دنیا برای او مفید است تلاش میکند و از خداوند میخواهد هدف او را موفقیت آمیز قرار دهد و از خداوند برای تحقق اهدافش یاری بطلبد؛ این کار غصه و اندوه را از بین میبرد.
۱۲- نگاه کردن به کسی که [از ناحیهٔ دنیوی] پایینتر از شماست، و به کسی که بالاتر از شماست نگاه نکنید: در تندرستی و توابع آن، در روزی و توابع آن.
۱۳- فراموش کردن اتفاقات ناگواری که امکان بازگشت و جبران آنها نیست، نباید به این اتفاقات اصلا فکر کرد.
۱۴- اگر بلایی بر سر بنده آمد باید تلاش کند آثار آنرا کاهش دهد، و بدترین احتمالات را در مورد فرجام آن کار در نظر بگیرد و بر اساس توان خود آنرا دفع کند.
۱۵- قدرت دل، و آزرده نشدن آن و منفعل نشدن در برابر توهمات و خیالاتی که اندیشههای بد را سراغ انسان میآورد، و خشمگین نشدن، و فکر نکردن به از بین رفتن و زوال چیزهایی که دوست دارد و حدوث آنچه بدش میآید؛ بلکه امور را بهخداوند واگذار میکند در عین اینکه به اسباب مفید چنگ میزند و از خداوند عفو و عافیت میطلبد.
۱۶- تکیه کردن دل به خداوند و توکل کردن به او و گمان نیک داشتن به خداوند، زیرا شخصی که بر خداوند توکل میکند توهمات و خیالات اثری بر او نمیگذارند.
۱۷- عاقل خوب میداند که زندگی درست، زندگی سعادتمندانه و توام با آرامش است که بسیار کوتاه میباشد؛ بنابراین شایسته و مناسب او نیست که آن را با نگرانیها و تیرگیها و ناملایمتیها سپری کند، چرا که چنین وضعیتی با زندگی درست و سالم نمیخواند و در تضاد است.
۱۸- همچنین اگر اتفاق ناگواری برایش پیش آمد باید بین بقیهٔ نعمتهای دینی و دنیوی و آن اتفاق ناگوار مقایسه کند، در هنگام مقایسه بهخوبی به زیادی نعمتهایی که اطرافش وجود دارند پی میبرد، همچنین بین ترسی که از وقوع اتفاق ناگوار دارد و بین احتمالات زیاد ایمن ماندن از آن را مقایسه میکند و اجازه نمیدهد هیچ احتمال ضعیفی بر احتمالات زیاد و قوی غلبه کند، و اینگونه غم و غصهاش پایان مییابد.
۱۹- اینکه بداند اذیت مردم هیچ آسیبی به او نمیرساند، خصوصا گفتار پلیدشان؛ بلکه به خود آنها آسیب میرساند، پس به آن توجهی نمیکند و حتی به آن فکر نمیکند تا از آزارش در امان بماند.
۲۰- به چیزهایی فکر میکند که برای دین و دنیای او سودمند باشند.
۲۱- بنده در برابر خوبیهایی که انجام داده نباید انتظار تشکر و قدردانی داشته باشد مگر از خداوند، و باید بداند که او با خداوند معامله میکند، پس برایش مهم نیست کسی که در حقش خوبی کرده از وی تشکر کند یا خیر:
﴿إِنَّمَا نُطعِمُكُم لِوَجهِ ٱللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُم جَزَآءٗ وَلَا شُكُورًا9﴾، [الإنسان: ۹]، یعنی: «[و در دل میگویند:] ما فقط به خاطر الله به شما غذا میدهیم؛ نه از شما پاداشی میخواهیم و نه سپاسی».
۲۲- کارهای مفید را پیش چشم خود قرار دادن، و تلاش برای انجام آن و توجه نکردن به کارهای مضر، انسان نباید ذهن و فکر خود را درگیر آن کند.
۲۳- تصمیم قطعی و فوری گرفتن در مورد کارها، و فارغ شدن برای آینده تا اینکه کارهای آینده همراه با قدرت اندیشه و عمل باشند.
۲۴- در انجام کارها و کسب دانشهای مفید مهمترینها را اولویتبندی میکند، بویژه آنهایی که شدیدا به آنها علاقمند است و برای گرفتن آن از خداوند یاری میطلبد و سپس با دیگران مشورت میکند، اگر مصلحت برایش مشخص شد تصمیمش را گرفته و بر خداوند توکل میکند.
۲۵- بازگو کردن نعمتهای آشکار و پنهان خداوند؛ زیرا شناخت نعمتها و بازگو کردن آن سبب میشود خداوند غم و غصه را از انسان دور نموده و انسان را برای شکرگزاری تشویق میکند.
۲۶- رفتار خود با همسر، نزدیکان، و کارمندان، و هر کسی که بین تو و او رابطهای وجود دارد، اگر در او عیبی یافتی به خوبیهای وی هم نگاهی بینداز و آنها را با هم مقایسه کن، با این کار دوستیها استمرار مییابد و سینهها فراخ میشود، و بههمین دلیل پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرمایند: «لا يَفْرَكْ مُؤْمِنٌ مُؤْمِنَةً، إِنْ كَرِهَ مِنْهَا خُلُقًا، رَضِيَ مِنْهَا آخَرَ». «هيچ مردِ مؤمنی از زنی مؤمن (يعنی همسرش) متنفر نشود؛ زیرا اگر یک اخلاق او را نپسندد، اخلاق دیگرش را میپسندد» (181).
۲۷- دعا کردن برای صلاح کارها، و بزرگترین این دعاها عبارتند از: «اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لِي دِينِيَ الَّذِي هُوَ عِصْمَةُ أَمْرِي وَأَصْلِحْ لِي دُنْيَايَ الَّتِي فِيهَا مَعَاشِي وَأَصْلِحْ لِي آخِرَتِيَ الَّتِي إِلَيْهَا مَعَادِي وَاجْعَلِ الْحَيَاةَ زِيَادَةً لِي فِي كُلِّ خَيْرٍ وَاجْعَلِ الْمَوْتَ رَاحَةً لِي مِنْ كُلِّ شَرٍّ» ، یعنی: «خدایا! دین مرا اصلاح کن که حفظ کار من، در آن است و دنیایم را اصلاح کن که روزی من در آن است و آخرت مرا اصلاح کن که معاد و بازگشت من به آن است و زندگی را در خیر بسیار و مرگ را راحتی از هر شر برایم بگردان)(182). و همچنین: «اللَّهُمَّ رَحْمَتَكَ أَرْجُو فَلَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ، وَأَصْلِحْ لِي شَأْنِي كُلَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ»، یعنی: «بارالها، به رحمت تو امیدوارم، پس یکچشم بر هم زدن هم مرا به نفسم وامگذار؛ و همهی کارهایم را اصلاح بفرما؛ معبود بر حقی جز تو نیست)(183).
۲۸- جهاد در راه خداوند؛ بهدلیل این فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم: «جَاهِدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ؛ فَإِنَّ الْجِهَادَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ، يُنَجِّي اللَّهُ بِهِ مِنْ الْـهـَمِّ وَالْغَمِّ»، یعنی: «در راه خداوند جهاد کنید؛ زیرا جهاد در راه خداوند دری از درهای بهشت است که خداوند بهوسیلهٔ آن غم و غصه را از انسان دور میکند»(184).
این اسباب و وسیلهها برای درمان بیماریهای روحی و روانی مفید هستند، و بزرگترین درمان بیماریهای روحی و روانی بهشمار میروند برای کسی که در آنها تدبر نموده و با صداقت و اخلاص به آن عمل کند، و برخی از علما در بسیاری از موارد بیماریهای روحی و روانی بهوسیلهٔ آن دیگران را درمان کردهاند و خداوند آنرا بسیار سودمند گردانده است(185).
۵- درمان زخم و جراحت
پیامبر صلی الله علیه وسلم هرگاه انسانی از درد مینالید، یا دچار زخم و جراحت میشد، انگشت سبابه خود را اینگونه میکرد، سفیان انگشت خود را به زمین زد سپس بالا آورد و گفت: «بِسْمِ اللهِ، تُرْبَةُ أَرْضِنَا، بِرِيقَةِ بَعْضِنَا، يُشْفَى بِهِ سَقِيمُنَا، بإِذْنِ رَبِّنَا»، یعنی: «بهنام خداوند، خاک زمین ما، با آب دهان بعضی از ما، شفا میدهد بیمار ما را، بهاذن و ارادهٔ پروردگار ما» (186).
و معنای حدیث این است که آب دهان خود را به انگشتش سبابه میزند، سپس به خاک میمالد تا مقداری خاک به آن بچسبد سپس آنرا بر روی زخم یا مکان درد میگذارد و در حال لمس کردن این دعا را میخواند(187).
۶- درمان مصیبت
۱- ﴿مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ22 لِّكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ23﴾ [الحدید: ۲۲-۲۳]، یعنی: «هیچ آسیبى در زمین و یا در وجود شما روى نخواهد داد، مگر آنكه پیش از ایجادش، در کتابی [لوح محفوظ] رقم خورده است. به راستی كه این کار، بر الله آسان است (22). [این نكته را تذکر دادیم] تا بر آنچه از دستتان میرود افسوس نخورید و به آنچه به دست میآورید سرمست نگردید كه الله هیچ متكبرِ فخرفروشى را دوست ندارد (23)».
۲- ﴿مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ ۚ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ 11﴾، [التغابن: ۱۱]، یعنی: «هیچ مصیبتی [به انسان] نمیرسد، مگر به حکم [و فرمان] الله؛ و هر کس به الله ایمان آورَد، [الله] قلبش را هدایت میکند؛ و الله به همه چیز داناست».
۳- «مَا مِنْ عَبْدٍ تُصِيبُهُ مُصِيبَةٌ، فَيَقُولُ: إِنَّا للهِ وَإنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، اللَّهُمَّ أْجُرْنِي في مُصِيبَتي، وَأخْلِفْ لِي خَيرًا مِنْهَا، إِلَّا آجَرَهُ اللهُ تَعَالَى في مُصِيبَتِهِ، وَأخْلَفَ لَهُ خَيْرًا مِنْهَا»، یعنی: «مسلمانی نیست که دچار مصیبتی شود، سپس آنچه الله به او امر کرده را بگوید : «إِنَّا للهِ وَإنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، اللَّهُمَّ أْجُرْنِي في مُصِيبَتي، وَأخْلِفْ لِي خَيرًا مِنْهَا» یعنی ( ما از آنِ خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت) خداوندا مرا در مصیبتم پاداش عطا کن، و بهتر از آن[چه از دست دادم] را جانشینش بگردان)، مگر آنکه الله بهتر از آن را جانشینش قرار می دهد».(188)
۴- «إِذَا مَاتَ وَلَدُ الْعَبْدِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى لِمَلاَئِكَتِهِ: قَبَضْتُم وَلَدَ عَبْدِي؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، فَيَقُولُ: قَبَضْتُمْ ثَمَرَةَ فُؤَادِهِ؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، فَيَقُولُ: مَاذَا قَالَ عَبْدِي؟ فَيَقُولُونَ: حَمِدَكَ وَاسْتَرْجَعَ، فَيَقُولُ: ابْنُوا لِعَبْدِي بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ، وَسَمُّوهُ بَيْتَ الْحَمْدِ»، یعنی: «چون فرزند بنده بمیرد، الله متعال به فرشتگانش میفرماید: جان فرزند بندهام را گرفتید؟ پس آنان میگویند: بله، میفرماید: آیا جگرگوشهاش را از او گرفتید؟ میگویند: بله، میفرماید: بندهٔ من چه گفت؟ میگویند: تو را ستایش کرد و «انا لله و انا الیه راجعون» گفت(189)، پس میفرماید: برای بندهٔ من خانهای در بهشت بسازید و نام آنرا خانهٔ حمد بگذارید» (190).
۵- «يَقُولُ اللهُ تَعَالَى: مَا لِعَبدِي المُؤْمِنِ عِنْدِي جَزَاءٌ إِذَا قَبَضْتُ صَفِيَّهُ مِنْ أهْلِ الدُّنْيَا ثُمَّ احْتَسَبَهُ إلَّا الجَنَّةَ»، یعنی: «الله متعال می فرمايد: هرگاه يکی از عزيزان بندهٔ مؤمنم را در دنيا از او بگيرم و او به اميد اجر و ثواب صبر کند، نزد من پاداشی جز بهشت ندارد»(191).
۶- و پیامبر صلی الله علیه وسلم به مردی که پسرش از دنیا رفته بود گفت: «أَلَا تُحِبُّ أَنْ لَا تَأْتِيَ بَابًا مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ إِلَّا وَجَدْتَهُ يَنْتَظِرُكَ»، یعنی: «آیا دوست نداری در هر دری از درهای بهشت که میروی او را ببینی که منتظر تو است؟»(192).
۷- «يَقُولُ اللَّهُ عَزَّّوَجَلَّ: إِذَا ابْتَلَيْتُ عَبْدِي بِحَبِيبَتَيْهِ فَصَبَرَ [وَاحْتَسَبَ] عَوَّضْتُهُ مِنْهُمَا الْجَنَّةَ». يُرِيدُ عَيْنَيْهِ، یعنی: الله می فرماید: «هرگاه بنده ام را با دو عزیزش مورد ابتلا قرار دادم و صبر پیشه كرد [و انتظار اجر و پاداش داشت]، به جایشان به او بهشت خواهم داد». منظور دو چشمانش است(193).
۸- «مَا مِنْ مُسْلِمٍ يُصِيبُهُ أَذًى: مِنْ مَرَضٍ فَمَا سِوَاهُ إِلَّا حَطَّ اللَّهُ بِهِ سَيِّئَاتِهِ كَمَا تَحُطُّ الشَّجَرَةُ وَرَقَهَا»، یعنی: «مسلمانی نیست که آزاری به او برسد، از بیماری تا غیر آن، مگر آنکه الله به سبب آن گناهانش را فرو می ریزد، چنانکه درخت برگهای خود را فرو می ریزد»(194).
۹- «مَا مِنْ مُسْلِمٍ يُشَاكُ شَوْكَةً فَمَا فَوْقَهَا إِلَّا كُتِبَتْ لَهُ بِهَا دَرَجَةٌ، وَمُحِيَتْ عَنْهُ بِهَا خَطِيئَةٌ»، یعنی: «هیچ مسلمانی نیست که خاری یا چیزی بزرگتر از آن به او برسد، مگر اینکه به سبب آن برای او درجهای نوشته میشود و گناهی از او پاک میگردد» (195).
۱۰- «مَا يُصِيبُ الْمُؤْمِنَ مِنْ وَصَبٍ، وَلَا نَصَبٍ، وَلَا سَقَمٍ، وَلَا حَزَنٍ، حَتَّى الْهَمِّ يُهَمُّهُ، إِلَا كُفِّرَ بِهِ مِنْ سَيِّـئَاتِهِ»، یعنی: «هیچ رنج، خستگی(196)، بیماری یا غمی به مؤمن نمیرسد(197)، حتی اندوهی که او را ناراحت میکند(198)، مگر اینکه به واسطه آن گناهانش بخشیده میشود» (199).
۱۱- «إنَّ عِظَمَ الْجَزَاءِ مَعَ عِظَمِ الْبَلَاءِ، وَإِنَّ اللهَ إِذَا أَحَبَّ قَوْمًا ابْتَلَاهُمْ، فَمَنْ رَضِيَ فَلَهُ الرِّضَا، وَمَنْ سَخِطَ فَلَهُ السَّخَطُ»، یعنی: «بزرگی پاداش به اندازه بزرگی بلا است و همانا خداوند هرگاه قومی را دوست بدارد، آنان را دچار آزمایش میکند. پس هر کس راضی باشد، برای او خشنودی است و هر کس ناراضی باشد، برای او نارضایتی خواهد بود»(200)(201).
۱۲- « ...فَمَا يَبْرَحُ الْبَلَاءُ بِالْعَبْدِ حَتَّى يَتْرُكَهُ يَمْشِي عَلَى الْأَرْضِ وَمَا عَلَيْهِ خَطِيئَةٌ»، یعنی: «… بلا همچنان بنده را در بر(202) میگیرد تا جایی که او را در حالی رها میکند که بر روی زمین راه میرود و هیچ گناهی بر او باقی نمانده است»(203).
۷- درمان غم و اندوه
۱- هیچ غم و اندوهی به بنده نمیرسد که پس از آن بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ ابْنُ أَمَتِكَ، نَاصِيَتِي بِيَدِكَ، مَاضٍ فِيَّ حُكْمُكَ، عَدْلٌ فِيَّ قَضَاؤُكَ، أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ هُوَ لَكَ، سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ، أَوْ أَنْزَلْتَهُ فِي كِتَابِكَ، أَوْ عَلَّمْتَهُ أَحَدًا مِنْ خَلْقِكَ، أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ، أَنْ تَجْعَلَ الْقُرْآنَ رَبِيعَ قَلْبِي، وَنُورَ صَدْرِي، وَجَلاءَ حُزْنِي، وَذَهَابَ هَمِّي، إِلَّا أَذْهَبَ اللَّهُ حُزْنَهُ وَهَمَّهُ، وَأَبْدَلَهُ مَكَانَهُ فَرَحًا»، یعنی: «خدایا من تو را میخوانم که من بندهات هستم، و فرزند بندهات، و فرزند کنیزت. پیشانی من در دست توست، حکم تو در مورد من قطعی است، و قضای تو در مورد من عادلانه است. از تو میخواهم به هر نامی که مختص خودت است، نامی که خودت آن را به خود اختصاص دادهای، یا در کتابت نازل کردهای، یا به یکی از مخلوقاتت آموختهای، یا آن را در علم غیب خودت محفوظ داشتهای، که قرآن را بهار قلبم، نور سینهام، زدایندهٔ غمهایم، و برطرفکننده غمهایم قرار دهی» مگر اینکه خداوند هم و غم او را برطرف میکند و به جای آن خوشحالی میآورد(204).
۲- «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ الْهَمِّ وَالْحَزَنِ، وَالْعَجْزِ وَالْكَسَلِ، وَالْبُخْلِ وَالْجُبْنِ، وَضَلَعِ الدَّيْنِ وَغَلَبَةِ الرِّجَالِ»، یعنی: «خدایا، از غم و اندوه، از ناتوانی و تنبلی، از بخل و بزدلی، و از سنگینی بدهی و چیرگی مردم به تو پناه میبرم» (205).
۸- درمان سختیها
۱- «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَظِيمُ الْحَلِيمُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ رَبُّ السَّمَوَاتِ، وَرَبُّ الْأَرْضِ، وَرَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ»، یعنی: «معبودی به حق نیست مگر خدای بزرگ و بردبار، معبودی به حق نیست مگر پروردگار عرش بزرگ، معبودی به حق نیست مگر پروردگار آسمانها و زمین و عرش بزرگ» (206).
۲- «اللهُمَّ رَحْمَتَكَ أَرْجُو، فَلَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ، وَأَصْلِحْ لِي شَأْنِي كُلَّهُ، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ»، یعنی: «بارالها، به رحمت تو امیدوارم، پس یکچشم بر هم زدن هم مرا به نفسم وامگذار؛ و همهی کارهایم را اصلاح بفرما؛ معبود بر حقی جز تو نیست» (207).
۳- «لا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ»، یعنی: «[پروردگارا،] هیچ معبودی [بهحق] جز تو نیست. تو منزّهی، بیتردید، من از ستمکاران بودهام» (208).
۴- «اللَّهُ اللَّهُ رَبِّي، لَا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا»، یعنی: «الله، الله پروردگار من است و چیزی را با او شریک قرار نمیدهم» (209).
۹- خود درمانی بیمار
دستت را بر همان جایی از بدنت بگذار که درد میکند و سه بار بسم الله بگو و هفت بار بگو: «أَعُوذُ بِاللهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ»، یعنی: «به الله و قدرتش پناه میبرم از دردی که احساس میکنم و از شری که از آن حذر میکنم» (210).
۱۰- درمان بیمار در عیادت اوست.
«مَا مِنْ عَبْدٍ مُسْلِمٍ يَعُودُ مَرِيضاً لَمْ يَحْضُرْ أَجَلُهُ، فَيَقُولُ سَبْعَ مَرَّاتٍ: أَسْأَلُ اللَّهَ الْعَظِيمَ، رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، أَنْ يَشْفِيَكَ، إِلَّا عُوفِيَ»، یعنی: «هیچ بندهٔ مسلمانی از بیماری عیادت نمیکند که اجلش فرا نرسیده باشد و سپس بگوید: «أَسْأَلُ اللَّهَ الْعَظِيمَ، رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، أَنْ يَشْفِيَكَ»، یعنی: «از خداوند بزرگ، پروردگار عرش بزرگ میخواهم شفایت دهد» مگر اینکه شفا مییابد(211).
۱۱- درمان نگرانی و پریشانی در خواب
«أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ: مِنْ غَضَبِهِ، وَعِقَابِهِ، وَشَرِّ عِبَادِهِ، وَمِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ، وَأَنْ يَحْضُرُونِ»، یعنی: «پناه می برم به کلمات کامل الله از خشم او و مجازات او و شر بندگانش و از وسوسه های شیاطین به تو پناه می برم و پناه می برم به تو از اینکه نزد من حاضر شوند» (212).
۱۲- درمان تب
پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید: «الْحُمَّى مِنْ فَيْحِ جَهَنَّمَ فَأَبْرِدُوهَا بِالْمَاءِ»، یعنی: «تب از حرارت جهنم است، پس آن را با آب خنک کنید» (213).
۱۳-درمان نیش و گزیدگی
۱- سورهٔ فاتحه را میخواند، آب دهن را جمع میکند سپس بر روی محل گزیدگی میپاشد(214).
۲- با آب و نمک روی آن مسح میکند و سورههای كافرون و فلق و ناس را میخواند(215).
۱۴- درمان خشم
درمان خشم از دو راه خواهد بود:
راه اول: پیشگیری
و این با دوری از عوامل خشم به دست میآید. از جمله این عوامل: تکبر، خودپسندی، فخر فروشی، حرص ناپسند، شوخی نابجا، بیهودهگویی و مواردی مانند آن است.
راه دوم: درمان پس از وقوع خشم
که چهار نوع است:
۱- پناه بردن به خداوند از شر شیطان رجیم.
2- وضو گرفتن.
۳- تغییر وضعیتی که فرد خشمگین در آن قرار دارد، مانند نشستن، دراز کشیدن، بیرون رفتن، سکوت کردن یا انجام کارهای دیگر.
۴- به یاد آوردن پاداشی که برای فرو خوردن خشم ذکر شده است و همچنین در نظر داشتن سرانجام ناپسند خشم و پیامدهای آن(216).
۱۵- درمان با سیاهدانه
پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید: «فِي الْحَبَّةِ السَّوْدَاءِ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ إِلَّا السَّامَ»، یعنی: «سیاهدانه درمان هر دردی است مگر مرگ». ابن شهاب گفته است: السام یعنی مرگ، و حبه سوداء: سیاهدانه(217). و سیاهدانه منافع زیادی دارد و این گفتهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم که (درمان هر دردی است) همانند این فرمودهٔ خداوند است: ﴿...تُدَمِّرُ كُلَّ شَيۡءِۢ بِأَمۡرِ رَبِّهَا...﴾ [الأحقاف: 25]، یعنی: «همه چیز را به فرمان پروردگارش درهم میکوبد و نابود میسازد». یعنی هر چیزی که قابل نابود شدن است و همانند آن(218).
۱۶- درمان با عسل
۱- خداوند در مورد زنبور عسل میگوید:
﴿يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِّلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ 69﴾ [النحل: ۶۹]، یعنی: «از درون زنبور عسل، مایعی بیرون میتراود که رنگهای مختلفی دارد. در این (مایع رنگارنگ) بهبودی مردمان نهفته است. بیگمان در این (برنامهی زندگی زنبوران عسل و ارمغانی که آنها به انسانها تقدیم میدارند که هم غذا و هم شفا است) نشانهی روشنی (از عظمت و قدرت پروردگار) است برای کسانی که (دربارهی پدیدهها) میاندیشند (و رازها و رمزهای زندگی آفریدگان از جمله جانوران را پیش چشم میدارند)».
۲- پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید: «الشِّفَاءُ فِي ثَلَاثَةٍ: فِي شَرْطَةِ مِحْجَمٍ، أَوْ شَرْبَةِ عَسَلٍ، أَوْ كَيَّةٍ بِنَارٍ، وَأَنَا أَنْهَى أُمَّتِي عَنْ الْكَيِّ»، یعنی: «شفا در سه چیز است: در حجامت، نوشیدن عسل، یا داغ کردن با آتش. اما من امت خود را از داغ کردن (برای درمان) منع میکنم» (219).
۱۷- درمان با آب زمزم
۱- پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد آب زمزم میفرماید: «إِنَّهَا مُبَارَكَةٌ، إِنَّهَا طَعَامُ طُعْمٍ [وَشِفَاءُ سُقْمٍ]»، یعنی: «زمزم آب با برکتی است و مانند غذا باعث سيری میگردد [و شفای بیماری است]»(220).
و حدیث جابر که بهطور مرفوع از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده است که: «مَاءُ زَمْزَمَ لِمَا شُرِبَ لَهُ»، یعنی: «آب زمزم برای آنچیزی است که بخاطر آن نوشیده میشود» (221).
۳-و ثابت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم آب زمزم را در ظرفها و مشکها حمل میکرد و آن را بر بیماران میریخت و به آنان مینوشاند(222)(223). ابن قیم رحمه الله تعالی میگوید: «من و دیگران تجربه شگفتانگیزی از درمان با آب زمزم یافتهایم. خودم نیز برای درمان چندین بیماری از آن استفاده کردم و به خواست خداوند بهبود یافتم» (224)(225).
۱۸- درمان بیماریهای قلب
قلبها سهگونهاند:
۱- قلب سالم: که همان قلبی است که انسان در روز قیامت جز با داشتن آن نجات نمییابد، خداوند میفرماید:
﴿يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ 88 إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ89﴾ [الشعراء: ۸۸-۸۹]، یعنی: «همان روزی که مال و فرزندان سودی نمیبخشد. (1) مگر کسی که با قلبی پاک [و خالی از شرک و نفاق و ریا] به پیشگاه الله بیاید (2)».
قلب سالم، قلبی است که از هر شهوتی که با فرمان و نهی خداوند مخالفت دارد، و از هر شبههای که با خبرهای الهی در تعارض است، پاک باشد. چنین قلبی از بندگی غیر خدا رها شده و از داور قرار دادن غیر از رسول او صلی الله علیه وسلم دوری کرده است.
به طور کلی، قلب سالم و درست، قلبی است که از هر گونه شرک آوردن به خدا پاک باشد و بندگی آن خالصانه برای خداوند باشد؛ از نظر اراده، محبت، توکل، بازگشت به او، فروتنی، ترس، امید و اخلاص در عمل.
پس اگر دوست بدارد، برای خدا دوست میدارد، اگر دشمنی کند، برای خدا دشمنی میکند، اگر ببخشد، برای خدا میبخشد، و اگر چیزی را منع کند، برای خدا منع میکند. تمام دغدغهاش برای خداست، تمام محبتش برای خداست، نیت و قصدش برای اوست، جسم و اعمالش برای اوست، خواب و بیداریاش برای اوست، سخنش و حتی سخن درباره او برایش شیرینتر از هر سخنی است، و افکارش پیرامون چیزهایی میگردد که خداوند را خشنود میکند و مورد محبت اوست.
از خداوند متعال چنین قلبی را درخواست میکنیم(226).
۲- قلب مرده: این قلب برخلاف قلب سالم است. چنین قلبی نه پروردگارش را میشناسد و نه او را طبق فرمان و خواستههایش عبادت میکند. بلکه تنها به دنبال شهوات و لذتهای خود است، حتی اگر در این مسیر خشم و نارضایتی پروردگارش را برانگیزد.
این قلب، در محبت، ترس، امید، رضایت، خشم، بزرگداشت و خواری، تسلیم غیر خداست. اگر دشمنی کند، برای هوای نفسش است، اگر دوست بدارد، برای هوای نفسش است، اگر ببخشد، برای هوای نفسش است، و اگر چیزی را منع کند، باز هم برای هوای نفسش است.
هوا و هوس، پیشوای اوست؛ شهوت، راهبرش؛ جهل، راهنمایش؛ و غفلت، وسیله سواری اوست(227).
از چنین قلبی به خدا پناه میبریم.
۳- قلب بیمار: این قلب دارای زندگی است، ولی در عین حال دچار بیماری است. این قلب از دو نیرو تغذیه میکند که یکی از آنها گاهی بر دیگری غلبه میکند. آنچه بر قلب غلبه کند، بر آن تاثیر میگذارد. در این قلب، محبّت خداوند، ایمان به او، اخلاص در عبادت، و توکل بر او، به عنوان نیروهای حیاتی آن وجود دارد. اما در عین حال، محبّت شهوات، حرص بر دستیابی به آنها، حسادت، تکبر، خودپسندی، حبّ برتری، فساد در زمین از طریق ریاستطلبی، نفاق، ریا، بخل و خساست نیز در آن یافت میشود که اینها همه عامل هلاکت و نابودی این قلب هستند.
به خداوند از چنین قلبی پناه میبریم(228).
ودرمان همهٔ بیماریهای قلب در قرآن کریم است.
خداوند میفرماید:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدۡ جَآءَتۡكُم مَّوۡعِظَةٞ مِّن رَّبِّكُمۡ وَشِفَآءٞ لِّمَا فِي ٱلصُّدُورِ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ 57﴾ [یونس: ۵۷]، یعنی: «اى مردم، به راستى براى شما از جانب پروردگارتان موعظهاى آمده است و شفایى براى آنچه در دلهاست و هدایت و رحمتى براى مؤمنان».
و الله عزوجل میفرماید:
﴿وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا 82﴾ [الإسراء: ۸۲]، یعنی: «و از قرآن، آنچه درمان [شرک و کفر] و رحمتی برای مؤمنان است نازل میکنیم و [این کتاب،] بر ستمکاران [مشرک] جز زیان نمیافزاید».
و بیماریهای قلب دو گونه است:
نوعی از بیماری وجود دارد که صاحب آن در همان لحظه از آن رنج نمیبرد، [بلکه همیشه و در همه حال از آن رنج می برد] و آن بیماری جهل، شبهات و شکهاست. این بیماری از هر دو نوع بیماری (جسمی و روحی) دردناکتر است، اما به دلیل فساد قلب، فرد متوجه آن نمیشود.
نوعی دیگر از بیماری وجود دارد که در همان لحظه دردناک است، مانند نگرانی، اندوه، غم، و خشم. این بیماری ممکن است با داروهای طبیعی و با از بین بردن علل آن و دیگر روشها درمان شود(229).
و درمان قلب با یکی از چهار چیز است:
اولین امر با قرآن کریم است؛ زیرا قرآن شفای دردهایی است که در دلهاست، از جمله شکها، و از بین برنده شرک، آلودگی کفر، بیماریهای شبهات و شهوتهاست. قرآن هدایت است برای کسانی که به حق علم دارند و بر اساس آن عمل میکنند، و رحمت است برای آنچه که مؤمنان از پاداشهای فوری و آخرتی از آن به دست میآورند. خداوند متعال میفرماید:
﴿أَوَمَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا ۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ 122﴾ [الأنعام: ۱۲۲]، یعنی: «آیا كسى كه [دلش از جهل و شرک] مرده بود و ما [با توحید و ایمان] زندهاش گرداندیم و نورى برایش پدید آوردیم تا در پرتوی [هدایتِ] آن، میان مردم گام بردارد، همچون كسى است كه گویى در تاریکیها [گرفتار] است و از آن بیرونآمدنى نیست؟ آنچه كافران میکردند، این گونه برایشان آراسته شده است».
دوم: قلب به سه چیز نیاز دارد:
۱- آنچه قدرت آن را حفظ میکند، که همان ایمان، عمل صالح و انجام اذکار و اعمال عبادی است.
۲-پرهیز از ضررها، که با دوری از تمام گناهان و انواع نافرمانیها حاصل میشود.
۳-رهایی از هرگونه آلودگی زیانآور، که با توبه و استغفار حاصل میشود.
سوم: درمان بیماری قلب از تسلط نفس بر آن.
که دو درمان دارد: محاسبه و بازخواست آن، و مخالفت با آن، و محاسبه دو نوع است:
نوع اول: قبل از انجام کار که چهار مقام دارد:
۱- آیا این عمل برای او مقدور است؟
۲- آیا انجام این کار بهتر از ترک آن است؟
۳- آیا هدف از انجام این کار خشنودی و رضایت خداوند است؟
۴-آیا این کار مورد حمایت است و برای انجام آن یارانی دارد که او را یاری کنند و در صورت نیاز از او پشتیبانی نمایند؟ اگر انجام این کار نیاز به همراهان داشته باشد، پس اگر پاسخ مثبت باشد، اقدام میکند، وگرنه هرگز به انجام آن پیش قدم نمیشود
نوع دوم: بعد از انجام کار که سه نوع دارد:
۱-محاسبه نفس در مورد عبادتی که در انجام آن کوتاهی کرده و حق خداوند متعال را بهدرستی ادا نکرده است. از حقوق خداوند متعال در عبادت: اخلاص، خیرخواهی، پیروی از دستور الهی، حضور قلب در مقام احسان، درک لطف و نعمت الهی در آن عبادت، و در نهایت، آگاهی از کوتاهی خود، حتی پس از انجام همه این امور است.
۲- محاسبهٔ نفس بخاطر هر کاری که ترک آن بهتر از انجامش بود.
۳-محاسبه نفس در مورد کاری مباح یا عادی که انجام داده است؛ آیا قصد او از آن کار، رضای خدا و آخرت بوده تا سود ببرد، یا هدفش تنها دنیا بوده که در این صورت زیانکار خواهد شد.
خلاصه این روند آن است که انسان ابتدا خود را در مورد انجام واجبات محاسبه کند، سپس اگر در آنها نقصی بود، آن را جبران نماید. پس از آن، نفس خود را درباره گناهان بررسی کند؛ اگر مرتکب چیزی از آنها شده باشد، با توبه و استغفار جبران کند. سپس اعمالی را که اعضای بدنش انجام دادهاند ارزیابی کند و در نهایت، خود را از نظر لحظات غفلت مورد بررسی قرار دهد(230).
چهارم: درمان بیماری قلب از تسلط شیطان بر آن:
شیطان دشمن انسان است، و رهایی از او تنها با آنچه خداوند مقرر کرده، یعنی پناه بردن به او، امکانپذیر است. پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در دعای خود میان پناه بردن از شر نفس و شر شیطان جمع کرده است. ایشان به ابوبکر رضیاللهعنه فرمودند: «قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ، عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ، رَبَّ كُلِّ شَيْءٍ وَمَلِيكَهُ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسِي، وَشَرِّ الشَّيْطَانِ وَشِرْكِهِ، وَأَنْ أَقْتَرِفَ عَلَى نَفْسِي سُوءًا، أَوْ أَجُرَّهُ إِلَى مُسْلِمٍ، قُلْهُ إِذَا أَصْبَحْتَ، وَإِذَا أَمْسَيْتَ، وَإِذَا أَخَذْتَ مَضْجَعَكَ»، یعنی: «در صبحگاه و شامگاه و هر گاه به رختخواب رفتی بگو: «اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ، عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ، رَبَّ كُلِّ شَيْءٍ وَمَلِيكَهُ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسِي، وَشَرِّ الشَّيْطَانِ وَشِرْكِهِ، وَأَنْ أَقْتَرِفَ عَلَى نَفْسِي سُوءًا، أَوْ أَجُرَّهُ إِلَى مُسْلِمٍ» یعنی: «خدایا، ای آفریننده آسمانها و زمین، ای دانای نهان و آشکار، پروردگار و مالک همه چیز، گواهی میدهم که هیچ معبودی جز تو نیست. به تو پناه میبرم از شر نفس خود، از شر شیطان و وسوسههایش، و از اینکه مرتکب گناهی شوم یا آن را به مسلمانی بکشانم» (231).
و پناه بردن به خداوند و توکل و اخلاص مانع از تسلط شیطان میشود(232).
و درود و سلام الله بر پیامبر ما محمد، و بر آل و اصحاب او و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی می کنند باد.
***
فهرست
مقدمه 4
فضيلت دعا 6
دعا از قرآن و سنت 16
درمان با رُقْیه 89
از قرآن و سنت 89
مقدمه: اهمیت درمان با قرآن و سنت 89
۱- درمان سحر و جادو 98
۲- درمان چشمزخم 117
۳- درمان جنزدگی (وارد شدن جن در بدن انسان) 124
۴- درمان بیماریهای روحی روانی: 127
۵- درمان زخم و جراحت 136
۶- درمان مصیبت 137
۷- درمان غم و اندوه 144
۸- درمان سختیها 145
۹- خود درمانی بیمار 147
۱۰- درمان بیمار در عیادت اوست. 148
۱۱- درمان نگرانی و پریشانی در خواب 149
۱۲- درمان تب 149
۱۳-درمان نیش و گزیدگی 150
۱۴- درمان خشم 150
۱۵- درمان با سیاهدانه 151
۱۶- درمان با عسل 152
۱۷- درمان با آب زمزم 154
۱۸- درمان بیماریهای قلب 155
***
() اصل کتاب یادشده، بحمدالله، همراه با بررسی گسترده سندهای احادیث آن، در چهار جلد به چاپ رسیده است: اذکار (پناهگاه مسلمان) در جلد اول و دوم، دعا در جلد سوم، و درمان با رُقْيه در جلد چهارم است.
() روایت ابوداود (۲/۷۸) بهشمارهٔ (۱۴۸۱) و ترمذی (۵/۲۱۱) بهشمارهٔ (۲۹۵۹)، و ابن ماجه (۲/۱۲۵۸) بهشمارهٔ (۳۸۲۸) و شیخ آلبانی در صحیح الجامع الصغیر (۳/۱۵۰) و صحیح سنن ابن ماجه (۲/۳۲۴) آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ابوداود (۲/۷۸) بهشمارهٔ (۱۴۸۸)، و ترمذی (۵/۵۵۷)، بهشمارهٔ (۳۵۵۶) و ابن ماجه (۲/۱۲۷۱) بهشمارهٔ (۳۸۶۵) و ابن حجر گفته است: ( سند آن جید است) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۳/۱۷۹) آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ترمذی (۵/۵۶۶) و (۵/۴۶۲) بهشمارهٔ (۳۵۷۳) و احمد (۳/۱۸) بهشمارهٔ (۱۱۱۵۰) و شیخ آلبانی در صحیح الجامع الصغیر (۵/۱۱۶) و صحیح سنن ترمذی (۳/۱۴۰) آنرا صحیح دانسته است.
() برای اطلاع بیشتر از این آداب و اسباب اجابت دعا همراه با ادلهٔ آن مراجعه شود به اصل کتاب (۳/ ۹۲۷-۹۷۵).
() تعدی و تجاوز در دعا این است که انسان خواستههای غیر عقلانی داشته باشد و یا دعایی کند که بیفایده باشد.
() از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده است که گاهی در دعا ابتدا برای خود دعا میکرده است، و همچنین ثابت شده که گاهی بدون شروع از خود دعا میکرده، مانند دعای او برای انس، ابنعباس، ام اسماعیل و دیگران.برای اطلاع بیشتر این مسئله، میتوانید به منابع زیر مراجعه کنید:شرح نووی بر صحیح مسلم (۱۵/۱۴۴)، تحفة الأحوذی، شرح سنن ترمذی (۹/۳۲۸)، فتح الباری، شرح صحیح بخاری (۱/۲۸۱).
() برای مطالعهٔ بیشتر در مورد این وقتها، حالتها و اماکن همراه با ادلهٔ تفصیلی آن به اصل کتاب (۳/۹۷۵-۱۱۱۷) مراجعه کنید.
() دعاهای مأثور به دعاهایی میگویند که در قرآن و سنت آمدهاند.
() نگا: نام بزرگ خداوند در حدیث شمارهٔ ۲۰۳، و شمارهٔ ۱۰۴، و شمارهٔ ۱۰۵ از این کتاب آمده است.
() و برای استفادهٔ بیشتر، نگا: الفوائد ابن القیم (ص ۴۳۶-۴۳۷).
() اقتباس شده از سورهٔ بقره آیهٔ: ۲۱۳.
() اقتباس شده از سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۶۹.
() اقتباس شده از سورهٔ ابراهیم، آیهٔ ۲۷.
() با اقتباس از سورهٔ حجرات، آیهٔ ۷.
() اقتباس شده از سورهٔ تغابن، آیهٔ ۱۶.
() بخاری بهشمارهٔ ۴۵۲۲، و شمارهٔ ۶۳۸۹، و مسلم بهشمارهٔ ۲۶۹۰.
() بخاری بهشمارهٔ ۸۳۲، و مسلم بهشمارهٔ ۵۸۹.
() بخاری بهشمارهٔ ۲۸۲۳، و مسلم بهشمارهٔ ۲۷۰۶.
() بخاری بهشمارهٔ ۶۳۴۷، و مسلم بهشمارهٔ ۲۷۰۷، و لفظ آن این است، «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ سَلَّمَ یَتَعَوَّذُ مِنْ جَهْدِ الْبَلَاءِ، وَدَرَكِ الشَّقَاءِ، وَسُوءِ الْقَضَاءِ، وَشَمَاتَةِ الْأَعْدَاءِ». یعنی: «پیامبر صلی الله علیه وسلم به خداوند پناه میبرد از شدت رنجِ بلا و بدبختی و قضا و سرنوشت بد و از خوشنودى و سرزنش دشمنان».
() روایت مسلم بهشمارهٔ ۲۷۲۰.
() روایت مسلم بهشمارهٔ ۲۷۲۱.
() روایت مسلم بهشمارهٔ ۲۷۲۲.
() روایت مسلم بهشمارهٔ ۲۷۲۵.
() روایت مسلم بهشمارهٔ ۲۷۳۹.
() روایت مسلم بهشمارهٔ ۲۷۱۶.
() دلالت میکند بر این، دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم برای انس بن مالک که فرمود: «اللَّهُمَّ أَكْثِر مَالَهُ، وَوَلَدَهُ، وَبَارِكْ لَهُ فِيمَا أَعْطَيْتَه» یعنی: «خدایا مال و فرزندانش را زیاد کن و برای او در آنچه عطا نمودهای برکت قرار ده». روایت بخاری بهشمارهٔ ۱۹۸۲، و مسلم بهشمارهٔ ۶۶۰.
() روایت بخاری در ادب مفرد بهشمارهٔ ۶۵۳، و شیخ آلبانی در سلسله احادیث صحیحه بهشمارهٔ ۲۲۴۱، و صحیح ادب مفرد ص ۲۴۴ آنرا صحیح دانسته است، و آنچه در بین پرانتز قرار دارد دلالت میکند به آن، این فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم که وقتی از ایشان پرسیده شد بهترین مردم چه کسی است؟ فرمودند: «کسی که عمرش طولانی و اعمالش نیک شود» روایت ترمذی بهشمارهٔ ۲۳۲۹، و احمد بهشمارهٔ ۱۷۷۱۶، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۲/۲۷۱ آنرا صحیح دانسته است، و از شیخ و استاد ما شیخ ابن باز رحمه الله در مورد این دعا پرسیدم که آيا خواندن آن سنت است؟ ایشان پاسخ دادند: «آری».
() روایت بخاری بهشمارهٔ ۶۳۴۵، و مسلم بهشمارهٔ ۲۷۳۰.
() روایت ابوداود بهشمارهٔ ۵۰۹۰، و احمد ۲/۴۲، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابوداود ۳/۲۵۰، و صحیح ادب مفرد ۲۶۰ آنرا حسن دانسته است، و شیخ ابن باز نیز در تحفه الاخیار ص ۲۴ آنرا حسن دانسته است.
() روایت ترمذی بهشمارهٔ ۳۵۰۵، و حاکم آنرا صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۶۸ آنرا صحیح دانسته است و لفظ آن چنین است: «دعای ذوالنون [یونس] در شکم ماهی (أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ) [الأنبیاء:۸۷] هیچ مسلمانی در چیزی آنرا نمیخواند مگر اینکه خداوند دعایش را اجابت میکند».
() احمد ۱/۳۹۱، ۴۵۲، و حاکم ۱/۵۰۹، و حافظ در تخریج اذکار آنرا حسن دانسته و شیخ آلبانی در تخریج الکلم الطیب ص ۷۳ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت مسلم بهشمارهٔ ۲۶۵۴.
() روایت ترمذی بهشمارهٔ ۳۵۲۲، و احمد ۴/۱۸۲، و حاکم ۱/۵۲۵، و ۵۲۸، و آنرا صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۶/۳۰۹ و صحیح سنن ترمذی ۳/۱۷۱ آنرا صحیح دانسته است، و ام سلمه رضی الله عنها روایت کرده است که: «بیشترین دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم این بوده است».
() روایت ترمذی بهشمارهٔ ۳۵۱۴، و بخاری در ادب المفرد بهشمارهٔ ۷۲۶، و لفظ ترمذی چنین است: «(سَلُوا اللَّهَ العَافِيَةَ فِي الدُّنيَا وَالآخِرَةِ» یعنی: «از خداوند عافیت در دنیا و آخرت را بخواهید» و در یک لفظ: «سَلُوا اللَّهَ العَفوَ وَالعَافِيَةَ فَإِنَّ أَحَدًا لَم يُعْطَ بَعدَ اليَقِينِ خَيرًا مِنَ العَافِيَةِ» یعنی: «از خداوند عفو وعافیت را بخواهید، زیرا هیچ کسی بعد از یقین خیری مانند عافیت به او داده نشده است» و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۳/۱۸۰، و ۳/۱۸۵، و ۳/۱۷۰ آنرا صحیح دانسته است، و این روایت شواهدی نیز دارد، نگا: مسند امام احمد به ترتیب احمد شاکر ۱/۱۵۶-۱۵۷.
() احمد ۴/۸۱، و طبرانی در الکبیر ۲/۳۳/۱۱۶۹، و در دعاء بهشمارهٔ ۱۴۳۶، و ابن حبان بهشمارهٔ ۲۴۲۴، ۲۴۲۵، (موارد) و حافظ هیثمی در مجمع الزوائد ۱۰/۱۷۸ گفته است: «رجال احمد و یکی از سندهای طبرانی ثقه هستند».
() روایت بخاری در الادب المفرد بهشمارهٔ ۶۶۴، و ۶۶۵، و ابوداود بهشمارهٔ ۱۵۱۰، ۱۵۱۱، و ترمذی بهشمارهٔ ۳۵۵۱، و ابن ماجه بهشمارهٔ ۳۸۳۰، و احمد ۱/۱۲۷، و حاکم و آنرا صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است ۱/۵۱۹، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابوداود ۱/۴۱۴ و صحیح سنن ترمذی ۳/۱۷۸ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ترمذی بهشمارهٔ ۳۵۲۱، و ابن ماجه بهشمارهٔ ۳۸۴۶، به معنای آن، و ترمذی گفته است: «این حدیث حسن غریب است» و شیخ آلبانی در ضعیف سنن ترمذی ص۳۸۷ آنرا ضعیف دانسته است.
() روایت ابوداود بهشمارهٔ ۱۵۵۱، و ترمذی بهشمارهٔ ۳۴۹۲، و نسائی بهشمارهٔ ۵۴۷۰، و دیگران، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۶۶، و صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۰۸ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ابوداود بهشمارهٔ ۱۵۵۴، و نسائی بهشمارهٔ ۵۴۹۳، و احمد ۳/۱۹۲، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۱۶ و صحیح سنن ترمذی ۳/۱۸۴ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ترمذی بهشمارهٔ ۳۵۹۱، و ابن حبان بهشمارهٔ ۲۴۲۲ (موارد) و حاکم ۱/۵۳۲، و طبرانی در الکبیر ۱۹/۱۹/۳۶، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۸۴ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ترمذی بهشمارهٔ ۳۵۱۳، و نسائی در الکبری بهشمارهٔ ۷۷۱۲، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۷۰ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت احمد با این لفظ ۵/۲۴۳، و ترمذی به شمارهٔ ۳۲۳۵ به همانند آن، و آنرا حسن دانسته است، و گفته است که: از محمد بن اسماعیل -یعنی بخاری- پرسیدم و ایشان گفت: «این حدیث حسن صحیح است» و در آخر حدیث آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «این حق است آنرا بیاموزید و آموزش دهید» و حاکم ۱/۵۲۱، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۳۱۸ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ابن ماجه بهشمارهٔ ۳۸۴۶، با این لفظ و احمد ۶/۱۳۴ و لفظ زیادهٔ دوم از اوست، و حاکم آنرا صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است ۱/۵۲۱، و لفظ زیادهٔ اولی از اوست و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۲/۳۲۷ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت حاکم ۱/۵۲۵ و آنرا صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۲/۳۹۸ و در سلسله احادیث صحیحه ۴/۵۴ بهشمارهٔ ۱۵۴۰ آنرا حسن دانسته است.
() روایت ترمذی بهشمارهٔ ۳۵۰۲، و حاکم ۱/۵۲۸ و آنرا صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و ابن السنی بهشمارهٔ ۴۴۶، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۶۸ و صحیح الجامع ۱/۴۰۰ آنرا حسن دانسته است.
() روایت بخاری بهشمارهٔ ۲۸۲۲.
() متفق علیه، بخاری بهشمارهٔ ۶۳۹۸، و مسلم بهشمارهٔ ۲۷۱۹.
() متفق علیه، بخاری بهشمارهٔ ۸۳۴، و مسلم بهشمارهٔ ۲۷۰۵.
() متفق علیه: بخاری بهشمارهٔ ۶۳۹۸، و مسلم بهشمارهٔ ۲۷۱۹.
() حاکم ۱/۵۲۵ و آنرا صحیح دانسته است و ذهبی با وی موافقت کرده است، و بیهقی در الدعوات بهشمارهٔ ۲۰۶، و نگا: الاذکار نووی ص ۳۴۰، و عبدالقادر آرناؤوط محقق الاذکار آنرا حسن دانسته است.
() بهدلیل حدیث عباده رضی الله عنه که شنیدم که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هر کس برای مردان و زنان مؤمن آمرزش بطلبد خداوند در ازای هر مرد و زن مؤمن برای او یک نیکی مینویسد»، روایت طبرانی در الکبیر ۵/۲۰۲ بهشمارهٔ ۵۰۹۲، و ۳/۳۳۴ بهشمارهٔ ۲۱۵۵، و هیثمی در مجمع الزوائد ۱۰/۲۱۰ سند آنرا جید دانسته، و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۵/۲۴۲ بهشمارهٔ ۵۹۰۲ آنرا حسن دانسته است.
() روایت احمد بهشمارهٔ ۱۶۵۹۹، و شمارهٔ ۲۳۱۱۴، و شمارهٔ ۲۳۱۸۸، و ترمذی بهشمارهٔ ۳۵۰۰، و محققان مسند گفتهاند: «حسن لغیره است» ۲۷۱۴۴، ۳۸/۱۹۷، ۳۸/۱۴۵.
() روایت طبرانی، و هیثمی در مجمع الزوائد ۱۰/۱۵۹ گفته است که «رجال سند آن رجال صحیح هستند مگر محمد بن زیاد که او هم ثقه است» و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۱/۴۰۴ بهشمارهٔ ۱۲۷۸ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ابوداود بهشمارهٔ ۱۵۵۲، و نسائی بهشمارهٔ ۵۵۳۱، و شمارهٔ ۵۵۳۲، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۲۳، و صحیح سنن ابوداود ۱/۴۲۵ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ابوداود بهشمارهٔ ۱۵۴۷، و نسائی بهشمارهٔ ۵۴۸۳، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۱۲ آنرا حسن دانسته است.
() روایت نسائی بهشمارهٔ ۵۴۹۳، و حاکم ۱/۵۳۰، و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۱/۴۰۶، و ارواء الغلیل بهشمارهٔ ۸۵۲ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ابوداود بهشمارهٔ ۱۵۴۴، و نسائی بهشمارهٔ ۵۴۷۵، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۱۱، و صحیح الجامع ۱/۴۰۷ آنرا صحیح دانسته و آنچه در بین پرانتز آمده لفظ ابن حبان در (الموارد) است و شیخ آلبانی در صحیح موارد الظمآن ۲/۴۵۵ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت بخاری در الادب المفرد بهشمارهٔ ۱۱۷، و حاکم ۱/۵۳۲، و آنرا صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و روایت نسائی بهشمارهٔ ۵۵۱۷ و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۱/۴۰۸ و صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۱۸ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ترمذی بهشمارهٔ ۳۴۸۲، و ابوداود بهشمارهٔ ۱۵۴۹، و شیخ آلبانی در صحیح الجامع بهشمارهٔ ۱۲۹۵ و صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۱۳ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت طبرانی، و هیثمی در مجمع الزوائد ۱۰/۱۴۴ گفته است: «رجال آن رجال صحیح هستند» و شیخ آلبانی در صحیح الجامع ۱/۴۱۱ بهشمارهٔ ۱۲۹۰ آنرا حسن دانسته است.
() روایت ترمذی بهشمارهٔ ۲۵۷۲، و ابن ماجه بهشمارهٔ ۳۳۴۰، و نسائی بهشمارهٔ ۵۵۳۶، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۲/۳۱۹، و صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۲۱ آنرا صحیح دانسته است و لفظ آن چنین است: « هر کسی سه مرتبه از خداوند بهشت را بخواهد، بهشت میگوید: خدایا او را وارد بهشت کن. و هر کسی سه بار از دوزخ به خداوند به پناه ببرد، دوزخ میگوید: خدایا او را از آتش دوزخ نجات ده».
() بر آن دلالت میکند روایت بخاری و مسلم در دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم برای ابن عباس رضی الله عنهما. روایت بخاری بهشمارهٔ ۱۴۳، و مسلم بهشمارهٔ ۲۴۷۷.
() روایت احمد ۴/۴۰۳، و ابن ابی شیبه ۱۰/۳۳۷، و طبرانی در المعجم الاوسط ۴/۲۸۴، و شیخ آلبانی در صحیح ترغیب و ترهیب ۱/۱۹ آنرا حسن دانسته است.
() روایت ترمذی بهشمارهٔ ۳۵۹۹، و ابن ماجه بهشمارهٔ ۲۵۹، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۱/۴۷ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ابن ماجه بهشمارهٔ ۹۲۵، و نسائی در عمل اليوم والليلة بهشمارهٔ ۱۰۲، و احمد ۶/۲۹۴، و ۳۰۵، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۱/۱۵۲ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت نسائی بهشمارهٔ ۱۳۰۰، و نسائی در الکبری بهشمارهٔ ۷۶۶۵، و ابوداود بهشمارهٔ ۹۸۵، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۱/۱۴۷ آنرا صحیح دانسته است.
() ابوداود بهشمارهٔ ۱۴۹۵، و ابن ماجه بهشمارهٔ ۳۸۵۸، و نسائی بهشمارهٔ ۱۲۹۹، و ترمذی بهشمارهٔ ۳۵۴۴، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۱/۲۷۹، و صحیح سنن ابن ماجه ۲/۳۲۹ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ابوداود بهشمارهٔ ۹۸۵، و ترمذی بهشمارهٔ ۳۴۷۵، و ابن ماجه بهشمارهٔ ۳۸۵۷، و احمد ۵/۳۶۰، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۶۳ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ابوداود بهشمارهٔ ۱۵۱۸، و ترمذی بهشمارهٔ ۳۴۳۴، و لفظ از اوست، و نسائی در الکبری بهشمارهٔ ۱۰۲۹۲، و ابن ماجه بهشمارهٔ ۳۸۱۴، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۲/۳۲۱ و صحیح سنن ترمذی ۳/۱۵۳ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت نسائی بهشمارهٔ ۱۳۰۵، و احمد ۴/۲۶۴، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۱/۲۸۰، و ۱/۲۸۱ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ترمذی بهشمارهٔ ۳۴۹۱، و آنرا حسن دانسته است، و شیخ عبدالقادر الارناؤوط گفته است: «همانگونه است که ترمذی گفته است» نگا: تحقیق وی بر جامع الاصول ۴/۳۴۱.
() روایت مسلم بهشمارهٔ ۴۷۶، و نسائی بهشمارهٔ ۴۰۰.
() نسائی بهشمارهٔ ۵۴۶۹، و لفظ آن چنین است: «پیامبر صلی الله علیه وسلم از پنچ چیز به خداوند پناه میبرد: از بخیلی، از ترسو بودن، از عمر بد، از فتنهٔ وسواس بودن، و از عذاب قبر» و روایت ابوداود بهشمارهٔ ۱۵۳۹، و شیخ عبدالقادر ارناؤوط در تخریج جامع الاصول ۴/۳۶۳ آنرا حسن دانسته است.
() روایت نسائی بهشمارهٔ ۱۳۴۴، و احمد ۶/۶۱، و بیهقی در الدعوات بهشمارهٔ ۱۰۹، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۲۱ و سلسله احادیث صحیحه بهشمارهٔ ۱۵۴۴ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ترمذی، و لفظ از اوست، بهشمارهٔ ۳۴۸۳، و احمد همانند آنرا روایت کرده است ۳۳/۱۹۷، به شمارهٔ ۱۹۹۹۲، و حاکم ۱/۵۱۰، همانند آن، و آنرا صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و محققان مسند در مورد روایت احمد گفتهاند: «سند آن صحیح و بر شرط شیخین است» ۳۳/۱۹۷، اما لفظ ترمذی را شیخ آلبانی در ضعیف سنن ترمذی ص ۳۹۷ ضعیف دانسته است.
() روایت نسائی در الکبری بهشمارهٔ ۷۸۶۷، بهشمارهٔ ۳۸۴۳ و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۲/۳۲۷ آنرا حسن دانسته است، و لفظ آن چنین است: «از خداوند علم سودمند بخواهید و به او از علمی که سود ندارد پناه ببرد».
() روایت مسلم از ابوهریره رضی الله عنه به شمارهٔ ۲۷۱۳.
() روایت ابوداود بهشمارهٔ ۹۶۹، و لفظ از اوست ۱/۲۶۵، و گفته است: «صحیح است بر شرط مسلم» و ذهبی با وی موافقت کرده است، ۱/۲۶، و شیخ آلبانی در صحیح الادب المفرد بهشمارهٔ ۶۳۰ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت حاکم از ام سلمه بهصورت مرفوع ۱/۵۲۰، و آنرا صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است ۱/۵۲۰، و بیهقی در الدعوات بهشمارهٔ ۲۲۵، و طبرانی در الکبیر ۲۳/۳۲۶، بهشمارهٔ ۷۱۷.
() روایت حاکم ۱/۵۲۳، و گفته است: «صحیح است بر شرط مسلم»، و ذهبی با وی موافقت کرده است ۱/۵۳۲، و روایت طبرانی در المعجم الکبیر ۱۹/۱۹ بهشمارهٔ ۳۶ و شیخ آلبانی در ظلال الجنه بهشمارهٔ ۱۳ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت حاکم ۱/۵۳۲، و آنرا صحیح دانسته است و ذهبی با وی موافقت کرده است ۱/۵۱۰، از ابن عباس رضی الله عنهما، و بیهقی در آداب بهشمارهٔ ۱۰۸۴، و در الدعوات الکبیر ۲۱۱، و حافظ ابن حجر در الفتوحات الربانیه ۴/۳۸۳ آنرا حسن دانسته است.
() روایت احمد ۶/۴۸، و حاکم ۱/۲۵۵، و گفته است: «صحیح است بر شرط مسلم» و ذهبی با وی موافقت کرده است ۱/۲۵۵، و ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها گفته است: وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم خواست برود از ایشان پرسیدم: حساب آسان چیست؟ ایشان فرمودند: «این که خداوند در پروندهٔ اعمال او بنگرد سپس از او در بگذرد، ای عایشه کسی که در آن روز در رابطه با پروندهٔ اعمالش مورد مناقشه و بحث قرار بگیرد هلاک میشود، و هر مصیبتی که برای مؤمن میرسد خداوند آنرا کفاره و پاک کنندهٔ گناهانش قرار میدهد حتی خاری که بهپایش میخلد»، و شیخ آلبانی در تحقیق مشکاة المصابیح گفته است: «سند آن جید است».
() روایت احمد ۲/۲۹۹، و حاکم ۱/۴۹۹، و آنرا صحیح دانسته است و ذهبی با وی موافقت کرده است، و همانگونه است که آن دو گفتهاند، و روایت ابوداود بهشمارهٔ ۱۵۲۴، و نسائی در الکبری بهشمارهٔ ۹۹۷۳، و شیخ آلبانی در صحیح الادب المفرد بهشمارهٔ ۵۳۴ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ابن حبان (الموارد) ص ۶۰۴، بهشمارهٔ ۲۴۳۶، از ابن مسعود رضی الله عنه بهطور موقوف، و روایت احمد از طریق دیگر ۱/۳۸۶، ۴۰۰، و نسائی در عمل الیوم واللیلة بهشمارهٔ ۸۶۹، و شیخ آلبانی در سلسله صحیحه بهشمارهٔ ۲۳۰۱ آنرا حسن دانسته است.
() روایت نسائی در الکبری ۶/۲۴۶ به شمارهٔ ۱۰۸۳۰، و حاکم ۱/۵۱۰ و آنرا صحیح دانسته است، و ذهبی با وی موافقت کرده است، و روایت احمد ۴/۴۴۴، که در تحقیق مسند احمد به آدرس ۳۳/۱۹۷ به شمارهٔ ۱۹۹۹۲ وجود دارد، و حافظ ابن حجر در الاصابه گفته است که: «سند آن صحیح است» و شیخ آلبانی در تخریج احادیث ریاض الصالحین در تعلیق بر حدیث شمارهٔ ۱۴۹۵ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت نسائی بهشمارهٔ ۵۴۷۵، و احمد ۲/۱۷۳، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۳/۱۱۱۳ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت نسائی بهشمارهٔ ۱۶۱۷، و ابن ماجه بهشمارهٔ ۱۳۵۶، و شیخ آلبانی در صحیح سنن نسائی ۱/۳۵۶، و صحیح سنن ابن ماجه ۱/۲۲۶ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ترمذی بهشمارهٔ ۳۶۸۱، و بخاری در الادب المفرد بهشمارهٔ ۶۵۰، و حاکم ۱/۵۲۳، و آنرا صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۱۸۸ آنرا حسن دانسته است.
() روایت حاکم ۱/۵۴۱، و زوائد مسند بزار ۲/۴۴۲ به شمارهٔ ۲۱۷۷، و طبرانی در الدعاء بهشمارهٔ ۱۴۳۵، و هیثمی در مجمع الزوائد ۱۰/۱۷۹ گفته است: «سند طبرانی جید است».
() روایت احمد با این لفظ ۳/۴۲۴، و ۲۴/۲۴۶، به شمارهٔ ۱۵۴۹۲، و آنچه در بین پرانتز قرار دارد در روایت حاکم ۱/۵۰۷، ۳/۲۳-۲۴، و بخاری در الادب المفرد به شمارهٔ ۶۹۹ آمده است، و شیخ آلبانی در تخریج کتاب فقه السیرة ص ۲۸۴، و در صحیح الادب المفرد بخاری بهشماره ۵۳۸ ص ۲۵۹ آنرا صحیح دانسته است»
() روایت مسلم بهشمارهٔ ۲۶۹۶ و شمارهٔ ۲۶۹۷، و در روایت مسلم آمده است که: «این دعاها خیر و خوبی دنیا و آخرت را برای تو جمع میکند» و در سنن ابوداود بهشمارهٔ ۸۵۰ آمده است که: وقتی آن بادیهنشین رفت پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «دستانش را مملو از خیر کرده است».
() نگا: سنن ابن ماجه بهشمارهٔ ۸۹۸، و سنن ترمذی به شمارهٔ ۲۸۴، و صحیح سنن ابن ماجه ۱/۱۴۸، و صحیح سنن ترمذی ۱/۹۰.
() روایت ترمذی ۵/۳۲۶ بهشمارهٔ ۳۱۷۳، و حاکم ۲/۹۸ و آنرا صحیح دانسته و شیخ عبدالقادر الارناؤوط در تحقیق جامع الاصول ۱۱/۲۸۲ آنرا حسن دانسته است.
() روایت احمد ۶/۶۸، و ۱۵۵، و ۱/۴۰۳، و ابن حبان در الموارد ۲۴۲۳، و طیالسی ۳۷۴، و مسند ابویعلی بهشمارهٔ ۵۰۷۵، و شیخ آلبانی ارواء الغلیل ۱/۱۱۵ بهشمارهٔ ۷۴ آنرا صحیح دانسته است.
() بر آن دلالت میکند دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم برای جریر رضی الله عنه. نگا: بخاری بهشمارهٔ ۶۳۳۳ و همچنین شمارههای ۳۰۲۰، و ۳۰۳۶ و غیره.
() روایت احمد ۲۸/۳۳۸ به شمارهٔ ۱۷۱۱۴، و ۲۸/۳۵۶ بهشمارهٔ ۱۷۱۳۳، و ترمذی به شمارهٔ ۳۴۰۷، و طبرانی در معجم کبیر با همین لفظ بهشمارههای ۷۱۳۵، ۷۱۵۷، ۷۱۷۵، ۷۱۷۶، ۷۱۷۷، ۷۱۷۸، ۷۱۷۹، ۷۱۸۰، و روایت ابن حبان در صحیحش ۳/۲۱۵ بهشمارهٔ ۹۳۵، و ۵/۳۱۰ بهشمارهٔ ۱۹۷۴، و شیخ شعیب الارناؤوط در تحقیق صحیح ابن حبان ۵/۳۱۲ آنرا حسن دانسته و محققان مسند این روایت را بخاطر داشتن طرق دیگر حسن دانستهاند ۲۸/۳۳۸، و شیخ آلبانی آنرا در سلسله احادیث صحیح جلد هفتم شمارهٔ ۳۲۲۸ ذکر نموده و همچنین در صحیح موارد الظمآن بهشمارهٔ ۲۴۱۶، همچنین ۲۴۱۸ آورده و گفته: «حسن لغیره است».
() برگرفته این فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم است که «... هر گاه خواستید از خداوند چیزی بطلبید از او فردوس را بطلبید که مرکز بهشت و بالاترین آن از نظر جایگاه است و بالای آن عرش خدای رحمان قرار دارد و چشمههای بهشت از آنجا میجوشد» روایت بخاری بهشمارهٔ ۲۷۹۰، و شمارهٔ ۷۴۲۳.
() اقتباس شده از حدیث عبدالله بن عمر رضی الله عنهما که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «ایمان در دل هریک از شما كهنه و مندرس میشود همانطور که لباس کهنه و مندرس میگردد، پس از الله بخواهید که ایمان را در دلهایتان نو سازد». حاکم ۱/۴ و آنرا صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است، و هیثمی در مجمع الزوائد ۱/۵۲ گفته است: « طبرانی در الکبیر این روایت را ذکر نموده و سند آن حسن است» و شیخ آلبانی در سلسله احادیث صحیح ۴/۱۱۳ به شمارهٔ ۱۵۸۵ آنرا حسن دانسته است.
() روایت ابوداود بهشمارهٔ ۱۵۴۹، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابوداود ۱/۴۲۴ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت طبرانی در الدعاء ۳/۱۴۲۵ به شمارهٔ ۱۳۳۹، و شیخ آلبانی در سلسله احادیث صحیحه ۷/۳۷۷ بهشمارهٔ ۳۱۳۷ گفته است: «و میگویم این سندی جید است و راویان آن همه از اشخاص مذکور در تهذیب هستند».
() روایت احمد در مسند ۲۹/۵۹۶ بهشمارهٔ ۱۸۰۵۶، و محققان مسند گفتهاند: «سندش صحیح است» و روایت طبرانی در معجم کبیر ۳/۲۰ بهشمارهٔ ۲۵۲۴ با لفظ: «(اللَّهُمَّ لَا تُخْزِنِي يَومَ القِيَامَةِ، وَلَا تُخْزِنِي يَومَ البَأْسِ» یعنی: «خدایا در روز قیامت و روز سختی و دشواری مرا خوار و ذلیل مگردان».
() روایت ابن ماجه بهشمارهٔ ۳۸۵۱، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه ۳/۲۵۹ و سلسله احادیث صحیحه بهشمارهٔ ۱۱۳۸ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ابن حبان بهشمارهٔ ۲۴۴۰ (موارد) و شیخ آلبانی در صحیح موارد الظمآن ۲/۴۵۴ بهشمارهٔ ۲۰۶۶ آنرا صحیح دانسته است.
() روایت بخاری بهشمارهٔ ۶۳۶۳، انس رضی الله عنه میگوید: «هرگاه پیامبر صلی الله علیه و سلم جایی اطراق میکرد من به ایشان خدمت میکردم، و بسیار میشنیدم که میفرمود: «اللّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ...» یعنی: «خدایا من به تو پناه میبرم....»
() روایت مسلم بهشمارهٔ ۲۸۶۷، و در آن آمده است: «پناه ببرید به خداوند از عذاب دوزخ» و ... [پناه ببرید به خداوند از عذاب قبر....] تا پایان آن.
() روایت مسلم بهشمارهٔ ۱۹۰۹، اقتباس شده از این فرمودهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم که: «هر کسی صادقانه از خداوند شهادت را بطلبد خداوند او را بهجایگاه شهدا میرساند حتی اگر بر بسترش مرده باشد».
() روایت بخاری بهشمارهٔ ۴۳۲۳ و مسلم بهشمارهٔ ۲۴۹۸، و این دعا اقتباس شده از دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم برای عبید ابی عامر و دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم برای ابوبرده رضی الله عنهما است.
() روایت احمد در مسند ۳/۲۴۹ به شمارهٔ ۱۷۲۳ و محققان مسند ۳/۲۴۹ گفتهاند: «سند آن صحیح است» و این روایت مطلق است و مقید به وتر نیست، همچنان که در روایت دیگر آمده است، و در این روایت انس رضی الله عنه میگوید: «پیامبر صلی الله علیه وسلم برای ما دعا کردن میآموخت....».
() روایت مسلم به شمارهٔ ۲۱۴، به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفته شد: ای پیامبر خدا، همانا ابن جدعان در زمان جاهلیت رابطهٔ خویشاوندی را بهجای میآورد و به مستمندان غذا میداد، آیا این کارها برایش سودی میرساند؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «برایش سودی نمیرساند زیرا ایشان هیچ روزی نگفتند: خدایا در روز قیامت خطاهای مرا بیامرز».
() روایت ترمذی بهشمارهٔ ۳۵۷۷، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی ۳/۴۶۹ آنرا صحیح دانسته است با این لفظ: «هر کس این دعا را بخواند خداوند گناهان او را میآمرزد حتی اگر در روز پیکار و نبرد با دشمنان فرار کرده باشد».
() برگرفته از دعای پیامبر صلی الله علیه وسلم برای عایشه رضی الله عنها: «اللَّهَمَّ اغْفِرْ لَهَا ذَنْبـَهَا، وَأَذْهِبْ غَيْظَ قَلْبِهَا، وَأَعِذْهَا مِنْ مُضِلَّاتِ الفِتَنْ» یعنی: «خداوندا گناهان او را بیامرز و خشم قلبش را از بین ببر، و او را از فتنههای گمراه کننده حفظ فرما» روایت ابن عساکر با سند خود در «الأربعين في مناقب أمهات المؤمنين» ص ۸۵، از عایشه رضی الله عنها. و گفته است: «این روایت صحیح حسن است از حدیث بقیه بن الولید» و ابن سنی همانند آنرا در «عمل اليوم والليلة» بهشمارهٔ ۴۵۷ روایت کرده است و در نسخهٔ دیگر ابن سنی آمده است «و پناه بده مرا از شیطان» بهجای «فتنههای گمراه کننده» برای تخریج آن نگا: سلسله ضعیفه شیخ آلبانی بهشمارهٔ ۴۲۰۷ و این روایت شاهدی از ام سلمه رضی الله عنه نزد امام احمد ۲/۴۴ بهشمارهٔ ۲۶۵۷۶ دارد و لفظ آن این است که: «بگو خداوندا ای پروردگار محمد، گناهان مرا بیامرز و خشم قلب مرا برطرف کن و مرا از فتنههای گمراهگر نجات بده تا وقتی زنده هستم» و هیثمی در مجمع الزوائد آنرا حسن دانسته است، و طبرانی در معجم الکبیر ۲۳/۳۳۸ بهشمارهٔ ۷۸۵ آنرا روایت کرده است بدون لفظ «تا وقتی ما را زنده نگه داشتهای»َ و این روایت همچنین شاهدی از ام هانی رضی الله عنها دارد که به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: « ای پیامبر خدا، دعایی به من بیاموز که آنرا بخوانم، ایشان فرمودند: «بگو خداوندا گناهان مرا بیامرز...» روایت خرائطی در اعتلال القلوب بهشمارهٔ ۵۲، و مساوئ الاخلاق بهشمارهٔ ۳۲۳.
() روایت بیهقی در الکبری ۵/۹۵، از دعای ابن عمر بهطور موقوف، و ابن ملقن در البدر المنیر ۶/۳۰۹ آنرا نقل نموده و به نقل از ضیاء گفته است که: «سند آن جید است» و ابن مسعود رضی الله عنه میفرماید: «هیچکدام از شما نگوید: «خدایا من از فتنه به تو پناه میبرم»، زیرا هیچ کسی نیست که در زندگی با فتنه روبرو نباشد، زیرا خداوند میفرماید: ﴿إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ﴾ [التغابن: 15] یعنی: «همانا داراییها و فرزندانتان فتنه هستند»، اگر هر کدام از شما خواست به خداوند پناه ببرد، از فتنههای گمراهگر به او پناه ببرد. روایت ابن جریر در تفسیر ۱۳/۴۷۵ بهشمارهٔ ۱۵۹۱۲، و ابن بطال در شرح صحیح بخاری ۴/۱۳.
() روایت بخاری بهشمارهٔ ۳۳۷۰، و آنچه در میان پرانتز وجود دارد از حدیث ابوهریره رضی الله عنه است که نزد مسلم به شمارهٔ ۴۰۵ آمده است.
() نگا: الجواب الكافي لمن سأل عن الدواء الشافي اثر ابن القیم (ص ۲۰).
() زاد المعاد اثر ابن القیم (۴/۶ و ۴/۳۵۲).
() زاد المعاد (۴/۳۵۲).
() زاد المعاد اثر ابن القیم (۴/۶ و ۴/۳۵۲).
() نگا: زاد المعاد (۴/۱۷۸) و الجواب الکافی ( ص: ۲۱).
() نگا: الجواب الکافی (ص ۲۲-۲۵).
() روایت ترمذی بهشمارهٔ (۳۵۴۸) و حاکم (۱/۶۷۰)، و احمد بهشمارهٔ (۲۲۰۴۴)، و شیخ آلبانی آنرا حسن دانسته است، نگا: صحیح الجامع (۳/۱۵۱) بهشمارهٔ (۳۴۰۳).
() به روایت حاکم (۱/۶۷۰)، و ترمذی بهشمارهٔ (۲۱۳۹)، و شیخ آلبانی در سلسلة الأحاديث الصحيحة آنرا حسن دانسته است (۱/۷۶)، بهشمارهٔ (۱۵۴).
() نگا: زاد المعاد (۴/۶۸) و الجواب الکافی ( ص: ۲۱).
() فتح الباری اثر ابن حجر (۱۰/۱۹۶).
() نگا: فتح الباری (۱۰/۱۹۵) و فتاوای علامه بن باز (۲/۳۸۴).
() بهروایت حاکم و آنرا صحیح دانسته است و ذهبی نیز با ایشان موافقت کرده است (۱/۵۶۲) و شیخ آلبانی در صحیح ترغیب و ترهیب آنرا صحیح دانسته است (۱/۲۷۳) بهشمارهٔ (۶۵۸).
() امام ترمذی به شماره (۳۳۸۸)، وامام ابو داود به شماره (۵۰۸۸)، وامام ابن ماجه به شماره (۳۸۶۹) روایت کرده اند. و شیخ آلبانی در صحیح ابن ماجه آنرا صحیح دانسته است، (۲/۳۳۲).
() منظور از تعوذات آیات و دعاهایی است که با «اعوذ» و «نعوذ» آغاز میشود که بهمعنای پناه بردن به خداوند است.
() امام بخاری (۴/۹۵) به شماره (۳۲۹۳)، وامام مسلم (۴/۲۰۷۱) به شماره (۲۶۹۱) روایت کرده اند.
() نگا: زادالمعاد (۴/۱۲۶)، و مجموع الفتاوای علامه بن باز (۳/۲۷۷)، و نگا: اسباب دهگانه که شر حسود و ساحر را دفع میکند در بخش سوم از درمان چشمزخم در این کتاب.
() بخاری همراه با فتح (۱۰/۲۴۷) به شمارهٔ (۵۴۴۵)، و مسلم (۳/۱۶۱۸) بهشمارهٔ (۲۰۴۷).
() منظور از دو حره، دو منطقه دارای سنگهای آتشفشانی است که در مدینه قرار دارند و به آنها حرهٔ شرقی و حرهٔ غربی گفته میشود.
() لابیتها: مثنای لابه، که همان حره است، زمین دارای سنگهای سیاه که گویا سوخته شده، و مراد از آن دو حرهای است که در اطراف مدینه وجود دارند. نگا: فیض القدیر مناوی (۲/۵۱۴).
() مسلم (۳/۱۶۱۸) بهشمارهٔ (۲۰۴۷).
() نگا: زادالمعاد (۴/۱۲۴)، و بخاری با فتح (۱۰/۱۳۲) بهشمارهٔ (۵۷۶۵)، و مسلم (۴/۱۹۱۷)، بهشمارهٔ (۲۱۸۹)، و مجموع الفتاوای شیخ بن باز (۳/۲۲۸).
() نگا: فتح الحق المبين في علاج الصرع والسحر والعين (ص ۱۳۸).
() نگا: فتاوای بن باز (۳/۲۷۹)، و فتح المجید (ص ۳۴۶)، و الصارم البتار في التصدي للسحرة والأشرار اثر وحید عبدالسلام (۱۰۹-۱۱۷)، و در آنجا به رُقْیهای مفید و طولانی اشاره شده است. و مصنف عبدالرزاق (۱۱/۱۳)، و فتح الباری اثر ابن حجر (۱۰/۲۳۳).
() نگا: البخاری با فتح (۹/۶۲)، بهشمارهٔ (۵۰۱۶)، و مسلم (۴/۱۷۲۳)، بهشمارهٔ (۲۱۹۲)، و بخاری با فتح (۱۰/۲۰۸).
() منظور از تعویذات دعاهایی است که با «اعوذ» یا «نعوذ» شروع میشود به معنای پناه بردن بهخداوند متعال است.
() بهروایت ابوداود (۳/۱۸۷)، بهشمارهٔ (۳۱۰۶)، و ترمذی (۲/۴۱۰) بهشمارهٔ ۲۰۸۳، و شیخ آلبانی در صحیح الجامع (۵/۱۸۰) بهشمارهٔ (۳۲۲) و در صحیح سنن ابوداود (۲/۲۷۶) آنرا صحیح دانسته است.
() مسلم (۴/۱۷۲۸) بهشمارهٔ (۲۲۰۲).
() بخاری همراه با فتح (۱۰/۲۰۶) به شمارهٔ (۵۷۵۰)، و مسلم (۴/۱۷۲۱) بهشمارهٔ (۲۱۹۱).
() بخاری با فتح (۶/۴۰۸) بهشمارهٔ (۳۳۷۱).
() مسلم (۴/۱۷۲۸) حدیث (۲۷۰۹).
() روایت ابوداود بهشمارهٔ (۳۸۹۳)، و ترمذی بهشمارهٔ (۳۵۲۸) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۳/۱۷۱) آنرا حسن دانسته است.
() مسند احمد (۳/۱۱۹)، بهشمارهٔ (۱۵۴۶۱)، با سند صحیح، و ابن سنی بهشمارهٔ (۶۳۷)، و نگا: مجمع الزوائد (۱۰/۱۲۷)، و شیخ آلبانی در سلسلة الأحاديث الصحيحة (۷/۱۹۶) آنرا صحیح دانسته است.
() مسلم (۴/۲۰۸۴) بهشمارهٔ (۲۷۱۳).
() روایت مسلم از ابوسعید خدری رضی الله عنه (۴/۱۷۱۸) به شمارهٔ (۲۱۸۶).
() روایت مسلم از عایشه رضی الله عنها (۴/۱۷۱۸)، بهشمارهٔ (۲۱۸۵).
() سنن ابن ماجه، بهشمارهٔ (۳۵۲۷) از عباده بن صامت رضی الله عنه، و شیخ آلبانی در صحیح ابن ماجه (۲/۲۶۸) آنرا صحیح دانسته است.
() نگا: زادالمعاد (۴/۱۲۵)، و نمونههایی از درمان سحر و جادو پس از وقوع آن وجود دارد که اگر تجربه شود مفید خواهند بود. نگا: مصنف ابن ابی شیبه (۷/۳۸۶-۳۸۷)، و فتح الباری (۱۰/۲۳۳-۲۳۴)، و مصنف عبدالرزاق (۱۱/۱۳)، الصارم البتار (ص ۱۹۴ - ۲۰۰)، و السحر حقيقته وحكمه اثر دکتر مسفر الدميني (ص ۶۴-۶۶).
() نگا: فتح الحق المبين في علاج الصرع والسحر والعين (ص: ۱۳۹).
() نگا: فتح الحق المبین (ص ۱۴۴) و در مورد درمان با آب زمزم در این کتاب سخن خواهیم گفت.
() نگا: فتح الحق المبین (ص ۱۴۱) و در مورد درمان با سیاهدانه در همین کتاب سخن خواهیم گفت.
() نگا: فتح الحق المبین (ص ۱۴۰) و در مورد درمان با عسل در این کتاب سخن خواهیم گفت.
() احمد در مسند (۳/۴۹۷) بهشمارهٔ (۱۶۰۵۵)، و ترمذی بهشمارهٔ (۱۸۵۱) و ابن ماجه بهشمارهٔ (۳۳۱۹) و شیخ آلبانی در صحیح ترمذی (۲/۱۶۶) آنرا صحیح دانسته است.
() نگا: فتح الحق المبين في علاج الصرع والسحر والعين (ص ۱۴۲).
() نگا: منبع پیشین (ص ۱۴۵).
() نگا: آنچه قبلا در مورد درمان سحر در این کتاب گفتیم.
() روایت مالک در موطأ (۲/۹۳۸)، و ابن ماجه (۲/۱۱۶۰) بهشمارهٔ (۳۵۰۹)، و احمد (۴/۴۴۷) بهشمارهٔ (۱۵۷۰۰)، و شیخ آلبانی آنرا در صحیح ابن ماجه (۲/۲۶۵) صحیح دانسته است، و زادالمعاد (۴/۱۷۰)، و الصارم البتار في التصدي للسحرة والأشرار اثر شیخ وحید عبدالسلام (ص ۲۲۹- ۲۵۲).
() نگا: شرح السنة اثر بغوی (۱۳/۱۱۶)، و زادالمعاد (۴/۱۷۳).
() نگا: سنن ابوداود (۴/۹) بهشمارهٔ (۵۰۵۶)، و شیخ آلبانی در سلسلة الأحاديث الصحيحة (۶/۶۱)، و زادالمعاد (۴/۱۶۳)، و نگا: الوقاية والعلاج من الكتاب والسنة لمحمد بن شايع، ( ص ۱۴۴-۱۴۷).
() نگا: آنچه قبلا در مورد درمان سحر در این کتاب گفتیم.
() سنن ابوداود (۴/۱۰) بهشمارهٔ (۳۸۸۵) و پیامبر صلی الله علیه وسلم این کار را برای ثابت بن قیس انجام دادند. شیخ آلبانی در ضعیف سنن ابوداود بهشمارهٔ (۸۳۶) آنرا ضعیف دانسته است.
() مسند احمد (۳/۴۹۷)، بهشمارهٔ (۱۶۰۵۵)، و شیخ آلبانی در سلسلة الأحاديث الصحيحة (۱/۱۰۸) بهشمارهٔ (۳۷۹) آنرا صحیح دانسته است.
() نگا: آنچه قبلا در مورد درمان سحر در این کتاب گفتیم.
() نگا: آنچه قبلا در مورد درمان سحر در این کتاب گفتیم.
() نگا: زاد المعاد ابن القیم (۴/۱۷۰) و فتاوای ابن تیمیه (۱۹/۶۴).
() نگا: نوع دوم از درمان سحر و جادو که در این کتاب آمده است.
() روایت ترمذی بهشمارهٔ (۲۵۱۶) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۲/۳۰۹) آنرا صحیح دانسته است.
() نگا: بدائع الفوائد اثر امام ابن القیم (۲/۲۳۸-۲۴۵).
() نگا: سنن ابوداود (۴/۱۳-۱۴) بهشمارهٔ (۳۸۹۶)، و احمد (۵/۲۱۰) بهشمارهٔ (۲۱۸۳۵) و شیخ آلبانی در سلسله صحیحه بهشمارهٔ ۲۰۲۸ آنرا صحیح دانسته است.
() نگا: الفتح الرباني ترتيب مسند الإمام أحمد، (۱۷/۱۸۳).
() نگا: نوع دوم از درمان سحر و جادو که در این کتاب آمده است.
() نگا: : رقیه طولانی و مفید در الصارم البتار، (۱۰۹-۱۱۷) ، اثر شیخ وحيد عبد السلام، و نگا: زاد المعاد، (۴/۶۶-۶۹)، وإيضاح الحق في دخول الجني بالإنسي والرد على من أنكر ذلك اثر علامه عبد العزيز بن عبد الله ابن باز، (ص ۱۴) ، وفتاواى ابن تيمية، (۹/۱۹، ۶۵)، و (۲۴/۲۷۶)، و الوقاية والعلاج من الكتاب والسنة اثر محمد بن شايع، (ص ۶۶-۶۹)، و نگا: كيفية طرد الجن من البيت، الوقاية والعلاج اثر محمد بن شايع، (ص ۵۹) ، وعالم الجن والشياطين اثر اشقر (ص ۱۳۰).
() نگا: فتح الحق المبين في علاج الصرع والسحر والعين (ص: ۱۱۲)، و بخاری بهشمارهٔ (۵۷۴).
() نگا: اسباب گشایش سینه در زادالمعاد ابن القیم (۲/۲۳-۲۸)، و كتاب الوسائل المفيدة للحياة السعيدة اثر علامه عبد الرحمن بن ناصر السعدي رحمه الله.
() دغل هر چیزی: عیبی و ایرادی است که آنرا فاسد میکند.
() سنن ابن ماجه، بهشمارهٔ (۴۲۱۶) و شیخ آلبانی در صحیح ابن ماجه (۲/۴۱۱) آنرا صحیح دانسته است.
() مسلم (۲/۱۰۹۱) بهشمارهٔ (۱۴۶۹).
() مسلم (۴/۲۰۸۷) بهشمارهٔ (۲۷۲۰).
() بهروایت ابوداود (۴/۳۲۴) به شمارهٔ (۵۰۹۰)، و احمد (۵/۴۲) بهشمارهٔ (۰۴۳۰) و شیخ آلبانی در صحیح الجامع به شمارهٔ (۳۳۸۸) آنرا صحیح و در سنن ابوداود (۳/۲۵۱) آنرا حسن دانسته است.
() احمد (۵/۳۱۴، ۳۱۶، ۳۱۹، ۳۳۰، ۳۲۶) بهشمارههای (۲۱۶۲۴،۲۲۶۸۰، ۲۲۷۳۲)، و حاکم نیز این روایت را ذکر نموده و آنرا صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است (۲/۷۲)، و شیخ آلبانی در سلسله صحیحه (۲/۲۷۴) آنرا صحیح دانسته است.
() نگا: مقدمهٔ الوسائل المفيدة، چاپ پنجم، (ص ۶).
() بخاری همراه با فتح (۱۰/۲۰۶) به شمارهٔ (۵۷۴۵)، و مسلم (۴/۱۷۲۴) بهشمارهٔ (۲۱۹۴).
() نگا: شرح نووی بر صحیح مسلم (۱۴/۱۸۴)، و فتح الباری ابن حجر (۱۰/۲۰۸)، و نگا: شرح مفصل حدیث در زادالمعاد (۴/۱۸۶-۱۸۷).
() مسلم (۲/۶۳۳) بهشمارهٔ (۹۱۸).
() یعنی میگوید: الحمدلله و انا لله وانا الیه راجعون.
() ترمذی بهشمارهٔ (۱۰۲۱) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۱/۲۹۸) آنرا حسن دانسته است.
() بخاری با فتح (۱۱/۲۴۲) بهشمارهٔ (۶۴۲۴).
() احمد بهشمارهٔ (۱۵۵۹۵)، و نسائی (۴/۲۳) در الجنائز باب الأمر بالاحتساب والصبر عند نزول المصيبة بهشمارهٔ (۱۸۷۰) و سند آن بر شرط صحیح است، و ابن حبان آنرا صحیح دانسته (۸/۲۰۹)، و شیخ آلبانی در صحیح ترغیب و ترهیب بهشماره ۲۰۰۷ آنرا صحیح دانسته است. و نگا: فتح الباری (۱۱/۲۴۳).
() بخاری با فتح (۱۰/۱۱۶) بهشمارهٔ (۵۶۵۳) و بین دو پرانتز از سنن ترمذی است بهشماره (۲۴۰۰) و نگا: صحیح سنن ترمذی (۲/۲۸۶).
() بخاری همراه با فتح (۱۰/۱۲۰) به شمارهٔ (۵۶۴۸)، و مسلم (۴/۱۹۹۱) بهشمارهٔ (۲۵۷۱).
() روایت مسلم (۴/۱۹۹۱) بهشمارهٔ ۲۵۷۲
() وصب: به دردی گفته میشود که همیشه همراه انسان است، برای نمونه قول خداوند: (وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ) یعنی عذابی که رهایشان نمیکند. نگا: شرح نووی (۱۶/۱۳۰).
() النصب: سختی و خستگی
() گفته شده است که فعل «يَهُمُّه» با فتح یاء و ضم هاء خوانده میشود و همچنین «يُهَمَّه» با ضم یاء و فتح هاء نیز گفته شده است؛ به معنای غمگین کردن او. هر دو وجه صحیح است. برای اطلاعات بیشتر به شرح نووی بر صحیح مسلم،(۱۶/۱۳۰) مراجعه کنید.
() روایت مسلم (۴/۱۹۹۳) بهشمارهٔ ۲۵۷۳.
() ترمذی بهشمارهٔ ۲۳۹۶، و ابن ماجه بهشمارهٔ ۴۰۳۱، وشیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۲/۲۸۶) آنرا حسن دانسته است.
() گفته شده است: «سُخط» و «سَخط» به معنای نارضایتی و مخالف رضایت است. «سَخِطَ» یعنی خشمگین شد و او «ساخِط» (خشمگین) است. «أَسْخَطَهُ» به معنای خشمگین کردن او است. همچنین گفته میشود: «تَسَخَّطَ عطاءه» یعنی عطای او را کم شمرد و برایش ارزشمند نبود. «سَخِطَ سَخَطًا» از باب «تعب» است و «السُّخط» (با ضم سین) اسم آن است. همچنین گفته میشود: «سَخِطْتُهُ» و «سَخِطتُ علیه» و «أَسْخَطْتُهُ فَسَخِطَ» به معنای خشمگین کردن اوست، مانند «أغضبته فغضب» از نظر وزن و معنا. برای اطلاعات بیشتر به «الصحاح» در ماده «سخط» و «المصباح المنیر» در ماده «سخط» مراجعه کنید.
() یعنی: بندهٔ مسلمان.
() ترمذی بهشمارهٔ ۲۶۹۸، و ابن ماجه بهشمارهٔ ۴۰۲۳، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۲/۲۸۶) آنرا حسن دانسته است.
() احمد (۱/۳۹۱)، به شمارهٔ (۳۷۱۲) و شیخ آلبانی در صحیح ترغیب و ترهیب بهشمارهٔ ۱۸۲ آنرا صحیح دانسته است.
() بخاری (۷/۱۵۸) بهشمارهٔ (۲۸۹۳)، پیامبر صلی الله علیه و سلم بسیار این دعا را میخواندند. نگا: بخاری همراه فتح ۱۱/۱۷۳.
() امام بخاری (۷/۱۵۴) به شماره (۶۳۴۶)، وامام مسلم (۴/۲۰۹۲) به شماره (۲۷۳۰) روایت کرده اند.
() روایت ابوداود (۴/۳۲۴) بهشمارهٔ (۵۰۹۲)، و احمد (۵/۴۲) بهشمارهٔ (۲۰۴۳۰) و شیخ آلبانی در ارواء الغلیل (۳/۳۵۷) و ارناؤوط در تحقیق مسند (۳۴/۷۵) آنرا حسن دانستهاند.
() روایت ترمذی (۵/۵۲۹) بهشمارهٔ (۳۵۰۵)، و حاکم، و آنرا صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت کرده است (۱/۵۰۵) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۳/۱۶۸) آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ابوداود (۲/۸۷) بهشمارهٔ (۱۵۲۵) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه (۲/۳۳۵) و صحیح سنن ترمذی (۴/۱۹۶) آنرا صحیح دانسته است.
() مسلم (۴/۱۷۲۸) بهشمارهٔ (۲۲۰۲).
() روایت ترمذی بهشمارهٔ (۲۰۸۳) و ابوداود بهشمارهٔ (۳۸۹۳)، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۲/۲۱۰) و صحیح الجامع (۵/۱۸۰) آنرا صحیح دانسته است.
() روایت ابوداود (۴/۱۲) بهشمارهٔ (۳۸۹۳)، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۳/۱۷۱) آنرا حسن دانسته است.
() روایت بخاری با فتح (۱۰/۱۷۴) بهشمارهٔ (۳۲۶۴) و مسلم (۴/۱۷۳۳) بهشمارهٔ (۲۲۱۰).
() روایت بخاری با فتح (۱۰/۲۰۸) كتاب الطب، باب رقية النبي صلى الله عليه وسلم.
() طبرانی در معجم الصغیر (۲/۸۳۰)، و هیثمی در مجمع الزوائد (۵/۱۱۱) سند آنرا حسن دانسته و شیخ آلبانی در سلسله صحیحه بهشمارهٔ ۵۴۸ آنرا صحیح دانسته است.
() برای دریافت این جزئیات با ادلهٔ صحیح آن به آفات اللسان (ص ۱۱۰-۱۱۲) والحكمة في الدعوة إلى الله، (ص ۶۴-۶۶) اثر مؤلف مراجعه شود.
() بخاری به همراه فتح الباری (10/ 143) حدیث شمارهی (5688)، مسلم (1735) حدیث شمارهی (2215).
() نگا: زاد المعاد (۴/۲۹۷) والطب من الكتاب والسنة اثر علامه موفق الدين عبد اللطيف البغدادي (ص: ۸۸).
() بخاری همراه با فتح (۱۰/۱۳۷)، بهشمارهٔ (۵۶۸۱)، و نگا: فوائد عسل در کتاب زادالمعاد (۴/۵۰-۶۲)، و الطب من الكتاب والسنة للعلامة موفق الدين عبد اللطيف البغدادي (ص ۱۲۹-۱۳۶).
() روایت مسلم (۴/۱۹۲۲) بهشمارهٔ (۲۴۷۳) و بین پرانتز روایت بزار (۲/۸۶) و بیهقی در سنن کبری (۵/۱۴۷) و طبرانی در معجم الاوسط (۳/۲۴۷) است و سند آن صحیح است، نگا: مجمع الزوائد (۳/۲۸۶).
() ابن ماجه (۳۰۶۲) و دیگران، و شیخ آلبانی در صحیح سنن ابن ماجه (۲/۱۸۳) و ارواء الغلیل (۴/۳۲۰) آنرا صحیح دانسته است.
() الاداوة: تشت، و جمع آن اداوی است. الصحاح (۱/۱۱).
() ترمذی (۱/۱۸۰) بهشمارهٔ (۹۶۳)، و بیهقی (۵/۲۰۲) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۱/۲۸۴) و سلسله احادیث صحیحه (۲/۵۷۲) بهشمارهٔ (۸۸۳) و زاد المعاد (۴/۳۹۲).
() و غیر از اهل حجاز میگویند: «فَبَرِئْتُ». نگا: النهاية في غريب الحديث (۱/۱۱۱).
() زاد المعاد (۴/۳۹۳ و ۱۷۸).
() نگا: إغاثة اللهفان من مصائد الشيطان اثر ابن قیم (۱/۷ و ۷۳).
() نگا: إغاثة اللهفان من مصايد الشيطان (۱/۹).
() نگا: إغاثة اللهفان (۱/۹).
() نگا: إغاثة اللهفان (۱/۴۴).
() نگا: إغاثة اللهفان (۱/۱۳۶).
() روایت ترمذی بهشمارهٔ (۳۳۹۲) و ابوداود بهشمارهٔ (۵۰۵۸) و شیخ آلبانی در صحیح سنن ترمذی (۳/۱۴۲) آنرا صحیح دانسته است.
() نگا: إغاثة اللهفان (۱/۱۴۵-۱۶۲).
() برای فهم این نامها و ادلهٔ آن از قرآن و سنت مراجعه شود به کتاب: (شرح أسماء الله الحسنى في ضوء الكتاب والسنة) اثر نویسنده.